انتقام، صلح و خیر عمومی
ایران در تاریخ معاصر خود هیچگاه آغازگر جنگ نبوده است جز آنکه به او تحمیل شده باشد. حمله متفقین و اشغال ایران توسط آنها در شهریور 1320 تا تجاوز عراق در شهریور 1359، تجاوز آمریکا و اسرائیل در خرداد و سپس اسفند 1404، همگی به کشور تحمیل شدهاند. ایران صرفا برای نجات و دفع تجاوز، دفاع کرده است. تجاوز رژیم عراق به ایران 250 هزار شهید، 400 هزار جانباز و هزاران میلیارد خسارت مادی به ایران تحمیل کرد. ایرانیان سرافرازانه دفاع کردند، فرماندهان بزرگ و عزیزی به شهادت رسیدند، اما کشور محفوظ ماند. ایران پس از تلاشهای متعدد و آزادسازی بخشهای بسیار بزرگی از مناطق اشغالی، نهایتا قطعنامه 598 را پذیرفت و با آغاز مذاکرات و تخلیه بخشهایی از خاک کشور که هنوز در اشغال عراق بود، جنگ پایان یافت. به رغم جنایتها و ویرانگریهایی که عراق علیه ایران انجام داد، به رغم آنکه مقامات عالیرتبه کشوری و فرماندهان رشید و بزرگ نظامی از ایران شهید شدند، رهبر انقلاب و مسئولان ارشد کشور، با در نظر گرفتن منافع ملی و مصالح نظام و خیر عمومی، هوشمندانه به سمت پایان جنگ و برقراری صلح رفتند. در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل به ایران، مهمتر از منابع مادی کشور که در این حمله نامشروع از میان رفت، رهبر معظم به شهادت رسید و علاوه بر ایشان تعداد زیادی از فرماندهان ارشد نظامی، چند وزیر و مقام عالی، دانشمندان و زن، کودک و پیر و جوان به شهادت رسیدند. اگرچه شهادت رهبری واقعه بزرگ، تاریخی، دردناک و جبرانناپذیری بود، بعید است در نگاهی منصفانه بتوان حجم تلفات انسانی و ویرانیهای جنگ تحمیلی سوم را قابل مقایسه با جنگ ایران و عراق دانست. در آن جنگ صدها فرمانده نظامی ردهبالا و مهم کشور -و شاید هم بیشتر- و رزمندگان و چندین وزیر و مقام عالی دیگر و کسانی مانند شهید چمران و در مجموع 250 هزار نفر شهید شدند.
ایران در تاریخ معاصر خود هیچگاه آغازگر جنگ نبوده است جز آنکه به او تحمیل شده باشد. حمله متفقین و اشغال ایران توسط آنها در شهریور 1320 تا تجاوز عراق در شهریور 1359، تجاوز آمریکا و اسرائیل در خرداد و سپس اسفند 1404، همگی به کشور تحمیل شدهاند. ایران صرفا برای نجات و دفع تجاوز، دفاع کرده است.
تجاوز رژیم عراق به ایران 250 هزار شهید، 400 هزار جانباز و هزاران میلیارد خسارت مادی به ایران تحمیل کرد. ایرانیان سرافرازانه دفاع کردند، فرماندهان بزرگ و عزیزی به شهادت رسیدند، اما کشور محفوظ ماند. ایران پس از تلاشهای متعدد و آزادسازی بخشهای بسیار بزرگی از مناطق اشغالی، نهایتا قطعنامه 598 را پذیرفت و با آغاز مذاکرات و تخلیه بخشهایی از خاک کشور که هنوز در اشغال عراق بود، جنگ پایان یافت. به رغم جنایتها و ویرانگریهایی که عراق علیه ایران انجام داد، به رغم آنکه مقامات عالیرتبه کشوری و فرماندهان رشید و بزرگ نظامی از ایران شهید شدند، رهبر انقلاب و مسئولان ارشد کشور، با در نظر گرفتن منافع ملی و مصالح نظام و خیر عمومی، هوشمندانه به سمت پایان جنگ و برقراری صلح رفتند. در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل به ایران، مهمتر از منابع مادی کشور که در این حمله نامشروع از میان رفت، رهبر معظم به شهادت رسید و علاوه بر ایشان تعداد زیادی از فرماندهان ارشد نظامی، چند وزیر و مقام عالی، دانشمندان و زن، کودک و پیر و جوان به شهادت رسیدند. اگرچه شهادت رهبری واقعه بزرگ، تاریخی، دردناک و جبرانناپذیری بود، بعید است در نگاهی منصفانه بتوان حجم تلفات انسانی و ویرانیهای جنگ تحمیلی سوم را قابل مقایسه با جنگ ایران و عراق دانست. در آن جنگ صدها فرمانده نظامی ردهبالا و مهم کشور -و شاید هم بیشتر- و رزمندگان و چندین وزیر و مقام عالی دیگر و کسانی مانند شهید چمران و در مجموع 250 هزار نفر شهید شدند.
