برای ایران سوگوار
ایران در سوگ عزیزانش، 40 شبانهروز تلخ را سپری کرد و در این روزها آیینهای چهلم کشتهشدگان دیماه 1404 غمگنانه و بیتاب، در شهرها و روستاهایش برگزار شد، آنگونه که به قول فردوسی بزرگ: دو رخساره پرخون و دل سوگوار/ دو دیده پر از نم چو ابر بهار.
علی عسکری
ایران در سوگ عزیزانش، 40 شبانهروز تلخ را سپری کرد و در این روزها آیینهای چهلم کشتهشدگان دیماه 1404 غمگنانه و بیتاب، در شهرها و روستاهایش برگزار شد، آنگونه که به قول فردوسی بزرگ: دو رخساره پرخون و دل سوگوار/ دو دیده پر از نم چو ابر بهار.
آنچنان که میدانیم، اعتراضات مردمی در واکنش به ناملایمات و فشارهای شدید اقتصادی از هفتم دیماه امسال با تحرکات بازاریان و کسبه تهران آغاز شد و به شهرهای دیگر نیز سرایت کرد و در نهایت 18 و 19 دیماه به تلخترین ناآرامیها و اعتراضات تاریخ معاصر ایران بدل شد که جانباختن و مصدومیت شمار بسیار زیادی از هموطنانمان را سبب شد. به دنبال این وقایع تلخ و دردناک، پس از ایجاد مناقشاتی در مورد تعداد کشتهشدگان و آسیبدیدگان، در بیانیهای رسمی، تعداد جانباختگان سههزارو 117 نفر اعلام شد و در ادامه، روز 12 بهمنماه جاری دفتر رئیسجمهور در اطلاعیهای فهرست مشخصات دوهزارو 986 نفر از کشتهشدگان را منتشر و اعلام کرد. از منظر دولت، «هر ایرانی بهمثابه یک ایران است و رئیسجمهور بنا بر وظیفه اخلاقی و عهد و پیمانی که با ملت بسته است، خود را پاسدار حقوق آنان میداند». ضمن سپاس از این دلجویی و همدلی کوتاه کلامی! ناگفته نماند که ابدا نیازی به این یادآوری در مورد وظیفه اخلاقی دولت نبود، چراکه وظایف و مسئولیتهای قانونی رئیسجمهور و حاکمیت در برابر مردم در قانون اساسی بهروشنی تصریح شده؛ بنابراین بینیاز از توضیح واضحات است. اما یادمان نرفته است ریاست محترم جمهور کمتر از دو سال پیش با شعار «برای ایران» پای در کارزار انتخابات نهاد و با تکیه بر همین شعار و وعدهها و محتواهای پیرامونی آن، توجه مردمانی را به خود جلب کرد که حتی با وجود قهری که خیلیهایشان با صندوق رأی داشتند، دوباره امید را در ناامیدی دلهایشان فراخواندند و نام «مسعود پزشکیان» را به صندوق ریختند تا شاهد کوششهایش برای ایران و ایرانی باشند.
حالا که جمعی از مخاطبان آن روزها، اینچنین در سوگ فرورفتهاند، آیا ایشان از کیفیت همدلی و همراهی و دادخواهی خود در برابر ایرانیان بهتزده و فرورفته در ژرفای اندوه و درد، راضی و دلآرام است؟ آیا پاسخ به بازماندگان این حوادث، صرفا ابراز تأسف است و وعدههای تعریفناپذیر؟ و اساسا مگر مسئولیت حفظ و حراست از امنیت و جان و ناموس شهروندان جز با دولت بوده؟ در روانشناسی اجتماعی مدرن، سوگ را یک فرایند میشناسند؛ فرایندی مستمر برای عبور از مراحلی نظیر شوک و ناباوری، خشم یا احساس گناه و در نهایت غم عمیق. بدیهی است که پذیرش این مراحل، لازم، تدریجی و غیرخطی بوده و عبور فرد یا جامعه سوگوار از شوک اولیه، بهطور معمول بیش از چند هفته به طول میانجامد و مراسم چهلم نیز تقریبا همزمان با پایان مرحله شوک شدید فرامیرسد؛ اما افسردگی، اضطراب، مشکلات جسمانی، عوارض روانتنی و البته خشم پنهان یا آشکار از پیامدها و عوارض عدم گذار صحیح و کامل از فرایند سوگ خواهد بود و مشکلات پیچیدهای را بهویژه برای جامعه سوگوار به همراه خواهد داشت. اگر بپذیریم که حمایت اجتماعی و حضور دیگران ازجمله عوامل مؤثر در عبور سالم از دوران سوگواری شناخته میشود، بهویژه در عبور از تبعات این حادثه ناگوار، آیا دولت مهمترین حامی اجتماعی بعد از خود مردمان قوم و سرزمین محسوب نمیشود؟! اگر پاسخ مثبت باشد که قطعا هست، پس صِرف بیانیههای مبهم و سخنرانیهای بیتأثیر و دعوت به مراسم چهلم جانباختگان، نه رافع تکلیف است و نه التیامبخش و مؤثر. بنابراین در مقام یک ایرانی که به بیان رسمی دفتر ریاستجمهوری، در مقام یک ایران است، در پایان این سطوری که نوشتنش به رنجی توصیفناپذیر گذشت، از جناب آقای رئیسجمهور میخواهم آنچنان که «برای ایران» سخنها بر زبان جاری کردند و از کسان بسیاری مدد جستند، «برای ایران سوگوار» نیز همان کنند بیدرنگ! سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت/ آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.