|

دل‌نوشته‌ای برای زیرساخت‌ها

کمتر شب و بامدادی مانند سه‌شنبه و چهارشنبه گذشته پردغدغه بود. در بامداد نوزدهم فروردین ماه جاری (1405)، بیشتر ایرانیان خواب راحت و کاملی نداشتند. دغدغه حفظ زیرساخت‌های مهم و کلیدی، خواب راحت را از چشم میلیون‌ها نفر گرفت و خوشبختانه دوراندیشی و تدبیر دولت در دقیقه 90، خوشحالی را برای ایرانیان به ارمغان آورد. برای من که نزدیک به 40 سال تجربه فعالیت حرفه‌ای در زمینه‌های مهندسی ارزش و مهندسی آب دارم، شرایط حادتر بود. بسیاری از زیرساخت‌هایی که مورد تهاجم قرار گرفتند مانند «آشنایان نزدیکم» بودند.

کمتر شب و بامدادی مانند سه‌شنبه و چهارشنبه گذشته پردغدغه بود. در بامداد نوزدهم فروردین ماه جاری (1405)، بیشتر ایرانیان خواب راحت و کاملی نداشتند. دغدغه حفظ زیرساخت‌های مهم و کلیدی، خواب راحت را از چشم میلیون‌ها نفر گرفت و خوشبختانه دوراندیشی و تدبیر دولت در دقیقه 90، خوشحالی را برای ایرانیان به ارمغان آورد. برای من که نزدیک به 40 سال تجربه فعالیت حرفه‌ای در زمینه‌های مهندسی ارزش و مهندسی آب دارم، شرایط حادتر بود. بسیاری از زیرساخت‌هایی که مورد تهاجم قرار گرفتند مانند «آشنایان نزدیکم» بودند. مهندسی ارزش یک فعالیت حرفه‌ای کوتاه‌مدت و میان‌رشته‌ای است (مانند نقشه‌برداری و ژئوتکنیک که در انواع رشته‌ها قابل اجرا است)؛ بنابراین در این چهار دهه من درگیری مستقیم در حدود هزار پروژه عمرانی بزرگ در سراسر کشور داشتم:
● پروژه‌های آب (سدسازی، منابع آب، شبکه‌های آبیاری و انتقال و تصفیه آب)
● پروژه‌های برقی (پست‌ها، شبکه‌ها و خطوط انتقال برق)
● پروژه‌های نفت و گاز (پالایشگاه‌های نفت و گاز و خطوط انتقال گاز)
● پروژه‌های حمل‌ونقل (بنادر، راه و راه‌آهن و فرودگاه‌ها)
● پروژه‌های شهری (مترو، حمل‌ونقل شهری، پروژه‌های ساختمانی و ترافیکی)
● پروژه‌های صنعتی
● پروژه‌های محیط‌زیستی (طرح‌های بازیافت)
و... .
در این چهار دهه در جریان مطالعات مربوطه از طرح‌های عمرانی در همه استا‌ن‌های کشور بازدید داشتم: از جاسک تا آبشار گل‌آخور آذربایجان شرقی، از سرخس تا روستاهای دور‌افتاده حوضه مارون، از رودخانه باران‌دوز ارومیه تا آبشوران کرمانشاه، از زرند کرمان تا خرمدشت قزوین، از جنگل‌های تنکابن تا جنگل‌های شفارود، از باغات لیموی میناب و نخل‌های آبپخش بوشهر تا باغات شلیل اهر و ذغال‌‌اخته کلیبر، از آب‌رسانی هشتجین اردبیل تا پست فشار قوی ایساتیس یزد، از حوضه کانی سیب پیرانشهر تا ایذه، مال‌آقا و قلعه تل خوزستان، از آبشار کبودوال گلستان تا سد سلمان فارسی و طرح آب‌رسانی جهرم و قیر فارس، از چاه‌نیمه‌های سیستان تا رودخانه پیغام‌چای، از رودخانه جگین بشاگرد تا کلات نادری، از سد تاریخی کُریت طبس (بلندترین سد دنیا برای 500 سال)، تا پتروشیمی بجنورد، از پالایشگاه تبریز تا پالایشگاه اصفهان، از فولاد گلگهر تا بویلر مپنا، از پالایشگاه‌های پارس جنوبی تا همه بنادر کشور، از پاوه رود و گلابر زنجان تا رودخانه آناهیتا کنگاور، از طرح‌های گاوشان گرمسیری کردستان تا طرح‌های عظیم کارون، کرخه و دز خوزستان، از سدهای قشلاق سنندج و آب‌رسانی جیرفت کرمان تا پست گلستان شیراز، از تنگ سرخ یاسوج تا تنگ سرخ شیراز، از بنادر سجافی و دیلم تا بنادر انزلی و نوشهر، از خط انتقال آب طالقان و هرجاب کردان تا شیروان و ولی‌عصر ایلام و از سیلاخور لرستان تا اکباتان همدان، از تونل لار و سد طالقان تا گلاب‌دره و ایستگاه بیلقان کرج (محل پل B1)، از خداآفرین آذربایجان شرقی تا خداآفرین اردبیل، از پست و خط طرود-معلمان سمنان تا نقده ارومیه (طولانی‌شدن پاراگراف به علت دغدغه ذکر نام همه استان‌های کشور است). به‌علاوه در همه نقاط کشور و به‌ویژه تهران برای مهندسان پروژه‌ها نزدیک به 500 دوره آموزشی داشتم و بسیاری از این پروژه‌ها هدف حملات دشمن بوده‌اند.
