|

تحلیلی بر اثرات شوک هرمز و مکانیسم تشدید ناامنی غذایی در جهان

انسداد هرمز بار دیگر نشان داد که هرگونه بحران امنیتی یا اختلال در هر گذرگاه، تنها محدود به بازار انرژی باقی نمی‌ماند، بلکه به‌سرعت آثار خود را بر زنجیره‌های تأمین جهانی، تجارت کالاهای اساسی و امنیت غذایی جهان نمایان می‌کند.

انسداد هرمز بار دیگر نشان داد که هرگونه بحران امنیتی یا اختلال در هر گذرگاه، تنها محدود به بازار انرژی باقی نمی‌ماند، بلکه به‌سرعت آثار خود را بر زنجیره‌های تأمین جهانی، تجارت کالاهای اساسی و امنیت غذایی جهان نمایان می‌کند. جنگ آمریکا علیه ایران و اختلال گسترده در عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز، نمونه‌ای روشن از این پیوند پیچیده میان امنیت «ژئوپلیتیکی منطقه‌ای» و امنیت «غذایی» بود؛ پدیده‌ای که هنوز عواقب نهایی و بلندمدت آن عیان نشده است. در روزهای نخست بحران، کاهش شدید تردد نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری موجب افزایش ناگهانی قیمت انرژی، اختلال در حمل‌ونقل دریایی و افزایش هزینه‌های بیمه و لجستیک شد. این وضعیت به‌سرعت از حوزه انرژی به بخش کشاورزی و غذا سرایت کرد و نگرانی‌های جدی درباره افزایش قیمت مواد غذایی، کمبود نهاده‌های کشاورزی و کاهش قدرت خرید خانوارها را در بسیاری از کشورهای جهان به‌ویژه در جنوب جهانی به وجود آورد. در این یادداشت تلاش می‌شود با تکیه بر اسناد و تحلیل‌های منتشرشده توسط فائو، شرایط ایجادشده از منظر امنیت غذایی جهانی بررسی شود. نگارنده به‌عنوان عضو هیئت عالی کارشناسان امنیت غذایی (HLPE) تلاش دارد چارچوب تحلیلی فائو درباره بحران تنگه هرمز و پیامدهای آن بر نظام جهانی غذا و کشاورزی را بررسی و نقد و ارزیابی کند.

بحران هرمز و مکانیسم انتقال شوک به نظام غذایی جهان

بحران تنگه هرمز را نمی‌توان صرفا یک بحران منطقه‌ای یا اختلال موقت در صادرات نفت تلقی کرد، بلکه آن را باید یک «شوک سیستمی بالادستی» نامید که از طریق شبکه‌های پیچیده تجارت، انرژی و کشاورزی به سراسر جهان منتقل می‌شود. به باور تحلیلگران فائو، امنیت غذایی امروز جهان بیش از همیشه به‌شدت به ثبات بازار انرژی، حمل‌ونقل دریایی و تجارت نهاده‌های کشاورزی وابسته است. بخش بزرگی از کودهای شیمیایی جهان، به‌ویژه اوره و آمونیاک، از کشورهای حوزه خلیج فارس صادر می‌شود. هم‌زمان، بسیاری از کشورهای آفریقایی و آسیایی وابستگی بالایی به واردات مواد غذایی و نهاده‌های کشاورزی دارند؛ بنابراین هرگونه اختلال در تنگه هرمز مستقیم بر هزینه تولید کشاورزی و قیمت مواد غذایی در این کشورها تأثیر می‌گذارد. در جریان بحران اخیر، کاهش شدید تردد کشتی‌ها موجب افزایش قیمت نفت و گاز شد. افزایش قیمت انرژی نیز هزینه‌های آبیاری، حمل‌ونقل، ذخیره‌سازی و فراوری محصولات غذایی را افزایش داد. علاوه بر این، افزایش قیمت گاز طبیعی، هزینه تولید کودهای نیتروژنی را بالا برد و در نتیجه قیمت کود در بازار جهانی به‌شدت افزایش یافت. این شرایط به‌ویژه برای کشاورزان خرده‌مالک و کشورهای کم‌درآمد که وابسته به واردات نهاده‌های کشاورزی هستند، بسیار نگران‌کننده بود.

نقش کودهای شیمیایی در تشدید بحران غذایی

یکی از مهم‌ترین ابعاد تحلیلی فائو در این بحران، توجه به نقش کودهای شیمیایی است. برخلاف بسیاری از بحران‌های پیشین که مستقیم عرضه مواد غذایی و زنجیره توزیع را هدف قرار می‌دادند، بحران هرمز ابتدا عرضه نهاده‌های تولید و زنجیره تأمین را مختل کرد. نکته بسیار مهم در این بین، نبود عنصر ذخیره‌سازی کود شیمیایی در جهان و کشورهای مصرف‌کننده جهان است که تأثیر آن را بر بازار بیش از پیش‌بینی‌ها افزایش داد. کاهش دسترسی به کود به معنای کاهش توان تولید کشاورزی در ماه‌های بعد بود. کارشناسان فائو هشدار دادند که کاهش مصرف کود در کشورهای فقیر می‌تواند موجب کاهش عملکرد محصولات، کاهش تولید غلات و در نهایت افزایش بیشتر قیمت غذا شود. از این منظر، بحران هرمز نه‌فقط یک شوک کوتاه‌مدت، بلکه تهدیدی برای تولید آینده غذا در جهان و فقر بیشتر کشاورزان خرد در جنوب جهانی است. این تحلیل نشان می‌دهد که ناامنی غذایی تنها ناشی از کمبود فیزیکی غذا نیست، بلکه افزایش هزینه تولید و کاهش قدرت خرید نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری بحران دارد. در واقع، بسیاری از خانوارها حتی در شرایطی که غذا در بازار موجود است، ممکن است توان مالی و قدرت خرید آن را از دست بدهند.

