|

اقتصاد ایران و درد اقتصاددان

«درد من اقتصاد ایران است. برای من بسیار دردناک و زجرآور است که می‌شنوم کسی از درد فقر خودش و خانواده‌اش را کشته است یا بی‌شمار افرادی که این روزها شرایط سختی برای زندگی دارند...».

«درد من اقتصاد ایران است. برای من بسیار دردناک و زجرآور است که می‌شنوم کسی از درد فقر خودش و خانواده‌اش را کشته است یا بی‌شمار افرادی که این روزها شرایط سختی برای زندگی دارند...».

دکتر مسعود نیلی

کام بسیاری از اقتصاددانان میهن‌مان این روزها مانند سایر هم‌وطنان بسیار تلخ است؛ تلخی دوچندان شاید. چرا؟ چاره این تلخی چیست؟!

1- روزی روزگاری، در همان سال‌هایی که امروز بخشی از جامعه خواهان بازگشت به آن هستند و متأسفانه مدینه فاضله‌ای از آن دوران ساخته شده است، گروهی از مهم‌ترین روشنفکران کشور از طیف‌های مختلف فکری (و نه صرفا چپ؛ هرچند گرایش غالب نه‌فقط در ایران بلکه در روشنفکری جهان، اندیشه چپ بود که این روزها جرم تلقی می‌شود!) در نامه‌ای به نخست‌وزیر وقت نوشتند: «آقای نخست‌وزیر؛ رشد اجتماعی و اقتصادی هرگز به‌تنهایی با افزایش ارقام و آمار مربوط به افزایش درآمد ملی از راه فروش و صدور منابع طبیعی کشور و افزایش درآمد سرانه همراه با یک نظام نامتعادل توزیع درآمد توجیه نمی‌شود و با رشد خلاقیت فکری و توسعه بنیادهای فرهنگی و گسترش فعالیت‌های علمی و ادبی و هنری رابطه مستقیم دارد.

توسعه در درجه اول یک پدیده اجتماعی و فرهنگی است که گسترش صنایع و تراکم بی‌بندوبار شهرها از راه مهاجرت روستاییان و ترویج اقتصاد دلالی جای آن را نمی‌گیرد... اگر بنا باشد که ما به‌عنوان ملتی آزاد و سربلند و متکی به کار و فرهنگ خویش در جهان بمانیم... ناچاریم قدمی پیش نهیم و با کار فکری و خلاق خود با تمام گروه‌های اجتماعی کشور ارتباطی سالم و اصیل برقرار کنیم» (اولین نامه سرگشاده کانون نویسندگان ایران به عباس هویدا نخست‌وزیر – 23‌/3/‌1356‌ – کتاب «اصلاح یا انقلاب» - محمدحسین خسروپناه). 

اقتصاد ایران و درد اقتصاددان

خواست و مطالبه و ضرورتی که متأسفانه پس از دگرگونی انقلابی سال 57 هم محقق نشد و در بر همان پاشنه سابق چرخید، چراکه آنچه نه فقط در پنج برنامه عمرانی قبل از انقلاب و بلکه هفت برنامه توسعه پس از انقلاب حاضر نبود، عنصر آزادی بود. «آبراهام لینکلن» که این روزها نامش با جنگ و ویرانی میهنمان گره خورده است (ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن) درباره آزادی می‌گوید: «جهان هرگز تعریف درستی از کلمه آزادی نداشته است و آمریکایی‌ها هم‌اکنون بسیار نیازمند تعریف درستی از این کلمه‌ هستند. همگی ما موافقتمان را با آزادی نشان می‌دهیم؛ ولی هنگامی این کلمه را به کار می‌بریم یک معنای واحد از آن در نظر نداریم... در اینجا دو معنا وجود دارد که نه‌تنها متفاوت‌اند، بلکه ناهمساز نیز هستند، ولی به یک نام خوانده می‌شوند: آزادی (منشور آزادی- فون هایک). آن معنا به نظر معنای اصیل آزادی است که با انسان و رنج‌ها و شادمانی‌هایش گره خورده است و نه مفاهیم کلی انسانیت و طبقه و... که در وعظ و خطابه‌ها که خاستگاه ایدئولوژیک و ارزشی دارند و انسانیتی انتزاعی می‌سازند، به کار می‌رود تا افراد ملموس را قربانی کنند و به تعبیر پوپر «به‌‎جای پدیدآوردن بهشت در زمین، دوزخ می‌سازند».