در این چارچوب می‌توانم به‌جرئت ادعا کنم که می‌دانم به ثمر رسیدن یک مگاپروژه چقدر به برنامه‌ریزی راهبردی و کلان، درک اهمیت و حمایت از طرف سیاست‌مداران، تخصص‌های خاص و تجربه طولانی، هم‌افزایی بین‌رشته‌ای، تعهد ملی، منابع عظیم مالی، خون‌ دل خوردن، دوری از خانواده‌ها، قبول خطر تصادفات و حوادث کارگاهی و... نیاز دارد. در این چارچوب لازم می‌دانم دیدگاه‌های خود درمورد حفظ زیرساخت‌ها را در شرایط فعلی ارائه دهم:
● ادامه تخریب زیرساخت‌های مهم کشور برای چند هفته نه‌تنها موجب بیکاری گسترده و بحران اقتصادی عمیق خواهد شد، بلکه در ایران پساجنگ بازسازی، تعمیر و بهسازی این زیرساخت‌ها هم، بسیار با صعوبت بالایی مواجه خواهد بود. در بیشتر موارد، در صورت اختلال‌های جدی در شبکه‌‌های حمل‌ونقل، برق و آب زمان لازم برای بازسازی هم می‌تواند بسیار چشمگیر باشد.
● شکی نیست که در‌حال‌حاضر هدف دولت فاشیست اسرائیل ویرانی هر‌چه بیشتر ایران است. 70 درصد جمعیت اسرائیل هم این سیاست دولت نتانیاهو را حمایت می‌کنند. در مقابل تنها 27 درصد آمریکایی‌ها از حمله به ایران حمایت می‌کنند و با توجه به انتخابات آمریکا در پاییز 1405، دریچه زمانی حمله به ایران تا حدود دو تا چهار ماه دیگر برای آمریکا و اسرائیل باز است (همین الان هم دنیا با عواقب شدید اقتصادی این جنگ دست‌و‌پنجه نرم می‌کند). در این راستا حملات شدید به زیرساخت‌های ایران در آخرین روز قبل از آتش‌بس، نماد تلاش اسرائیل برای استفاده حداکثری از زمان است. حمله وحشتناک اسرائیل به لبنان در اولین روز آتش‌بس هم تلاش بی‌پروا و بی‌رحمانه این کشور برای به‌هم‌زدن آتش‌بس را نشان می‌دهد. دولت و بیشتر جمعیت اسرائیل رویکردی فاشیستی دارند و طبق نظرسنجی‌ها، کشته‌شدن بیش از 60 هزار نفر از‌جمله 10 هزار کودک در غزه کوچک ترین همدری، در درصد مهمی از اسرائیلی‌ها ایجاد نکرد، بنابراین این کابینه و این جماعت هرچه بتوانند در خرابی و ویرانی ایران کوتاهی نخواهند کرد. با توجه به موارد فوق توصیه می‌شود دولت در این شرایط خاص با دوری از احساسات مقطعی، با دیدگاه راهبردی و درازمدت و با تدبیر تلاش کند که طی این چند ماه ارتش، تجهیزات نظامی و زیرساخت‌های مهم و حیاتی کشور را حفظ کند. در فوتبال و ورزش‌های دیگر در برخی شرایط، حتی قوی‌ترین تیم‌ها نیز دقایقی را به دفاع و وقت تلف‌کردن می‌گذرانند و تدبیر و سیاست نیاز جدی شرایط فعلی کشور است. اصولا بر‌اساس تجارب ارزشمند تاریخی، تدبیر و دوراندیشی را می‌توان یکی از مؤلفه‌های تاب‌آوری ایرانی محسوب کرد.
