|

یک‌ سال جنگ در تصویری از پرش سه‌گام

مدتی است که قصد نوشتن این یادداشت را داشته‌ام و به نوعی در برخی مطالبم، نه به‌ صراحت بلکه در لفافه به آن پرداخته‌ام؛ مثلا بارها از این نوشته‌ام که «آرزوهایمان را تبدیل به خبر و تحلیل نکنیم» و متأسفانه بسیار دیده‌ام که خلاف این عمل کرده‌ایم.

مدتی است که قصد نوشتن این یادداشت را داشته‌ام و به نوعی در برخی مطالبم، نه به‌ صراحت بلکه در لفافه به آن پرداخته‌ام؛ مثلا بارها از این نوشته‌ام که «آرزوهایمان را تبدیل به خبر و تحلیل نکنیم» و متأسفانه بسیار دیده‌ام که خلاف این عمل کرده‌ایم. این اشاره را ضروری می‌دانم که شاید برای مردم عادی، این عیب نباشد که جهان را از پنجره علایق و نفرتشان ببینند و خشنودی و ناخشنودی‌ خود را در نگاه به مسائل دخیل کنند، اما تحلیلگر در مقام تحلیل، بسیار باید از این عارضه پرهیز کند و در شرح جهان واقع، آنچه را هست‌ توضیح دهد، نه آنچه دوست دارد ‌باشد.

در این ایام جنگ که در حقیقت یک‌ سال است‌ طول کشیده و در فاصله چند‌ماهه بین جنگ ۱۲‌روزه و‌ جنگ ۴۰‌روزه، با آنکه نامش آتش‌بس بود و بمبارانی رخ نمی‌داد، ولی آتش جنگ همچنان لهیب می‌کشید. بهتر است برای آنکه منظورم را واضح‌تر بگویم، به‌ ناچار مثالی بزنم. احتمالا مسابقات دومیدانی را یا از نزدیک ‌یا از صفحه تلویزیون دیده‌اید. یکی از مجموعه مسابقات دومیدانی، مسابقه «پرش سه‌گام» است. در این نوع از پرش، دونده با فاصله‌ای از چاله پرش که با گام‌هایش سنجیده، می‌ایستد و با فرمان داور به سوی چاله پرش می‌دود و وقتی ‌پایش به خط پرش می‌رسد، اولین گام پرش را برمی‌دارد و می‌پرد. بعد وقتی پای مخالف بر زمین رسید، جست دوم را می‌زند و در سومین گام، با تمام توان پای را بر زمین فشار می‌دهد و در چاله پرش فرود می‌آید و تا جایی که می‌تواند‌ بدن خود را به سمت جلو کش می‌دهد تا اندازه پرش را حداکثری کند. ‌من‌ وقتی‌ با فاصله و نه به سبب علاقه یا نفرت، به وقایع این یک‌ سال جنگ می‌نگرم، آنچه را رخ داده ‌بسیار مشابه پرش سه‌گام می‌بینم.‌

برای شرح این پرش و به‌خصوص گام دوم آن، لازم است خاطره‌ای را نقل کنم. آقای محمد ترکمان‌دهنوی که تاریخ‌پژوه و کارشناس تاریخ معاصر و از علاقه‌مندان مرحوم دکتر مصدق است و کتاب‌هایی چند در موضوع وقایع کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ دارد، حدود ۴۰ سال پیش برایم خاطره‌ای گفت که همیشه آن را در ذهن دارم. جناب ترکمان تعریف می‌کرد ‌پیش از انقلاب با عده‌ای از جوانان پرشور که دلبستگی به سرنوشت میهن و انتقاداتی نسبت به حکومت پهلوی داشتند، گرد‌هم آمده و هسته‌ای از جریان فعال سیاسی تشکیل داده بودند. در ادامه، ‌ساواک همه آنان را بازداشت کرد و به زندان انداخت و در رسانه‌های آن ایام از کشف گروهی پنهان و خرابکار گفت. جناب ترکمان تعریف می‌کرد ‌در زندان و تحت بازجویی‌ها بود که تازه فهمید آن تشکیلات را خود ساواک راه‌اندازی کرده بود تا هم مخالفان را در پوشش آن تشکیلات، جذب و شناسایی کند‌ و هم در زمان لازم، با دستگیری همه آنان و اعلام متلاشی‌کردن یک گروه خرابکار، در جامعه چنین تصوری بسازد که ساواک اشراف اطلاعاتی بسیار گسترده و قدرتمندی دارد و همه‌ چیز در کنترل آن سازمان مخوف است.

در ادامه، جناب ترکمان به من ‌گفت‌ «از آن زمان بود که متوجه شدم ‌چه آرمان‌های بزرگ و شریفی می‌تواند بازیچه اغراض کسانی باشد که احساسات پاک را به هر سو که خود می‌خواهند، هدایت کرده و جهت می‌دهند». حالا به این یک سال جنگ بازگردیم. گفتم که اگر با فاصله نگاه کنیم، این جنگ یک‌ساله، بی‌شباهت به پرش سه‌گام نیست. به نقل از مدیران سابق و اسبق موساد، گفته می‌شود‌ سازمان‌های اطلاعاتی دشمنان ایران، ۲۰ سال برای تدارک این جنگ و نفوذ در ساختارهای کشورمان، برنامه‌ریزی و سازماندهی کرده بودند و با توجه به ترورهایی که در اولین روز هر دو جنگ ۱۲‌روزه و ۴۰‌روزه انجام شد، می‌توان متوجه شد که چقدر این نفوذ قدرتمند و گسترده بوده است که حتی با وجود ترورهای هولناک روز اول جنگ ۱۲‌روزه، به هر دلیل که جای گفتنش در این یادداشت نیست، نتوانستیم صدمه‌ای به آن نفوذ بزنیم که در روز اول جنگ 40روزه، همان واقعه و این بار بسیار عمیق‌تر رخ داد. آن سازماندهی ۲۰‌ساله دشمنان، مانند همان دورخیز پرنده دوومیدانی‌کار بود و جنگ ۱۲روزه نیز‌ گام اول پرش. اما به گمان من، گام دوم این پرش که بخشی از همین یک‌ سال جنگ است، وقایع دی‌ماه است که همان موقع پمپئو (وزیر خارجه اسبق آمریکا) گفته بود نیروهای موساد در کنار معترضان در خیابان هستند.

ترامپ نیز بارها از ارسال اسلحه برای معترضان گفته و گروه‌های جدایی‌طلب نیز نیروهای خود را از سراسر جهان برای عملیات دی‌ماه و جنگ پس از آن‌ فراخوانده بودند. و همان‌طور که گام دوم در پرش سه‌گام، انرژی ذخیره‌شده لازم برای گام سوم را آزاد می‌کند، این گام دوم جنگ، استارت لازم برای جنگ ۴۰‌روزه بود‌ که بهانه آن را نیز فراهم کرد و ۹ اسفند، گام سوم پرش انجام شد. اینکه در ادامه‌ جنگ به کجا خواهد رسید‌ به‌ جای خود، ولی اینکه اولا نیروهای نفوذ، این همه دقیق‌ سازماندهی و عمل کردند، اینکه آن‌قدر این نفوذ قدرتمند بود که ترورهای اولین روز در هر دو جنگ را به شکل مؤثر انجام دادند و اینکه چه کردیم که بخشی از جامعه‌ چنین انرژی‌ای برای گام دوم پرش در اختیار دشمنان کشور فراهم کرد، جای دقت، هشدار و توجه دارد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.