|

مثلث رشد و توسعه در ایران امروز

رشد کیفی و کمّی سرمایه‌گذاری در اقتصاد، یعنی انتخاب درست و مناسب موضوع سرمایه‌گذاری و افزایش مقدار آن، همچنین اجرای مردم‌سالاری به مفهوم دقیق کلمه در سیاست، به‌گونه‌ای که نظر اکثریت مردم در انتخاب و تغییر قدرت در نهادهای انتخابی در وقت خود کاملا مؤثر باشد؛ به‌علاوه علم‌پروری در حوزه فرهنگ، به این مفهوم که منابع انسانی مطلوب پرورش یابند، به‌طوری که بتوانند مسئله‌شناسی کرده و با کارگروهی مسائل را حل کنند.

مراد راهداری دکترای اقتصاد و عضو هیئت‌ علمی دانشگاه

رشد کیفی و کمّی سرمایه‌گذاری در اقتصاد، یعنی انتخاب درست و مناسب موضوع سرمایه‌گذاری و افزایش مقدار آن، همچنین اجرای مردم‌سالاری به مفهوم دقیق کلمه در سیاست، به‌گونه‌ای که نظر اکثریت مردم در انتخاب و تغییر قدرت در نهادهای انتخابی در وقت خود کاملا مؤثر باشد؛ به‌علاوه علم‌پروری در حوزه فرهنگ، به این مفهوم که منابع انسانی مطلوب پرورش یابند، به‌طوری که بتوانند مسئله‌شناسی کرده و با کارگروهی مسائل را حل کنند.

قطعا آن که به دنبال علم به مفهوم حقیقی کلمه می‌رود، اهل اخلاق و ایمان است. پس پیشرفت جامعه ایران امروز بر سه پایه سرمایه‌گذاری صحیح، مردم‌سالاری و علم‌پروری حقیقی استوار است. توجه شود که رعایت اصل هم‌زمانی، اجازه نمی‌دهد که تک‌بعُدی پیشروی کنیم؛ بنابراین این سه بعُد باید هم‌زمان مورد توجه سیاست‌گذاران کلان کشور قرار گیرند و در ضمن رسیدگی به همه امور لازم، این سه موضوع در ایران امروز‌ سهم و اندازه بیشتری داشته و در کانون توجه سیاست‌گذاری‌ها قرار داشته باشند. در ادامه این سه حوزه به تفکیک تشریح می‌شوند:

الف. سرمایه‌گذاری: در بخش اقتصادی، دستگاه‌های دولتی و متعلق به بخش عمومی، مانند وزارت صمت، جهاد کشاورزی، نیرو و حتی مسکن و مانند اینها، هر یک در زیرمجموعه‌های مربوط به خود برای کمک به تصمیم‌گیری بخش خصوصی، اطلاعات لازم در حوزه‌های مختلف را تهیه و مشخص کنند در چه زمینه‌هایی برای داخل و به فرض برای بازار خارج‌ می‌توانیم ارائه کالا و خدمات با چه کم و کیفی داشته باشیم. کمک کنند تا دانش فنی مقتضی جذب شود و نشان دهند چگونه می‌توان دانش فنی را روزآمد کرد و رشد داد. در سطح کلان نیز راهبردهای چرخشی پنج‌ساله تا ۱۰ساله معین شده باشند. نفس رشد سرمایه‌گذاری در محل مناسب‌ موجب رفع معضل بیکاری و سبب رشد تولید و مهار تورم می‌شود و پویایی آن (به‌روزبودن) موجب بقاست. اگرچه بازار داخل بزرگ است و می‌تواند تقاضا را متناسب با عرضه تا حدودی رشد دهد، اما بدیهی است که بازاریابی خارجی نقش مهمی در گسترش بازار و ارزآوری دارد. کشورهای زیادی هستند که نسبتا مستقل و غیرمتعهد به جریان معارض هستند و تحت شرایط تحریم با اقتصاد ایران کار خواهند کرد. رایزن‌های اقتصادی و معاونت اقتصادی وزارت خارجه و معاونت‌های بین‌الملل دستگاه‌های بخش عمومی، مثل وزارتخانه‌های قیدشده می‌توانند تأثیر خوبی داشته باشند و به بخش خصوصی در بازاریابی کمک کنند. رشد صادرات و ارزآوری، کمک شایان توجهی به بانک مرکزی در مهار ارزش پول ملی می‌کند. همه ابزارهای ترغیب و تشویق سالم مبتنی بر برهان به کار گرفته شوند، مثلا در زیرساخت‌ها مانند زمین، برق و... ابتدا با تخفیف و اقساط به سرمایه‌گذارها ارائه شود. همچنین انواع مجوزها در پنجره واحد طی زمان مشخص صادر شوند. برای مهار و جلوگیری از رخنه فساد احتمالی اداری، نظارت مقتضی بر فرایند ارائه خدمات وجود داشته باشد. ابزارهای سیاست‌های مالی و پولی، مانند اینکه به فرض تا پنج سال تخفیف مالیات بر سود را مشمول شوند یا وام با نرخ سود کمتر به بخش تولید ارائه شود، مواد اولیه یا حامل‌های انرژی مثل گاز و خدماتی از این دست، به صورت اعتباری و تسویه بعد از زمان فروش محصول انجام شود. یارانه‌های ارزی که هدفمند نبودند، این‌گونه هدفمند به بخش تولید داده و متناسب با آن نیز نتیجه‌گیری شود. این روی‌آوری به بخش تولید موجب می‌شود تا وجوه سرگردان و با گردش در دلالی و کار در محل‌های غیرتولیدی به بخش تولید منتقل شود. همچنین وضعیت اشتغال، تولید و تورم بهبود یابد.

