چرا تعویق انتخابات ضرورت دارد؟
انتخابات شوراهای شهر برای نزدیک به دو سال گذشته مورد بحث و مناقشه بین صاحبان سلیقههای سیاسی رقیب بوده است. طبق تقویم انتخاباتی کشور، این انتخابات باید در خرداد 1404 برگزار میشد، اما به دنبال برگزاری زودهنگام انتخابات ریاستجمهوری در خرداد 1403، برخی سخنوران پیشنهاد کردند برای هماهنگی دوباره با انتخابات ریاستجمهوری، دوران مسئولیت شورای فعلی هفتساله شود؛ پیشنهادی که با مخالفت شدید طرف مقابل روبهرو شد.
انتخابات شوراهای شهر برای نزدیک به دو سال گذشته مورد بحث و مناقشه بین صاحبان سلیقههای سیاسی رقیب بوده است. طبق تقویم انتخاباتی کشور، این انتخابات باید در خرداد 1404 برگزار میشد، اما به دنبال برگزاری زودهنگام انتخابات ریاستجمهوری در خرداد 1403، برخی سخنوران پیشنهاد کردند برای هماهنگی دوباره با انتخابات ریاستجمهوری، دوران مسئولیت شورای فعلی هفتساله شود؛ پیشنهادی که با مخالفت شدید طرف مقابل روبهرو شد. در نهایت بنا شد انتخابات شوراها در بهار 1405 انجام شود. اما اعمال محدودیت برای بسیاری از داوطلبان که حتی دامن برخی از اعضای فعلی شورا را نیز گرفت، نشان داد ارادهای قوی برای حذف همه افرادی که سلیقه متفاوت دارند، وجود دارد؛ ارادهای که حتی همفکران خود را نیز برنمیتابد. بااینحال پرونده بحثانگیز ردصلاحیتها با شروع جنگ تحمیلی و حمله ددمنشانه دشمنان متوقف ماند. اینک مسئولان اعلام کردهاند که انتخابات شوراها در اردیبهشتماه برگزار میشود. در مورد این برگزاری سه نکته مهم را میتوان به عنوان موارد قوت و ضعف برشمرد که به باور نگارنده توجه به این سه برای بازنگری در این تصمیم بسیار ضروری است:
1- بیتردید برگزاری انتخابات در چنین شرایطی که آتشبسی شکننده با آیندهای نامعلوم حاکم شده، نشان از تسلط دولتمردان بر شرایط دارد و میتوان آن را نوعی مانور قدرتمندانه تلقی کرد. گفتنی است دولتمردان انصافا در دوران 40روزه این جنگ نابرابر خوش درخشیدند و با مدیریت کارآمد عرضه کالاها و خدمات توانستند کارنامهای موفق از خود برجای بگذارند که البته همراهی و همدلی مردم فهیم و وظیفهشناس نیز نقش مهم و تعیینکننده در این موفقیت داشت. ازاینرو تلاش دولت برای برگزاری انتخابات در موعد مقرر را نیز میتوان سرفصل دیگری از این کارنامه قابل تقدیر دانست. به بیان دقیقتر، برگزاری انتخابات را باید مانور اعتمادبهنفس دولت و نمایش قدرت ملی تلقی کرد و آن را امری مثبت و ارزنده بدانیم که اعلام میکند دشمن با حمله گسترده خود نتوانست موجب برقراری وضعیت اضطراری در کشور بشود.