خسارات مادی ایران نزدیک به هزار میلیارد دلار برآورد شد. این مبلغ به ارزش امروزی معادل دوهزارو 800 میلیارد دلار است. در جنگ تحمیلی سوم سههزارو ۵۰۰ نفر شهید شدند. خسارات مادی ایران نیز 270 میلیار دلار برآورد شده است.
در حالی که عراق با تجاوز خود به ایران خساراتی تاریخی و بیسابقه را به کشور تحمیل کرد و خونها ریخت و ویرانیها به بار آورد، اما باز هم ایران صلح را بهجای ادامه جنگ پذیرفت.
جنگها بخش جداییناپذیر تاریخ بشرند و انواع تلفات مادی و انسانی بخش جداییناپذیر هر جنگ.
در کنار واقعیت جنگ، صلح هم از واقعیتها و آرمانهای انسانی است. خیلیها جنگ را تلاشی برای صلح میدانند؛ صلح اصل است و جنگ استثنا. حقوق جنگ از همینجا پدیدار شد. جامعه ملل و بعدتر سازمان ملل محصول جنگهای اول و دوم جهانیاند که برای پیشگیری از جنگ و ترویج صلح به وجود آمدند؛ چراکه رشد و تعالی مادی و معنوی انسانها و جوامع در صلح است که ممکن میشود.
زمانی عمدتا تحمیل رنج به دشمن، از علل ایجاد یا ادامه جنگها بود. در سنتهای عشایری خیلی اوقات انتقام موجبی برای نزاعهای خونین در دایرهای بسته است؛ یکی تو میزنی و یکی دیگری، دوباره تو میزنی و دیگری. در چنین جنگی نه خیر عمومی، که تحمیل رنج به دشمن مقصود اصلی است تا او سزای جنگافروزیاش را ببیند؛ روشن است که او نیز پاسخ میدهد و این رنجی میشود که چون بومرنگ به خودی نیز باز میگردد.
در جنگ تحمیلی سوم، ما زندگی خود را میکردیم. زبان ما و برخی کارهای ما در چارچوب برخی قواعد بینالملل نبود ولی خود جنگی با کسی نداشتیم که ناگهان دستهای سیاه، جنگ افروختند. ایران ایستاد و پایدار ماند. ما را زیر آتش گرفتند. ما ماندیم. مردم صبورانه و نیروهای مسلح دلیرانه دفاع کردند. دشمن متجاوز قاتل به اهدافش نرسید. در جنگها وقتی متجاوز به اهدافش نمیرسد، یعنی شکست خورده است؛ چنان که عراقِ صدام شکست خورد.
اینک ما که آغازگر و خواستار جنگ نبودیم، باید در کجا نقطه پایان بر جنگ تحمیلی سوم بگذاریم؟ آیا باید کیفردادن به متجاوزی که مردم و خصوصا رهبری معظم کشور را به شهادت رساند، هدف قرار داد و صلح را نفی و طرد کرد و تا کیفر متجاوز، به استمرار جنگ پرداخت؟ تا کی؟ چگونه؟ با تحمل چه آثاری برای مردم و نظام و کشور؟ یا باید تلاش کرد شرافتمندانه با حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملت و شرافت ملی از مسیر گفتوگو به سوی صلح رفت و به این اندیشید که در برابر دشمنی که در فکر نابودی نظام و کشور بود، ماندن و بزرگتر و قویترشدن خود سختترین کیفر است؟ اگر دشمن باز هم به جنگ آمد باید جنگید، اما اگر دشمن هم به صلح گرایید و امکان صلح بود، خیر عمومی در صلح است.
وان جنحوا للسلم فاجنح لها وتوکل علی الله انه هو السمیع العلیم.