2- اقتصاد با حق انتخاب و آن نیز با آزادی مبادله و نظام عرضه و تقاضا و بازار رقابتی و... گره می‌خورد و به تعبیری فضیلت اقتصاد «آزادی انتخاب» است (دکتر غنی‌نژاد-18 /10/ 1402). فرایند بازار اطلاعات لازم برای انتخاب بهتر را از طریق مکانیسم قیمت ارائه می‌دهد. تأمین چنین اطلاعاتی در دولت‌های برنامه‌ریز متمرکز و اقتصاد دولتی ممکن نیست و سبب عدم انگیزه برای ثروت‌آفرینی و ایجاد چرخه فقر و عقب‌ماندگی و خشونت سیاسی و اجتماعی می‌شود. چرخه‌ای که متأسفانه در تاریخ معاصر کشورمان حاکم بوده است. از به چوب بستن تاجر محترمی به نام سیدهاشم توسط علاءالدوله حاکم تهران به بهانه احتکار و افزایش قیمت قند (از منی پنج قران به هفت قران) که زنجیره‌ای از اعتراضات و مخالفت‌ها را به‌دنبال داشت و در پیوند با سایر نارضایتی‌ها و بی‌عدالتی‌ها در حوزه‌ها و سطوح مختلف دیگر در نهایت منجر به صدور فرمان مشروطه با محوریت حاکمیت قانون (تشکیل مجلس شورای ملی) از سوی مظفرالدین شاه شد تا آغاز قیمت‌گذاری دستوری در اوایل دهه 50 و تضعیف بخش خصوصی و اعتراضات و اعتصابات بازاریان در ماه‌های منتهی به انقلاب 57 (هویدا، نخست‌وزیر در 22 آبان 1352 در شورای تعدیل قیمت‌ها، اعلام کرد هر مقام مسئولی که از وظایف خود در جهت تعدیل قیمت‌ها شانه خالی کند از کار برکنار می‌شود... در 30 آبان همان سال اتاق بازرگانی ایران اعلام کرد کارت بازرگانی 250 مؤسسه و بازرگان را که از گزارش قیمت سر باز زده بودند باطل کرده است. همچنین به شکل مستقیم بهای 390 کالا در دولت تعیین و اعلام و کمیته مبارزه با گران‌فروشی تشکیل شد- دنیای اقتصاد-8 /6 /1402). در سال‌های پس از انقلاب نیز بارها شاهد مخالفت‌ها و اعتراضات و اعتصابات بازاریان و کسبه و نهادهای تشکلی بخش خصوصی نسبت به سلب حقوق صنفی و برخوردهای غیرعلمی و منطقی و سلیقه‌ای دولت و نهادهای تعزیراتی و حمایتی و... با آزادی کسب‌وکار و نظام عرضه و تقاضا بوده‌ایم. نقطه آغاز حوادث بس دردناک دی‌ماه نیز اعتراض اصناف و بازاریان به بی‌ثباتی و ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی دولت و ترجیح ملاحظات سیاسی بر منطق اقتصادی در نظام حکمرانی بوده است.

3- کارل پوپر در گفت‌وگویی تلویزیونی در سال 1969 و اوج جنگ سرد می‌گوید: «ناخوشی بدتر از تضاد میان فقر و ثروت، تضاد میان ناآزادی و آزادی است. تضاد میان یک طبقه جدید و شهروندانی مغضوب است که به اسارتگاه‌ها یا جاهای دیگر تبعید شده‌اند. پس من بزرگ‌ترین ارزش دموکراسی را در امکان بحث آزاد و عقلانی و تأثیر این بحث انتقادی در سیاست می‌بینم» (کتاب انقلاب یا اصلاح) انسان ایرانی بیش از صد سال است از زمان جنبش مشروطه تاکنون در تکاپوی آزادی و زیستی انسانی است. زیستنی که یکی از شاکله‌های آن «پیشرفت و رفاه اقتصادی» و تفوق بر ساختارها و سازوکارهای بسته و فقرزاست. چنین ساختار و سازوکار اقتصادی نیازمند آزادی است و درد اقتصاد ایران فقدان آزادی است.

متأسفانه اقتصاددانان میهنمان امکان و مجال آن را نیافتند و نتوانستند چه درگفت‌وگوی درونی با یکدیگر و چه در ارتباط با حکومت و مردم، منشور و راه مشترکی برای پرکردن این خلأ بزرگ و دستیابی به این گمگشته تاریخی تدوین و ترسیم کنند. بنای ساخته‌شده در دوره‌های مختلف اقتصادی میهنمان، بناهایی نصفه و نیمه و حداکثر با ظاهری آراسته و فاقد شالوده‌ای قوی و مبتنی بر عاملیت انسان، انسان آزاد و خلاق و دارای حقوق و آزادی‌های مدنی و سیاسی بوده است. کار اقتصاددان، در این روزها، شاید بیش از هر چیز ترسیم مدلی از توسعه اقتصادی است که با رفع کمبودهای اساسی گفته‌شده به ایجاد فهم و زبان مشترک و همکاری ملی برای تأمین منافع فردی وگروهی در پرتو منفعت و خیر همگانی بینجامد. از این منظر تلاش برای رفاه و بهبودی اقتصادی، تلاشی در مسیر آزادی است. « امیدوارم روزی برسد که جامعه ما به این درک برسد که بداند چگونه اختلافاتش را به شکل مسالمت‌آمیز و سازنده حل کند. آن موقع جامعه آماده پیشرفت است. اگر بتوانیم اختلافاتمان را چه در سطح خانواده، چه در سطح جامعه و چه در سطح نهادهای اداری و مدنی ابتدا بپذیریم و بعد حل کنیم، می‌توانیم امیدوار به پیشرفت و توسعه باشیم. اختلاف عامل تنوع و رشد است. به شرطی که بتوانیم آن را درست حل کنیم... مهم این است که بتوانیم با هم گفت‌وگو کنیم، با هم مسالمت‌آمیز مخالفت کنیم و شاید هم از استدلال‌های هم قانع نشویم اما باید بتوانیم سازنده گفت‌وگو کنیم» (دکتر مسعود نیلی – تجارت فردا- 4 /11/ 1404) 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.