|

چالشی نظری-تجربی بر دکترین بازدارندگی در روابط بین‌الملل معاصر

صلح از طریق قدرت یا صلح مثبت؟

نظریه «صلح از طریق قدرت» (Peace Through Strength) یکی از برجسته‌ترین راهبردها و نظریه‌های رئالیسم سیاسی در روابط بین‌الملل معاصر است. این رویکرد که ریشه در اندیشه‌های توماس هابز، نیکولو ماکیاولی و هانس مورگنتاو دارد، نظام بین‌المللی را ذاتا بی‌نظم و دچار هرج‌ومرج (آنارشیک-Anarchic) تلقی می‌کند و دولت‌ها را بازیگرانی عقلانی اما خودمحور می‌داند که برای بقا ناگزیر به حداکثرسازی قدرت نظامی و اقتصادی هستند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

عرفان میرزازاده: نظریه «صلح از طریق قدرت» (Peace Through Strength) یکی از برجسته‌ترین راهبردها و نظریه‌های رئالیسم سیاسی در روابط بین‌الملل معاصر است. این رویکرد که ریشه در اندیشه‌های توماس هابز، نیکولو ماکیاولی و هانس مورگنتاو دارد، نظام بین‌المللی را ذاتا بی‌نظم و دچار هرج‌ومرج (آنارشیک-Anarchic) تلقی می‌کند و دولت‌ها را بازیگرانی عقلانی اما خودمحور می‌داند که برای بقا ناگزیر به حداکثرسازی قدرت نظامی و اقتصادی هستند. براساس این دیدگاه، صلح پایدار تنها از طریق بازدارندگی معتبر (Credible Deterrence)، برتری نظامی آشکار و نمایش اراده قاطع برای استفاده از زور به دست می‌آید. با وجود کاربرد گسترده این نظریه، گزارش شاخص تروریسم جهانی ۲۰۲۶ (Global Terrorism Index 2026) نشان می‌دهد که این راهبرد لزوما به صلح مثبت و پایدار منجر نمی‌شود. مرگ‌ومیر ناشی از تروریسم در سال ۲۰۲۵ با ۲۸ درصد کاهش به ۵۵۸۲ نفر رسید، اما این کاهش جهانی، پنهان‌کننده تمرکز شدید تروریسم در مناطق پس از جنگ و مرزی است و خطر رادیکالیسم بلندمدت را افزایش داده است. صلح پایدار نه از طریق قدرت، که از راه روابط متقابل به‌ویژه روابط تجاری و اقتصادی به دست می‌آید. امانوئل کانت در رساله کلاسیک «صلح پایدار» رویکردی متفاوت ارائه کرد. او با معرفی «حقوق جهان‌میهنی»  (Cosmopolitan Law) تأکید داشت که میهمان‌نوازی نسبت به خارجیان و تسهیل تجارت آزاد می‌تواند پیوندهای مسالمت‌آمیز ایجاد کند. کانت معتقد بود «روح تجارت با جنگ هم‌زیستی ندارد».

محدودیت‌های صلح از طریق قدرت و عواقب آن

دکترین صلح از طریق قدرت مشکلات را ریشه‌ای حل نمی‌کند، بلکه اغلب آنها را سرکوب می‌کند. گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد درباره کودکان و درگیری‌های مسلحانه (۲۰۲۴-۲۰۲۵) و شاخص تروریسم جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد جنگ ممکن است آرامش ظاهری کوتاه‌مدت ایجاد کند، اما عواقب انسانی و اجتماعی آن بستر خشونت جدید را فراهم می‌کند. طبق گزارش شاخص تروریسم جهانی (۲۰۲۶)، رتبه‌بندی کشورهای تحت تأثیر شدید تروریسم در سال ۲۰۲۵ به این شرح بوده است: 1. پاکستان (رتبه اول جدید) - ۱۱۳۹ کشته، 2. سوریه، 3. نیجریه، 4. سومالی، 5. افغانستان، 6. مالی، 7. بورکینافاسو، 8. یمن، 9. عراق، 10. جمهوری دموکراتیک کنگو. این رتبه‌بندی نشان می‌دهد بسیاری از کشورهای درگیر جنگ، در جریان جنگ یا پس از جنگ همچنان بیشترین آسیب را از تروریسم می‌بینند. گزارش تأکید دارد که جوانان و نوجوانان در این مناطق به‌دلیل بیکاری، عدم آموزش و آسیب‌های روانی، هدف اصلی جذب گروه‌های افراطی هستند.

 در غزه: محرومیت صدها هزار کودک از آموزش، یتیمی گسترده و آسیب‌های روانی شدید، خطر تبدیل‌شدن به «نسل گمشده» (Lost Generation) را افزایش داده است.

 در سوریه و عراق: هزاران کودک بدون آموزش و چشم‌انداز اقتصادی گرفتار هستند.

 در افغانستان: ممنوعیت آموزش دختران و فقر شدید، خطر رادیکالیسم را به‌شدت بالا برده است.

صلح مثبت: الگوی پایدار و ریشه‌ای

در مقابل، مفهوم صلح مثبت (Positive Peace)، یوهان گالتونگ الگوی برتر ارائه می‌دهد. صلح مثبت فراتر از غیاب جنگ است، شامل نبود خشونت‌های ساختاری و فرهنگی و وجود عدالت، همکاری و شکوفایی انسانی است. عوامل کلیدی برای این دستاوردها عبارت‌اند از:

 احترام به موازین حقوق بشر و حاکمیت قانون

 روابط خوب با همسایگان و دیپلماسی چندجانبه (Multilateral Diplomacy)

 جریان آزاد اطلاعات و آزادی بیان

 توزیع عادلانه منابع (Equitable Distribution of Resources)

 حاکمیت شایسته (Good Governance) همراه با مبارزه با فساد

 اقتصاد قوی و فراگیر (Inclusive Economy)

 پذیرش حقوق دیگران و سیاست‌های فراگیر (Inclusivity)

نتیجه‌گیری

نظریه صلح از طریق قدرت، هرچند ممکن است آرامش موقتی ایجاد کند، اما مشکلات را ریشه‌ای حل نمی‌کند. تجربیات عراق، سوریه، غزه و افغانستان نشان می‌دهد جنگ با تولید یتیمان، فقر، محرومیت آموزشی و آسیب‌های روانی، بستر ایده‌آل برای جذب جوانان توسط گروه‌های افراطی و گسترش تروریسم فراهم می‌کند. گزارش شاخص تروریسم جهانی (۲۰۲۶) به‌وضوح هشدار می‌دهد که بدون پرداختن به این آسیب‌های ساختاری، کاهش موقت تروریسم پایدار نخواهد بود. صلح واقعی و پایدار، صلح مثبتی است که بر پایه عدالت اجتماعی، حقوق بشر، همکاری اقتصادی، حاکمیت شایسته بنا شده باشد. تنها با سرمایه‌گذاری بر عوامل ساختاری صلح مثبت می‌توان از چرخه معیوب جنگ، خشونت و افراط‌گرایی رهایی یافت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.