سال 2026 و علائم خطرناک برای امنیت بینالملل
سال 2025 در حالی پشت سر گذاشته شد که شاهد تقویت امنیتی-نظامی شدن در سطح بینالمللی و مناطق بودیم. جنگ کوتاه هند و پاکستان، تداوم جنگ داخلی سودان، درگیری مرزی تایلند و کامبوج، جنگ غزه و جنایات بشری اسرائیل علیه فلسطینیها، پیچیدهتر شدن جنگ اوکراین، حمله اسرائیل و آمریکا به ایران در جنگ 12روزه و در اولین روزهای سال 2026 حملات لفظی مداخلهجویان ترامپ علیه ایران در حمایت از معترضان ایرانی و نیز حمله آمریکا به ونزوئلا و انتقال مادورو، رئیسجمهور این کشور، به آمریکا برای محاکمه مهمترین رویدادهایی بودند که نشانه امنیتی-نظامی شدن نظام بینالملل در سال 2025 محسوب میشوند. این رویدادهای نظامی-امنیتی که همگی آیندهساز هم هستند، باعث ایجاد دو روند خطرناک شدهاند که در سال 2026 میتوانند منشأ اقدامات نظامی و ماجراجوییهای آمریکا شوند.
سال 2025 در حالی پشت سر گذاشته شد که شاهد تقویت امنیتی-نظامی شدن در سطح بینالمللی و مناطق بودیم. جنگ کوتاه هند و پاکستان، تداوم جنگ داخلی سودان، درگیری مرزی تایلند و کامبوج، جنگ غزه و جنایات بشری اسرائیل علیه فلسطینیها، پیچیدهتر شدن جنگ اوکراین، حمله اسرائیل و آمریکا به ایران در جنگ 12روزه و در اولین روزهای سال 2026 حملات لفظی مداخلهجویان ترامپ علیه ایران در حمایت از معترضان ایرانی و نیز حمله آمریکا به ونزوئلا و انتقال مادورو، رئیسجمهور این کشور، به آمریکا برای محاکمه مهمترین رویدادهایی بودند که نشانه امنیتی-نظامی شدن نظام بینالملل در سال 2025 محسوب میشوند. این رویدادهای نظامی-امنیتی که همگی آیندهساز هم هستند، باعث ایجاد دو روند خطرناک شدهاند که در سال 2026 میتوانند منشأ اقدامات نظامی و ماجراجوییهای آمریکا شوند.
1) روند تضعیف نهادها و رژیمهای بینالمللی متولی صلح و امنیت بینالمللی
2) عرفیسازی مداخله قدرتهای بزرگ در دیگر کشورها با ابزار نظامی.
سازهانگاران از قبیل الکساندر ونت (Alexander Wendt) معتقدند ساختار و کارگزار در محیط بینالمللی در یک رابطه متعامل و قوامبخش نسبت به یکدیگر هستند و یکدیگر را بازتولید میکنند. سوگمندانه باید پذیرفت وضعیت نهادهای بینالمللی (بهمثابه ساختار) و کنش مداخلهجویانه آمریکا (کارگزار) در چنین وضعیتی قرار گرفته است. سیاستهای آمریکا باعث تضعیف نهادهای متولی صلح بینالمللی نظیر شورای امنیت میشود و از سویی دیگر ناکارآمدی، کجکارکردی و بیعملی نهادهای بینالمللی نظیر شورای امنیت بینالملل در بحرانهای بینالمللی، مشوق مداخلهگران بینالمللی نظیر آمریکا برای یکجانبهگرایی میشود. این روند خطرناک میتواند نظم در حال گذار نظام بینالمللی را از وضعیت گذار به وضعیت بینظمی مطلق و جنگ جهانی سوم سوق دهد. برای محتملدانستن جنگ جهانی سوم کافی است سالهای بین دو جنگ جهانی اول و دوم را مرور کنیم. از قضا در آن سالها کشورهای اروپایی در مسیر توسعه و وابستگی متقابل اقتصادی با یکدیگر قرار داشتند؛ فرایند نوسازی و توسعه در اروپا با شدت پیش میرفت، توسعهطلبی نظامی اولویت دست چندم دولتها در اروپا بود، اما ناکارآمدی جامعه ملل از یک سو و نظامیگری آلمان نازی از سوی دیگر، موجب افول فوری نظم میثاق