چرخش نسبی
در این روزها، چرخش محسوسی در افکار عمومی ایرانیان و ترکیب آرای مردم در سطح ملی رخ داده است؛ بهطوری که نگاه ملی و دفاع از استقلال ایران در میان مردم کوچه و بازار بهوضوح تقویت شده و انگیزهها برای ایستادگی در مقابل دشمنان متجاوز، فزونی یافته است.
در این روزها، چرخش محسوسی در افکار عمومی ایرانیان و ترکیب آرای مردم در سطح ملی رخ داده است؛ بهطوری که نگاه ملی و دفاع از استقلال ایران در میان مردم کوچه و بازار بهوضوح تقویت شده و انگیزهها برای ایستادگی در مقابل دشمنان متجاوز، فزونی یافته است. البته اوضاع برای کسانی که در را به روی خود بستهاند و دنیا را از دریچه کانالهای تلویزیونی خاص و شبکههای اینترنتی ضدایرانی میبینند، متفاوت است. آنها کماکان لجوجانه تصور میکنند نظام جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک است. من، افزون بر جنایت بینظیر و استثنائی شهیدکردن رهبری نظام، از میان عوامل مختلف چند دلیل اجتماعی را برای این جنبش فراگیر، در راستای دفاع از استقلال و یکپارچگی ایران، مورد توجه قرار میدهم.
۱- نفرت از رژیم صهیونیستی
تنفر ایرانیان از رژیم صهیونیستی تازگی ندارد؛ حتی پیش از انقلاب اسلامی نیز رژیم غاصب فلسطین در میان مردم ایران جایگاهی نداشت. نسل دهه 30 شمسی و ماقبل آن یادشان میآید که در مسابقه فوتبال بین ایران و اسرائیل که ایران 2 بر یک برد، چه غوغایی در سطح مردم کوچه و بازار بر ضد اسرائیلیها برپا بود. حوالی سال ۱۳۵۲ بود (گمانم) که جنگ کشورهای عربی به رهبری مصر با صهیونیستها منجر به آزادی صحرای سینا شد. به خاطر دارم که در آن روزها چه شور و هیجانی در بین مردم ایران در حمایت از جنگ اعراب بر ضد اسرائیل وجود داشت. در این چند سال اخیر هم روشن است که جنایتهای رژیم صهیونستی در منطقه، بهویژه نسلکشی آنها در غزه، نفرتی کمنظیر نسبت به غاصبان فلسطین در میان ایرانیان دامن زده است.
۲- رفتار و گفتار شخص ترامپ
مردم ایران طی سالهای مختلف، احساسات متفاوتی نسبت به رؤسای جمهور آمریکا داشتهاند. زمانی کندی شخصیتی محبوب برای مردم کوچه و بازار در ایران بود.
زمانی هم جیمی کارتر، به دلیل حمایت از شاه در سالهای اوجگیری انقلاب اسلامی، مورد نفرت و تمسخر مردم بود. در دوران اوباما هم نگاههای مثبت و هم نگاههای منفی نسبت به شخصیت او در سطح جامعه ایران دیده میشد. با وجود این، امضای برجام، علیرغم نظرات متفاوت و متعارضی که در بین ایرانیان بود، نمیتوانست در فضایی آکنده از نفرت عمومی مردم ایران نسبت به دولت اوباما اتفاق بیفتد. اما همه چیز از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ دگرگون شده است. رفتار مشمئزکننده و تبخترآمیز این مرد سخیف، توییتهای اهانتآمیز او نسبت به مردم ایران، دروغپردازیها و گفتههای ضد و نقیض، لافهای مسخره و پوشالی، ادبیات لاتمنشانه، بیصداقتیها و ناروزدنهای او، که دو بار ژست مذاکره و توافق با ایران را گرفت و هر دو بار به ایران حمله کرد، همه و همه عوامل مؤثر و جدی است که انگیزه مردم ایران را برای ایستادگی در مقابل چنین شخصیت ناهنجاری، که در مرکز فرماندهی حمله به ایران نشسته است، چند برابر میکند.
۳- جنایتهای جنگی آمریکا و اسرائیل
پیش از حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، گمان سادهلوحانهای در بین برخی از اقشار مردم شکل گرفته بود که ترامپ قرار است با یک حمله نظامی، حکومت جمهوری اسلامی را براندازد و به اصطلاح ایران را آزاد کند؛ اما در این حمله آسیبی به مردم ایران نخواهد رسید. این تصور و خوشخیالی، بسیار زود رنگ باخت. در همان روز نخست جنگ جنایت کشتار کودکان معصوم میناب اتفاق افتاد. روزهای بعد نیز حملات کور آمریکا و اسرائیل به خانههای مردم، مراکز خدماتی و اهداف غیرنظامی نشان داد دشمن برای آبادانی میهن ما وارد نشده است. مشاهده ویرانیهای رخداده و پرپرزدن مردم بیگناه غیرنظامی در شهرها نشان داد دشمنان آمریکایی و اسرائیلی هیچ مهر و محبتی نسبت به مردم این سرزمین ندارند. این که هیچ، تمام وجود پلیدشان پر است از نفرت نسبت به تاریخ و عظمت ایران و تمدن چندهزارسالهای که خار چشمان آنان است.
۴- رفتار شنیع وطنفروشان
وقاحت جماعتی از وطنفروشانی که در پارهای از شهرهای اروپا و آمریکا فضایی فراهم کردند که ترامپ وحشی و نتانیاهوی خونخوار را برای حمله به ایران تشویق کرد، در چشم ایرانیان که نتایج عینی این جنگ تحمیلی را به چشم میبینند، بسی حال بههمزن بود. ادامه این رفتار شنیع و مشاهده اینکه عناصر کثیفی مثل پهلوی تهیمغز و دیگر وقیحان وطنفروش از مشاهده پیکرهای قطعهقطعهشده دختران و پسران مظلوم مینابی خجالت نمیکشند و در عوض، از کشتهشدن متجاوزان آمریکایی در هزاران کیلومتر آن طرفتر از سرزمینشان ابراز ناراحتی میکنند، بهشدت احساسات متقابل وطندوستی، اتحاد و انسجام در برابر خیانتپیشگان را در بین طبقات مختلف مردم برمیانگیزد. بر این سیاهه بسی میتوان افزود. قطعا جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی در آینده تحلیلهای دقیق و کارشناسانهای خواهند کرد. فعلا این چند نکته از دید این نگارنده شایسته توجه انگاشته شد.