آسیب‌پذیری کشورهای واردکننده غذا

فائو در اسناد خود تأکید می‌کند کشورهای وابسته به واردات غذا بیشترین آسیب را از بحران هرمز متحمل می‌شوند. بسیاری از کشورهای آفریقایی، آسیایی و حتی برخی کشورهای خاورمیانه وابستگی بالایی به واردات غلات، روغن نباتی و کودهای شیمیایی دارند. افزایش هزینه حمل‌ونقل و افزایش قیمت انرژی، هزینه واردات این کشورها را به‌شدت افزایش می‌دهد. در کنار این مسئله، کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با وجود ثروت و منابع انرژی، به دلیل محدودیت منابع آب و شرایط اقلیمی، وابستگی شدیدی به واردات مواد غذایی دارند؛ بنابراین اختلال در تجارت دریایی می‌تواند امنیت غذایی این کشورها را نیز تهدید کند. فائو همچنین به کاهش حواله‌های ارزی کارگران مهاجر اشاره می‌کند. میلیون‌ها کارگر از کشورهای آفریقایی و آسیایی در کشورهای حوزه خلیج فارس مشغول به کار هستند و درآمد آنها نقش مهمی در معیشت خانوارهایشان دارد. رکود اقتصادی و کاهش فعالیت‌های اقتصادی در منطقه می‌تواند موجب کاهش این حواله‌ها و در نتیجه کاهش توان خرید خانوارها شود.

توصیه‌های سیاستی فائو

فائو برای مقابله با این بحران، مجموعه‌ای از سیاست‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت را پیشنهاد می‌کند. در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین اولویت حفظ جریان تجارت و جلوگیری از محدودیت‌های صادراتی است. فائو هشدار می‌دهد اعمال ممنوعیت صادرات توسط کشورها می‌تواند بحران جهانی غذا را تشدید کند. از دیگر توصیه‌های فوری می‌توان به تقویت مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل، ایجاد ذخایر استراتژیک، حمایت مالی از کشاورزان و گسترش برنامه‌های حمایت اجتماعی اشاره کرد. فائو معتقد است حمایت هدفمند از خانوارهای فقیر و کشاورزان خرده‌مالک، بسیار مؤثرتر از یارانه‌های گسترده و غیرهدفمند خواهد بود. در بلندمدت، فائو بر ضرورت تنوع‌بخشی به منابع و مبدأ واردات غذا و کود، توسعه و تقویت کشاورزی داخلی، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و تولید کودهای پایدار تأکید می‌کند. به باور فائو، بحران هرمز نشان داد وابستگی بیش از حد به چند مسیر محدود تجاری و چند مرکز اصلی تولید انرژی و کود، امنیت غذایی جهان را محدود کرده و راه‌حل کوتاه و میان مدتی برای آن وجود ندارد. بحران تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ نشان داد امنیت غذایی جهان بیش از هر زمان دیگری به ثبات ژئوپلیتیکی، بازار انرژی و زنجیره‌های حمل‌ونقل جهانی وابسته شده است. تحلیل فائو از این بحران، تصویری جامع از پیوند میان انرژی، کود، تجارت و امنیت غذایی ارائه و نشان می‌دهد بحران‌های ژئوپلیتیکی امروز می‌توانند به‌سرعت به بحران‌های انسانی و غذایی تبدیل شوند. مهم‌ترین نکته در تحلیل فائو آن است که بحران هرمز صرفا یک اختلال موقت در صادرات نفت نبود، بلکه یک «شوک سیستمی فرادستی» بود که از طریق افزایش هزینه تولید، اختلال در تجارت نهاده‌ها، افزایش ریسک و کاهش قدرت خرید خانوارها، امنیت غذایی میلیون‌ها نفر را تهدید کرد. این بحران و اثرات (کوتاه و‌ میان‌مدت) آن نشان داد در منازعات بین‌المللی این مردم فقیر کشورهای جنوب هستند که فارغ از ماهیت طرفین جنگ، اولین قربانی ناامنی غذایی در هر نقطه‌ای از جهان می‌شوند و در ادامه اثرات بلندمدت آن کل جامعه جهانی و محیط زیست را متأثر خواهد کرد. ازاین‌رو تقویت تاب‌آوری نظام‌های غذایی، کاهش وابستگی به واردات متمرکز، حمایت از کشاورزان آسیب‌پذیر و توسعه همکاری‌های چندجانبه بین‌المللی، دیگر نه یک انتخاب بلکه یک تکلیف و اجبار تلقی می‌شود و از مهم‌ترین درس‌های این بحران برای آینده امنیت غذایی جهان به شمار می‌رود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.