بینالملل در سال 1919 شد و به عمر 18ساله آن با آغاز جنگ جهانی دوم پایان داد. ناتوانی سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن بهویژه شورای امنیت سازمان ملل در حل بحرانهای مختلف سیاسی و امنیتی نشان داده است که نهادهای بینالمللی نظم جهانی کهن، روند رو به افول و ناکارآمدی را تجربه میکنند. سازمانها، نهادها و رژیمهای کنونی در حوزههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی تا حدود زیادی نتیجه نظام بینالمللی بود که بعد از جنگ دوم جهانی از سوی دولتها شکل گرفت. البته این نهادها برای مواجهه با صور و چهرههای جدید قدرت، ظهور بازیگران غیردولتی، تهدیدات در فضای مجازی و جنگهای ترکیبی تکامل نیافتهاند. بنابراین دولتها و نهادهای بینالمللی بهخوبی برای پاسخ به این تهدیدات مجهز نیستند. پیشرفتهای جدید در فناوری نیازمند تفسیر مجدد دقیق و در برخی موارد سازگاری قوانین موجود است. بهعنوان مثال اگر هوش مصنوعی آنقدر پیشرفته شود که بتوان از آن در جنگ استفاده کرد؛ قوانینی برای کنترل رفتار چنین نهادهایی و تخصیص مسئولیت هرگونه نقض قانون از سوی آنها لازم است.
واقعیت آن است که نهادها و رژیمها در حوزه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی همافزا با تغییرات و تحولات بسیار گستردهای که در محیط داخلی و محیط بیرونی دولتها ایجاد شده و با افزایش بازیگران و مهمتر از اینها پیشرفتهای بسیار گستردهای کهدر حوزههای فناوری به وقوع پیوسته، رشد نکرده و این شکاف بین قوانین و تحولات در سالها و دهههای آینده بیشتر نمود عینی خواهد داشت و فرصتها و تهدیدهایی را برای بازیگران به وجود خواهد آورد و منجر به این خواهد شد که نهادها و رژیمهای کنونی کارآمدی بیشتری را از دست بدهند. از سویی دیگر جنگهای سال 2025 که برخی از آنها مانند جنگ اوکراین ادامه دارد، رویدادهایی هستند که روند افول نهادهای بینالمللی را طی سال آینده تشدید خواهد کرد.
پدیده نوظهور سالهای اخیر، ظهور رژیمهای جدید بینالمللی نیز هست که آن هم در بطن خود تهدیدهایی ایجاد میکند. درواقع افول نهادهای بینالمللی با ظهور رژیمهای جدید بینالمللی نظیر رژیم تحریمهای اقتصادی همراه شده است. آمریکا و اروپا در مقابل هر کشوری که ناتوان از مداخله نظامی در آن هستند، با رژیم تحریمی با آن کشور مواجه میشوند. رژیم تحریمی که ایرانیان با گوشت و پوست آن را تجربه کردند و کماکان درگیر آن هستند. اروپا و آمریکا با علم به اینکه جنگ مستقیم بین قدرتهای بزرگ هزینههای سنگینی میتواند داشته باشد، درصدد تقویت رژیمهای تحریمی موجود و ایجاد رژیمهای تحریمی جدید هستند. بههمیندلیل از سال 2022 آمریکا و اتحادیه اروپا رژیم تحریمی جدیدی را علیه افراد، مقامات، نهادها، سازمانها و شرکتهای روسی وضع کردهاند. این رژیم تحریمی جدید ضد روسی درصدد قطع ارتباط کامل اقتصادی روسیه با نهادها و رژیمهای لیبرال کنونی است. راغورام راجان، از مقامات سابق اقتصادی دولت هند، روند تحریمی آمریکا و اتحادیه اروپا را یک نوع «سلاح اقتصادی کشتار جمعی» نامید؛ وقتی از دلار بهعنوان «سلاح کشتار جمعی» استفاده میشود.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.