● تاب‌آوری ایرانی مؤلفه‌های مختلف دارد و با توجه به موارد فوق نباید در زمین اسرائیل بازی کرد و «آب را به آسیاب این دشمن ریخت».
● رعایت اصل پاراتو (20-80) حکم می‌کند برای پایداری کشور در درازمدت، لازم است اولویت‌بندی موارد راهبردی تغییر کند و انعطاف‌پذیری لازم وجود داشته باشد.
● بومی‌بودن توان نظامی ایران در درازمدت می‌تواند تضمین‌کننده تاب‌آوری و پایداری این صنایع باشد. البته اکثر سیاست‌مداران به‌ویژه ترامپ دیدگاه‌های کوتاه‌مدت یا بسیار کوتاه‌مدتی دارند.
● درباره حفظ زیرساخت‌ها باید به یاد داشته باشیم که وضعیت اقتصادی نابسامان و افزایش خط فقر می‌تواند شالوده ادامه اشراف اطلاعاتی اسرائیل در ایران باشد.
● درباره بازسازی زیرساخت‌ها باید به یاد داشته باشیم که در دهه‌های گذشته اهمیت راهبردی احداث طرح‌‌های بزرگ کشور طبق زمان‌بندی در پروژه‌های کمی رعایت شده و این مسئله موجب شد منافع اقتصادی این طرح به‌شدت کاهش یابد. در بسیاری از موارد هم اصولا زمان‌بندی اجرای پروژه بر‌اساس بهینه‌یابی اقتصادی تعیین نشده است. در این راستا باید به‌شدت مدیریت پروژه علمی و رعایت زمان‌بندی پروژه‌ها را جدی گرفت. اینکه بسیاری از نفتکش‌های بزرگ حاضرند دو میلیون دلار برای تسریع در عبور از تنگه هرمز بپردازند، نیز به‌وضوح مصداق اهمیت دستیابی به درآمد مورد انتظار، در حداقل زمان است.
● با توجه به پیشرفت فناوری‌ها، در مواردی و به‌ویژه در صورت «برداشتن تحریم‌ها» می‌توان بازسازی زیرساخت‌ها و انتقال فناوری روز را با هم انجام داد که این امر می‌تواند منافع اقتصادی چشمگیری داشته باشد. درباره این بند و بند قبلی «شایسته‌سالاری» مهم‌ترین اصل است که امیدوارم بسیار جدی اعمال شود. در‌عین‌حال باید تلاش کرد از پتانسیل‌های متخصصان ایرانی مهاجر هم استفاده حداکثری شود.
● مقامات کشور مانند رئیس‌جمهور و رئیس مجلس، وزیر امور خارجه و سخنگوی این وزارتخانه به‌تازگی با فعالیت گسترده در شبکه‌های اجتماعی به زبان انگلیسی تلاش در جلب حمایت افکار عمومی جهان کرده‌اند. در این راستا بدون‌شک آتش‌زدن پرچم کشور آمریکا کمکی به جلب افکار عمومی آمریکایی‌ها و جهانیان نمی‌کند.
● توطئه‌های اسرائیل در زمستان گذشته موجب فریب هزاران ایرانی (به‌ویژه آنهایی که مقیم خارج‌اند) برای زمینه‌سازی جنگ رمضان و ویرانی ایران عزیز شد. امیدوارم مشاهده وقایع جنگ 38‌روزه و تهدیدهای ترامپ به تمدن ایرانی و زیرساخت‌های حیاتی کشور و تلاش بی‌پروای اسرائیل در ویرانی کشور، به درصد مهمی از این فریب‌خوردگان، درک صحیح‌تری از تهدیدات عظیمی بدهد که متوجه کشور است. همچنین آنها بتوانند فهم عمیق‌تری از توازن قوا در کشور و چارچوب‌های ژئوپلیتیک این منطقه داشته باشند.
● در پایان حرکت زیبای مردم در تجمع در اطراف زیرساخت‌ها و نواختن موسیقی از طرف آقای قمصری در مقابل نیروگاه دماوند، نماد هوشمندی ملی درباره اهمیت زیرساخت‌های حیاتی کشور است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.