روز تصمیمهای دشوار و شجاعانه
دو روز گذشته چرخشی آشکار در اعتراضات روزهای اخیر رخ داده است. پیش از این، هر اعتراضی، قشری از مردم را نمایندگی میکرد و در اعتراضات 1398 اغلب مردم شهرهای کوچک و حاشیه شهرهای بزرگ در اعتراض به گرانی بنزین و دغدغه معیشتی در میدان بودند.
دو روز گذشته چرخشی آشکار در اعتراضات روزهای اخیر رخ داده است. پیش از این، هر اعتراضی، قشری از مردم را نمایندگی میکرد و در اعتراضات 1398 اغلب مردم شهرهای کوچک و حاشیه شهرهای بزرگ در اعتراض به گرانی بنزین و دغدغه معیشتی در میدان بودند. اعتراضات 1401 از مرکز تهران و توسط دهههشتادیهای طبقه متوسط شروع شد و دغدغه محوری-دستکم در روزهای نخست- سبک زندگی بود؛ اما با گسترش به شهرهای سراسر ایران، دغدغههای دیگری نیز افزوده شد. اعتراضات اخیر نیز در آغاز با دغدغههای اقتصادی از بازار تهران شروع شد و سپس به مناطق حاشیه زاگرس کشیده شد که هم به دلیل خشکسالیها و هم تعطیلی پروژههای بزرگ اقتصادی در یک دهه اخیر، با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند و هم طبق پیمایشهای ملی، بیشترین احساس تبعیض قومی را تجربه میکنند، درحالیکه هیچ امتداد قومی در بیرون از مرزهای ایران ندارند و خود را اصیلترین اقوام ایرانی میدانند و این تجربه به تقویت ملیگرایی در میان زاگرسنشینان انجامیده است. نشانه این تحول را از سالها پیش با حضور پررنگشان در بزرگداشت کوروش دیدهایم. کشیدهشدن اعتراضات به حاشیه زاگرس، اگرچه علل معیشتی داشت، اما خیلی زود شکل و شمایل سیاسی و فرهنگی پیدا کرد. هرچند اعتراضات در این مناطق بیشتر مردانه، پراکنده و کمتعداد بود و در برخی مناطق مثل شمال غرب کشور یا سیستانوبلوچستان، در روزهای اول سکوت حکمفرما بود، بااینحال، از روز پنجشنبه تغییری در اعتراضات رخ داده است. بنا بر گفته برخی رسانهها، برخورد نیروهای انتظامی با معترضان نرمتر از گذشته بوده و همزمان گزارشهایی از تخریبهای برخی از اموال عمومی و ساختمانهای دولتی در تهران و شهرهای مختلف منتشر شده است. چرخش آشکار اعتراضات از پنجشنبهشب ویژگیهایی دارد: کشیدهشدن اعتراضات به مناطق مرکزی تهران و البته در عین حال پراکندگی جغرافیایی اعتراضات در تهران، گسترش اعتراضات به شهرهای گوشه و کنار کشور، تنوع مردمی از همه قشرها و بهویژه حضور پررنگ نسل جوان در شهرهایی مثل مشهد که بیشترین سختگیریها در آن اعمال میشد و این همه در پاسخ به یک فراخوان بود.
پیش از این، بسیاری از ناظران گمان نمیکردند چنین فراخوانی با پاسخ مثبت روبهرو شود، اما عوامل مختلفی به این موضوع کمک کرد.
ناکامی اعتراضات پیشین و انباشت نارضایتیهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و استفادهنکردن از فرصتهای مختلفی که مردم در اختیار کارگزاران قرار میدادند، از دلایل اصلی اعتراضات اخیر و بهویژه پنجشنبهشب بود؛ اعتراضاتی که در ظاهر جمع میشد، اما از بین نمیرفت.
از سوی دیگر، در یک دهه اخیر تمام چهرههایی که در داخل کشور بهنوعی نماد اعتراض و اصلاح شناخته میشدند، از یک سو با محدودیتهای پرشمار روبهرو بودند و از سوی دیگر با سیاستهای رسواسازی در شبکههای اجتماعی مواجه بودند که بعدها معلوم شد بخشی از آن از طریق سیمکارتهای سفید اعمال میشد.
انباشت روزافزون نارضایتی، بدون دریافت پاسخ از سوی کارگزاران و تضعیف نیروهای میانه از دو سو، وضعیتی دوقطبی را به وجود آورده است و نیرویی میانه و میانجی در میان نیست.
یادمان باشد 50 درصد مردم در انتخابات شرکت نکردند. عقلانیت ایجاب میکرد نخست به مطالبات آن 50 درصد قهرکرده توجه شود، اما سازوکارهای اداره کشور نهتنها آن 50 درصد را نادیده میگرفت، بلکه تمام هموغم نمایندگان 20 درصد شکستخورده این بود که مبادا مطالبات آن حدود 30 درصد از جمعیت که برنده انتخابات شدند و با اکراه رأی داده بودند، برآورده شود.
اکنون زمان تصمیمگیریهای شجاعانه و دشوار است، نه اقدامات مقطعی برای عبور از این ستون به آن ستون تا شاید فرجی در کار باشد.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.