ب. مردم‌سالاری، بنیان مرصوص نظام سیاسی کشور است. انقلاب اسلامی با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی شکل گرفت. حاکمیت‌های مدعی جمهوریت نباید در عمل مسخ شوند. در مورد مملکت ما، امام خمینی(ره) فرموده بودند که جدایی مردم از حکومت، موجب اضمحلال حاکمیت می‌شود و پیامبر‌(ص) نیز برای حکومت در مدینه از مردم بیعت گرفت. حضرت علی‌(ع) نیز به شرط بیعت آزادانه و انتخاب بدون زر و زور و تزویر، خلافت را پذیرفت و بر همین مبنا‌ در خطبه شقشقیه نسبت به قبل اعتراض خود را نشان داد. امام حسین(ع) نیز با فرض صحت رأی و انتخاب مردم و ثابت‌قدمی آنها به سمت کوفه حرکت کرد که متأسفانه رأی مردم مانند دوره برادرش سست‌بنیان بود و مأمور صحت‌یابی (جناب مسلم) را به شهادت رساندند و در عمل‌ مانع ورود اهل بیت پیامبر و صحابه او به منطقه شدند. این شواهد نشان می‌دهد که حتی میان منتخبان الهی نیز حاکمیت اسلامی با اذن و رضایت مردم مستقر می‌شود و این یک شرط ضروری است. نهادهای انتخابی در ایران مانند مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی، انتخابات منطقه‌ای (روستا، شهر و استان)، همچنین ریاست‌جمهوری باید طبق قانون اساسی در مسیر حقیقی انتخاب مردمی قرار داشته باشند. یک نظام مردم‌سالار نباید متأثر از تعارض منافع و نزاع قدرت در داخل، توسط صاحبان قدرت مستقر، به سمت نوعی از انتصاب تغییر ماهیت دهد. در هر حاکمیتی که بر رأی مردم استوار باشد، اگر مردم نسبت به کیفیت مدیریت امور عمومی اعتراض داشته باشند، آشوب نخواهند کرد، بلکه نخبگان مردم انتقاد می‌کنند تا شاید اصلاح صورت گیرد؛ در غیر این صورت، صبر می‌کنند و در زمان مربوطه اقدام به چرخش رأی خود می‌کنند و تغییر متصدیان امور عمومی انجام می‌شود. با این کیفیت آشوب بی‌معنی و سالبه به انتفای موضوع می‌شود. چون خود انتخاب کرده‌اند و خود نیز می‌توانند تغییر دهند، در واقع طرف مقابلی وجود ندارد، پس دلیلی برای مقابله نیز وجود نخواهد داشت. هر‌گاه مسیر انتخاب و تغییر بسته یا نسبتا بسته باشد، آشوب مفهوم می‌یابد. اینکه بعضی دانشمندان در محافل علمی به دموکراسی یا آزادی و موانع آن با دقت و حساسیت خاص می‌پردازند، به دلیل اهمیت حیاتی آن است. بنابراین دلسوزان نظام‌، به دنبال تلاش‌های بنیان‌گذار فقید و شهدایی مانند بهشتی و مطهری باید به‌شدت از ماهیت مردم‌سالاری در عمل حراست کنند.

ج.‌ چرا علم‌پروری در حوزه فرهنگ باید کانون توجه عملی سیاست‌گذاران مربوط باشد؟ چون‌ رفتارها، تابع شناخت است. اگر بخواهیم جامعه خلاق، کارآفرین و حلال مشکلات باشد، باید اهل تفکر برای تغییر از طریق حل مسائل به روش علمی باشیم. متأسفانه مدارس و دانشگاه‌های غیرانتفاعی‌گونه که از ذکر نام آنها صرف‌نظر می‌شود، به منظور بسته‌نشدن و حفظ بقای خود، ضمن آنکه گسترش رشته -به‌خصوص در مقاطع تحصیلات تکمیلی داده‌اند- عملا بدون نیاز به درس‌خواندن و کوشش‌های علمی مقتضی، نمره و مدرک می‌دهند. بازار پایان‌نامه‌نویسی سال‌های متمادی است که گرم شده و هیچ آفتی از این بالاتر نمی‌تواند یک جامعه را به زمین زند. چنین مدارس و دانشگاه‌هایی نمی‌توانند بار توسعه را بر دوش کشند.

نمی‌توان از خروجی‌های آن، انتظار تغییر و تعالی جامعه را داشت. البته قشر معلم یا استاد دانشگاه که زیر یا روی خط حقیقی فقر و دور از شأن خود زندگی کند و ناچار باشد به فعالیت‌های دیگری غیر از تدریس و مطالعه بپردازد، مصیبت را مضاعف می‌کند. با خروجی‌های کم‌کیفیت، جامعه چگونه اداره خواهد شد؟ تا بیشتر از این دیر نشده است، مسئولان مملکت که دستی مؤثر بر گردش امور دارند، هر‌چه سریع‌تر باید فکری برای این سه حوزه پیش‌گفته کنند. نقش علت و معلولی زنجیره‌ای که این سه حوزه در جامعه دارند، بر فرهیختگان پوشیده نیست.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.