|

تحولات سوریه و نقش بازیگران خارجی

سوریه با بیش از یک دهه جنگ، اکنون در مرحله‌ای قرار دارد که در آن موازنه قدرت به‌طور پیوسته در حال تغییر است. پیشروی‌های دولت مرکزی، تضعیف برخی بازیگران محلی‌ و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، همگی در شکل‌دهی به آینده این کشور نقش دارند. در این میان، ترکیه، آمریکا، اسرائیل، روسیه و چندین بازیگر دیگر هر یک اهداف و منافع خاص خود را دنبال می‌کنند و همین تنوع اهداف، مسیر آینده سوریه را پیچیده کرده است.

محسن شریف‌خدائی‌ . تحلیلگر روابط بین‌الملل

 


سوریه با بیش از یک دهه جنگ، اکنون در مرحله‌ای قرار دارد که در آن موازنه قدرت به‌طور پیوسته در حال تغییر است. پیشروی‌های دولت مرکزی، تضعیف برخی بازیگران محلی‌ و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، همگی در شکل‌دهی به آینده این کشور نقش دارند. در این میان، ترکیه، آمریکا، اسرائیل، روسیه و چندین بازیگر دیگر هر یک اهداف و منافع خاص خود را دنبال می‌کنند و همین تنوع اهداف، مسیر آینده سوریه را پیچیده کرده است.
نقش ترکیه در تحولات سوریه بیش از هر چیز بر امنیت مرزی و جلوگیری از قدرت‌گیری نیروهای کُرد متمرکز است. آنکارا نیروهای کُرد را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود می‌داند و به همین دلیل تاکنون عملیات‌های نظامی گسترده‌ای در شمال سوریه انجام داده است. ایجاد مناطق حائل، استقرار نیروهای همسو و تلاش برای تغییر ترکیب جمعیتی برخی مناطق، بخشی از راهبرد ترکیه برای جلوگیری از شکل‌گیری یک ساختار سیاسی کُردی در مرزهای جنوبی‌ آن کشور است. این سیاست‌ها پیامدهای بلندمدتی برای روابط قومی و اجتماعی در شمال سوریه دارد و می‌تواند زمینه‌ساز تنش‌های جدیدی شود. ترکیه همچنین با استفاده از تعامل تاکتیکی با روسیه، آمریکا و دولت مرکزی سوریه، تلاش می‌کند نفوذ خود را در شمال تثبیت کرده و از هرگونه تغییر موازنه قدرت که به زیانش باشد، جلوگیری کند.
آمریکا نیز همچنان یکی از بازیگران کلیدی در شرق سوریه است، اما رویکرد آن بیشتر بر مدیریت تهدیدها متمرکز است تا ایجاد یک نظم پایدار. حضور محدود اما هدفمند نیروهای آمریکایی در مناطق نفت‌خیز شرق سوریه، مانع از آن می‌شود که دولت جدید دمشق به‌سرعت بر منابع حیاتی کشور مسلط شود. واشنگتن با وجود گفت‌وگو با احمد الشرع، نمی‌خواهد قدرت سیاسی و اقتصادی سوریه بدون نظارت متمرکز شود؛ زیرا یک دولت قدرتمند و مستقل ممکن است در آینده از مدار منافع آمریکا و امنیت اسرائیل فاصله بگیرد. به همین دلیل، کنترل عملی آمریکا بر این مناطق، هم نقش اهرم فشار دارد و هم از ایجاد خلأ امنیتی و بازگشت گروه‌های افراطی جلوگیری می‌کند. با‌این‌حال، نبود یک راهبرد سیاسی بلندمدت باعث شده نیروهای محلی که به حمایت آمریکا تکیه داشتند، در وضعیت نامطمئنی قرار گیرند. این رویکرد مدیریت‌محور، خلأ سیاسی را پابرجا نگه می‌دارد و امکان شکل‌گیری یک ساختار حکمرانی پایدار را محدود می‌کند. آمریکا در عین حال از حضور خود در سوریه برای مهار نفوذ رقبای منطقه‌ای و جهانی نیز استفاده می‌کند و تلاش دارد توازن قدرت را بدون ورود به یک درگیری گسترده حفظ کند.
پیشروی اخیر نیروهای دولت مرکزی در مناطق تحت کنترل کردها، نه‌تنها یک تحول نظامی، بلکه نشانه‌ای از بازآرایی موازنه قدرت در سوریه و منطقه به شمار می‌آید. این رخدادها در حالی شکل می‌گیرد که شکاف‌های قومی، بحران‌های امنیتی و رقابت‌های منطقه‌ای همچنان پابرجاست و هیچ چشم‌انداز روشنی برای حل‌وفصل سیاسی بحران دیده نمی‌شود.
مناطق کردنشین سوریه عمدتا در شمال‌ شرق کشور قرار دارند؛ جایی که طی سال‌های جنگ تحت کنترل «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) و ساختار سیاسی آن یعنی «اداره خودگردان شمال و شرق سوریه» بود. این منطقه شامل بخش‌های وسیعی از استان حسکه، بخش‌هایی از رقه، منبج و کوبانی در شرق حلب و نواحی شرقی دیرالزور است. کردها در این مناطق توانستند ساختارهای اداری، امنیتی و خدماتی خود را ایجاد کنند و بیش از یک دهه نوعی خودگردانی عملی را تجربه کردند، اما این وضعیت اکنون با پیشروی دولت مرکزی به‌طور جدی تهدید شده است.
