|

سهم ما از فشار سه‌گانه بر مردم

در مبحث بهره‌وری، موضوعات و مفاهیم مختلفی مطرح می‌شود که یکی از بنیانی‌ترین آنها، موضوع «هزینه و فایده» است.

در مبحث بهره‌وری، موضوعات و مفاهیم مختلفی مطرح می‌شود که یکی از بنیانی‌ترین آنها، موضوع «هزینه و فایده» است. در موضوع هزینه و فایده، به این پرداخته می‌شود که آیا هزینه‌ای که برای رسیدن به یک هدف می‌پردازیم، مقرون به صرفه هست یا خیر و براساس‌این و با بررسی هزینه‌هایی که لازم است برای رسیدن به هدف پرداخت شود، به این نتیجه می‌رسند که آیا اصلا برای رسیدن به آن هدف باید قدم در راه گذاشت یا اینکه تا یافتن راهی کم‌هزینه‌تر، از تلاش برای رسیدن به آن هدف دست برداشت، یا کلا آن هدف را از اهداف خود خارج کرد.

در زبان فارسی نیز ضرب‌المثلی داریم که کم‌و‌بیش همین معنای «هزینه و فایده» را در خود مستتر دارد، آنجا که می‌گوییم «هر چقدر پول بدهی، همان‌قدر آش می‌خوری». بسیاری بر این گمان‌اند که انسان چنان در چنبره قضا و قدر گرفتار است که هر کاری هم بکند، به مقصود نمی‌رسد، عین همین تفکر را نیز برخی در سیاست دارند که ما در مقابل آنهایی که قدرتی فراتر از ما دارند، هیچ‌کاره‌ایم و این آنان هستند که تصمیم می‌گیرند که جهان بر چه مداری بچرخد. مخاطب این یادداشت، هیچ‌یک از این دو نیستند، بلکه طرف سخن آنانی هستند که با هدف تغییر در امر اجتماعی وارد گود می‌شوند، که اگر بر این اعتقادیم که ما در فرایند امور بی‌اثریم، آن‌گاه بود و نبودمان در روند تحولات نیز بی‌اثر است. در این دو، سه هفته وقایعی رخ داد که از همین منظر قابل بررسی است. وقایعی تلخ که هر دوست‌دار ایرانی را دل‌آزرده کرد. اما آیا آنچه اتفاق افتاد، خالی از اراده ما بود و ما هیچ تأثیری بر آنچه رخ داد، نداشتیم؟ به سابقه ماجرا که نگاه کنیم، تقریبا هرچه را که رخ داد، می‌توان در هشدارهای قبلی بسیاری از کسانی که خود را دلسوز این کشور می‌دانند، دید. 

البته شاید بعضی دلسوزی این عده را برای کشور قبول نداشته باشند، ولی هر‌چه هست، از سه دهه پیش و به‌ویژه از 20 سال پیش و از انتخابات ریاست‌جمهوری 1384، کم نبودند کسانی که همین وقایع دو هفته گذشته را پیش‌بینی می‌کردند؛ پیش‌بینی‌ای نه از منظر پیشگویان و رمالان، بلکه نتیجه مقدر مسیری که اصرار بر انجام آن بود. شاید به‌جرئت بتوان گفت که تمام وقایع این 20 سالی که به اعتراضات غم‌انگیز اخیر انجامید، یک به یک و از قبل هشدارش داده شده بود. چه وقایع 88، چه 96، چه 98، چه 401 و چه همین خشونت‌بارترین اعتراضی که زخمش هنوز تازه است. انصاف باید داد که حداقل، مطبوعات پر است از این هشدارها که طی چند دهه گذشته داده شد.

من بشخصه بر این باورم که قطعا و حتما دشمنان این مرز‌و‌بوم در وقایع اخیر دخیل بوده‌اند؛ ولی یادمان نرود که در شوره‌زار، هر قدر هم آب بریزیم، سبزه نمی‌روید. هیچ سازمان‌دهی و تشکیلاتی نمی‌تواند بدون نارضایتی عمیق، چنین وقایعی را در کشورمان رقم بزند که در هیچ زمانی شبیهش را شاهد نبوده‌ایم، وقایعی که هر بار از دفعه قبل خشن‌تر بوده. اینکه مثلا بگوییم رسانه‌های فارسی‌زبان ضد‌ ایرانی در وقوع این اتفاقات دخیل بوده‌اند، کاملا درست است؛ ولی درست‌تر آن است که وقتی اهل رسانه، بارها و بارها درخصوص توقیف مطبوعات هشدار دادند که چنین نکنید که با این کار، مرجعیت رسانه از کشور خارج خواهد شد و در بزنگاه، با رسانه ملی که فقط صدای یک جریان خاص است که در بهترین وضعیت سخنگوی سه درصد جامعه است که نمایندگانش به مجلس فرستاده شده‌اند، نمی‌توان جامعه را متوجه خطیر‌بودن شرایط کرد؛ آن‌هم جامعه‌ای که زیر فشاری سه‌گانه است.

فشاری ترکیبی که متأسفانه بخشی از آن کاملا داخلی است. وجه اول این فشار، فشار نظامی است که با جدایی‌طلبی از همان هفته اول پیروزی انقلاب شروع شد، بعد به جنگ هشت‌ساله و زدن سکوهای نفتی و هواپیمای مسافری و توقیف کشتی‌های ایرانی و بعد هم ورود مستقیم آمریکا به جنگ 12‌روزه با کشورمان انجامید. وقایعی که مستقیما از سوی دشمنان این کشور رقم خورد. فشار دوم، فشار تحریم‌هاست که با فساد داخلی، بدترین شرایط اقتصادی را بر مردم تحمیل کرده؛ پیوندی که بیرون و درون را برای به عصیان رساندن مردم متحد کرده و آنچه در درون است، به هر دلیلی در این سال‌ها، با امنیت و مصونیت کامل، آرامش جامعه را هدف گرفته تا به عصیانی هر بار خشن‌تر بینجامد.

و سوم فشار اجتماعی است. فشاری که بیشتر از همه، کارشناسان علوم اجتماعی و جامعه‌شناسان درباره بحران‌ساز بودن آن، دمادم هشدار دادند و در مقابل با نفی باورنکردنی علوم انسانی، آنچه در پیش گرفته شد، مسیری دقیقا برعکس این هشدارها بود. فقط ببینید که چه تعداد یادداشت و مقاله در مطبوعات درباره پیامدهای برخی تصمیمات منتشر شد که همگی به هیچ انگاشته شد و حتی عجیب‌تر از آن، بعد از همین جنگ 12‌روزه، معلوم نشد با کدام دوراندیشی، به‌ جای پیگیری حفره‌های امنیتی که چهره‌های برجسته نظامی کشورمان را ترور کرد، گزارشی امنیتی درباره حجاب تهیه می‌شود و دوباره در مجلس و قوای دیگر، موضوع حجاب می‌شود مسئله اصلی. اینکه دشمنان کشور از نارضایتی جامعه، حداکثر بهره را ببرند عجیب نیست، این عجیب و حیرت‌آور است که برای چه فایده‌ای، هزینه‌ای این‌قدر گزاف برای ایجاد نارضایتی اجتماعی، خودمان فراهم می‌کنیم؟

 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.