2- همانگونه که اشاره شد، در مرحله بررسی صلاحیت نامزدها سختگیری بسیار به کار رفته و حتی برخی نامزدها که بهاصطلاح «خودی» محسوب میشدند هم رد شدهاند تا ترکیب شورای بعدی حتی یکدستتر از وضع موجود هم بشود. وضعیتی که به شهادت روزنامههای روزهای قبل از شروع جنگ ظالمانه، مورد اعتراض شدید منتقدان بود و البته مسئولان ذیربط هیچ پاسخی به اعتراضات ندادند و فقط تعداد نامزدهای تأییدشده را به عنوان شاخصی برای سعه صدر خود مورد استناد قرار دادند که استدلالی بسیار بیپایه بود. حال در چنین شرایطی، معنی و مفهوم برگزاری انتخابات بدون توجه به انتقادات و بدون ملزمساختن مسئولان به دادن پاسخی روشن و قانعکننده به افکار عمومی، این است که هیچچیز جلودار اقلیت تمامیتخواه نیست و آنها تحت هر شرایطی باید با حداقل رأی میزهای مسئولیت و تریبونهای عمومی را تصرف کنند. به بیان دیگر، اصرار بر برگزاری انتخابات بدون بازنگری در فهرست تأییدشدگان این پیام را به افکار عمومی میرساند که سرنوشت میزهای قدرت ربطی به خواست مردم و رأی آنها ندارد و فلان جریان سیاسی با پشتوانه اندک آرای حامیان خود تحت هر شرایطی باید قدرت خود را حفظ کند و جنگ، صلح، آتشبس، مذاکره، مناظره، مشاجره و هر اتفاق دیگر، تأثیری در صورت مسئله و البته پاسخ ازپیشتعیینشده آن ندارد.
3- این روزها و شبها در میدانهای شهر شاهد صحنههای شگرفی هستیم. مردم با هر سلیقه سیاسی و با هر خاستگاه فرهنگی پای ایرانشان ایستادهاند. یعنی همان اقشاری که تبلیغات گسترده انتخاباتی در خرداد 1403 نتوانست آنها را به شرکت در انتخابات مصمم سازد، وقتی ایرانِ خودشان را در خطر دیدند، وارد میدان شدند. درواقع دشمن با این بیتدبیری خود ندانسته و ناخواسته به گسترش موج وحدت ملی در سرزمین ایران کمک کرد و به قول شاعر: «عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد». بیتردید این حضور گسترده و پربرکت نقشی بسیار تعیینکننده در متزلزلساختن اراده دشمنان داشته و خواهد داشت؛ بهویژه وقتی دیدند با تهدید به بمباران وحشیانه نیروگاهها و پلها، نهتنها مردم ایران صحنه را خالی نکردند، بلکه در همان مکانهای احتمالی حمله، سپر انسانی تشکیل دادند. در واقع و به یک کلام، همین جمعیت تشکیلدهنده سپرهای انسانی سرنوشت جنگ و سرنوشت ایران را تغییر دادند و تصویری زیبا و دلنشین از یدالله مع الجماعه به دست دادند. حال پرسش بجا و منطقی این است که آیا چنین حضور مسئولانهای و آیا چنین شور و شوقی برای نقشداشتن در تعیین سرنوشت کشور نباید هیچ واکنشی از نوع بازنگری در شیوههای محدودکننده قبل از جنگ ظالمانه به دنبال داشته باشد و بهاصطلاح باز هم باید در روی همان پاشنه قبلی بچرخد که اجازه نمیداد انتخابات با مشارکت حداکثری و دشمنشکن برگزار شود؟
حال با کنار هم گذاردن این تکنقطه قوت مهم و دو نقطه ضعف مهمتر، نگارنده قویا توصیه میکند دولت محترم با پذیرش اصل تعویق انتخابات به چانهزنی با مسئولان ذیربط بپردازد و با مطرحکردن شرایط جدید کشور و ضرورت پاسخ مثبت دادن به حضور مردم و بهگرمی فشردن دست قدرتمند آنان، مقدمات برگزاری یک انتخابات را با کمترین محدودیت و حضور سلیقههای رقیب و صدالبته حضور گسترده مردم فراهم آورد. نکته آخر اینکه نگارنده پیشبینی میکند در صورت برگزاری انتخابات در موعد تعیینشده که نتیجه روشن آن تشکیل شورای «یکدست» است، شورای جدید با هدف تمدید بیدردسر دوران مدیریت خود، در سالهای آینده پیشنهاد ششسالهشدن دوره خود را به بهانه هماهنگی با تقویم انتخاباتی خواهد داد. جل الخالق!