|

تغییر ساختار نظام جهانی و پیامدهای آن

والرشتاین، جامعه‌شناس معروف، برای توضیح دگرگونی‌ها و رخدادها معتقد است تحولات در میان کشورها را باید با توجه به دوره‌های بلندمدت فهمید. او کشورها را به سه دسته مرکز، پیرامون و نیمه‌پیرامون تقسیم‌بندی می‌کند.

حمزه نوذری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

والرشتاین، جامعه‌شناس معروف، برای توضیح دگرگونی‌ها و رخدادها معتقد است تحولات در میان کشورها را باید با توجه به دوره‌های بلندمدت فهمید. او کشورها را به سه دسته مرکز، پیرامون و نیمه‌پیرامون تقسیم‌بندی می‌کند.

از نظر او تحولات درونی کشورها را هم باید بر اساس تغییرات جهانی درک کرد. واحد تحلیل او فرد، گروه، حزب، جامعه و کشور نیست؛ نظام جهانی است. از منظر این دیدگاه، توزیع قدرت در میان کشورهای بزرگ، ثبات در روابط کشورهای مرکز و نوع رابطه کشورهای مرکز با کشورهای پیرامون و نیمه‌پیرامون در وضعیت نظام جهانی اثرگذار است. وقتی مرکز دچار پراکندگی قدرت (یعنی به صورت چندقطبی) است، چندین قدرت رقیب هم‌زمان بر سر دستیابی به قدرت برتر در نظام جهانی با یکدیگر رقابت می‌کنند. در نتیجه نظام جهانی دچار بی‌ثباتی و تنازع می‌شود. یکی از ویژگی‌های دوره ناپایداری مثل این روزها، دخالت بیشتر دولت‌های بزرگ در تنظیم روابط اقتصادی و تجاری در قالب محدودیت‌های وارداتی و حمایت‌گرایی است. زمانی که یک قطب بر مرکز حاکم است، در میان کشورها ثبات وجود دارد و نیاز چندانی به مداخله آشکار سیاسی برای تنظیم تجارت نیست. به نظر می‌رسد نظام جهانی وارد چرخه جدیدی شده که دارای مختصات زیر است:

1. افول سلطه ایالات متحده آمریکا که باعث ناپایداری کشورهای مرکز شده است. چین با قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا به معارضه برخواسته است و در این میان اروپا دچار آشفتگی در تنظیم روابط میان آمریکا و چین شده است.

2. ظهور مجدد دخالت‌های سیاسی در تنظیم سیاست‌های تجاری به شکل حمایت‌گرایی و محدودیت‌های وارداتی.

3. اعمال نظارت‌های سیاسی آشکارتر بر مناطق پیرامونی از طریق فروش تسلیحات.

4. شدت‌گرفتن خرید اسلحه در میان کشورها. حتی کشوری مانند ژاپن بخش زیادی از تولید ناخالص داخلی را به خرید و تولید تسلیحات اختصاص داده است.

ایالات متحده آمریکا در چنین وضعیتی تلاش می‌کند با تهاجم، فشار و تهدید کشورهای دیگر، مسلح‌کردن نظام جهانی را یکپارچه و سلطه خود را حفظ کند. هرچه زیرساخت‌ها و سیاست‌های کشورهای پیرامون و نیمه‌پیرامون با منافع و خواست آمریکا انطباق یابد، آن کشورها امکان تجارت می‌یابند وگرنه تحریم می‌شوند. رئیس‌جمهور آمریکا اعلام می‌کند که سلطه آمریکا بر منابع انرژی، در حوزه انرژی برای کشورها امنیت به ارمغان می‌آورد. نظام سیاسی آمریکا از روابط اقتصادی کم‌تعرفه و فروش تسلیحات پیشرفته برای حفظ نفوذ خود استفاده می‌کند. دیگر سخن از تجارت آزاد به فراموشی سپرده شده است. به نظر می‌رسد نظام جهانی در حال دگرگونی عمیق است که از نتایج آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف. کم‌اثرشدن و اضمحلال سازمان‌های بین‌المللی فعلی حتی سازمان ملل متحد.

ب. اثرات مخرب و ویرانگر بر کشورهای پیرامون و نیمه‌پیرامون.

ج. شدت‌یافتن تخاصم و جنگ حتی در میان کشورهای پیرامون.

نظام جهانی قبل از این نیز در دوره افول قدرت بریتانیا شاهد چنین آشفتگی‌هایی بود که کشور ما نیز از اثرات مخرب آن در امان نماند. برخی کشورها سعی می‌کنند بیرون از صحنه آشفته نظام جهانی باقی بمانند، اما کوچک‌ترین رخدادی به‌سرعت می‌تواند آنها را هم درگیر کند. اما دولت ایالات متحده آمریکا برخی کشورها را که منابع ارزشمندی دارند یا احتمال می‌دهد که در تغییر در حال وقوع ساختار نظام جهانی نقش داشته باشند، به هر ترتیبی که شده سعی می‌کند آنها را تضعیف کند. مقاومت و شجاعت ایرانیان نشان داد آمریکا هژمونی و قدرت نرم و سخت گذشته را ندارد. به نظر می‌رسد جهان وارد دوره ناپایداری شده است که درد و رنج مردمی که نقشی در آن ندارند، افزون شده و بی‌گناهان قربانی می‌شوند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.