کردهای شمال‌ شرق سوریه در سال‌های گذشته تحت حمایت مستقیم ایالات متحده آمریکا قرار داشتند. آمریکا از سال ۲۰۱۴ این نیروها را شریک اصلی خود در مبارزه با داعش می‌دانست و با آموزش، تسلیحات، پشتیبانی هوایی و حضور نظامی در پایگاه‌های حسکه، رمیلان و دیرالزور از آنها حمایت می‌کرد. فرانسه و بریتانیا نیز نقش‌های محدودتری در حمایت اطلاعاتی و آموزشی داشتند. ترکیه این نیروها را تهدیدی امنیتی می‌دانست و بارها علیه آنها عملیات نظامی انجام داد.
در کنار این تحولات، بحران زندانیان مرتبط با داعش در اردوگاه‌هایی مانند الهول، یکی از جدی‌ترین تهدیدهای امنیتی برای آینده سوریه است. سال‌ها بی‌توجهی به وضعیت این زندانیان، شرایطی ایجاد کرده که در آن ایدئولوژی افراطی نه‌تنها از بین نرفته، بلکه در برخی موارد تقویت شده است. بسیاری از زنان و کودکان در این اردوگاه‌ها در محیطی رشد کرده‌اند که خشونت و افراط‌گرایی بخشی از زندگی روزمره است. اگر دولت سوریه نتواند این بحران را مدیریت کند، احتمال بازگشت هسته‌های فعال داعش در مناطق مختلف کشور وجود دارد؛ موضوعی که نه‌تنها امنیت سوریه، بلکه امنیت منطقه و حتی اروپا را تهدید می‌کند.
تحولات اخیر همچنین نشان‌دهنده تغییر موازنه قدرت میان بازیگران منطقه‌ای است. ترکیه از تضعیف نیروهای دموکراتیک سوریه استقبال می‌کند؛ زیرا این نیروها را امتداد حزب کارگران کردستان می‌داند. روسیه که در سال‌های گذشته یکی از حامیان اصلی دمشق بود، اکنون تلاش می‌کند جایگاه خود را در ساختارهای امنیتی و اقتصادی سوریه بازسازی کند؛ اما روشن است ‌واشنگتن تمایلی ندارد مسکو دوباره به بازیگری تعیین‌کننده در سوریه تبدیل شود. آمریکا با حفظ نفوذ خود در شرق کشور و کنترل اهرم‌های کلیدی، می‌کوشد مانع از آن شود که دولت جدید دمشق به‌ سمت وابستگی گسترده به روسیه برود یا قدرتی فراتر از چارچوب‌های مد‌نظر واشنگتن و متحدانش -‌از‌جمله اسرائیل‌- به دست آورد.
در سطح بین‌المللی، تغییر رویکرد آمریکا نسبت به نیروهای دموکراتیک سوریه، یکی از مهم‌ترین پیامدهای این تحولات است. واشنگتن که سال‌ها از نیروهای کُرد به‌عنوان شریک اصلی خود در مبارزه با داعش استفاده می‌کرد، اکنون با کاهش حمایت از آنها، بخشی از نفوذش را در سوریه از دست می‌دهد. این چرخش بیشتر ناشی از تغییر اولویت‌های راهبردی آمریکا، تلاش برای مدیریت رابطه با دولت جدید دمشق و نگرانی از قدرت‌گیری بیش از حد یک نیروی غیردولتی در مرزهای حساس منطقه است. در نتیجه، پیام روشنی به متحدان منطقه‌ای مخابره می‌شود که اتکا بر آمریکا همیشگی نیست و تصمیمات آن تابع ملاحظات گسترده‌تر واشنگتن است.
اروپا نیز با چالش‌هایی جدی روبه‌رو است. بحران زندانیان داعش و مسئله پناه‌جویان سوری به موضوعی حساس در سیاست داخلی کشورهای اروپایی تبدیل شده است. برخی دولت‌ها خواهان بازگرداندن پناه‌جویان به سوریه هستند، اما واقعیت این است که سوریه هنوز ناامن است و بازسازی آن به صدها میلیارد دلار نیاز دارد.
در همین حال، اسرائیل در سال‌های اخیر نقش پنهان اما تأثیرگذاری در معادلات سوریه داشته است. تل‌آویو با تداوم حملات هوایی علیه مواضع گروه‌های مسلح و زیرساخت‌های نظامی در جنوب و اطراف دمشق، تلاش کرده مانع از شکل‌گیری هرگونه قدرت نظامی تهدیدکننده در مرزهایش شود. علاوه بر این، اشغال بلندمدت بلندی‌های جولان و ایجاد یک کمربند امنیتی غیررسمی در مناطق مرزی، به اسرائیل امکان داده تا بر تحولات جنوب سوریه نظارت مستقیم داشته باشد. هدف اصلی تل‌آویو، جلوگیری از ظهور یک دولت یا نیروی مسلح قدرتمند در سوریه است که در آینده بتواند موازنه امنیتی منطقه را به زیان اسرائیل تغییر دهد.
در جمع‌بندی، تحولات اخیر نشان می‌دهد که سوریه وارد مرحله‌ای جدید شده است؛ مرحله‌ای که در آن دولت مرکزی قدرت بیشتری دارد، اما بحران‌های ساختاری همچنان پابرجاست. بدون اصلاحات سیاسی، گفت‌وگو با اقلیت‌ها، مدیریت بحران زندانیان داعش و بازسازی اقتصادی، دستاوردهای نظامی به ثبات پایدار منجر نخواهد شد. کردها نیز در موقعیتی قرار گرفته‌اند که نیازمند بازتعریف راهبردهای خود هستند؛ راهبردهایی که باید میان واقعیت‌های میدانی، محدودیت‌های حمایت خارجی و ضرورت تعامل با دمشق موازنه ایجاد کند، در غیر این صورت، چرخه بی‌ثباتی و پیامدهای آن فراتر از مرزهای سوریه گسترش خواهد یافت.
 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.