انسان در معرض فراموششدن
کلمات همچون آدمها سویههای تاریک خود را دارند. یکی از این کلمات پایداری (persistence) است که هم میتواند به معنای مقاومت باشد و هم چیزی که باید در برابر آن مقاومت کرد و به آن دچار نشد.
کلمات همچون آدمها سویههای تاریک خود را دارند. یکی از این کلمات پایداری (persistence) است که هم میتواند به معنای مقاومت باشد و هم چیزی که باید در برابر آن مقاومت کرد و به آن دچار نشد. بازرس ژاور در رمان «بینوایان» را به خاطر داریم، دولتمردی که در دستگیری ژان والژانِ بینوا چنان پافشاری میکند که دست آخر، هم خودش از این پایداری غیرمنطقی و لجوجانه به تنگ میآید و هم خواننده.
بازرس ژاور، مفتونِ انجام وظیفه یا دقیقتر، بهتعبیر اندیشمند معاصر ربکا کامی، گرفتار سویۀ تاریک پایداری است. ربکا کامی در مقالهای با عنوان «علیه تابآوری» (Against Resilience) سویۀ تاریک این کلمه را برملا میکند. او باور دارد که مفهوم رادیکالِ پایداری به معنای ایستادگی و مقاومت را جریان نئولیبرال دستکاری کرده و منحرف ساخته است؛ بهگونهای که پایداری دیگر چیرگی بر موانع یا پیروزی بر سختیها و بلایا نیست. پایداری دیگر مترادف طاقت، ثبات قدم یا تابآوری نیست.
پایداری سختکوشی، پشتکار و پرکاری یا انضباط هم نیست. تابآوریِ نئولیبرال فاقد آن آرامش و وقار و ثبات خاطر است. این پایداری، لجاجت و یکدندگی است. همه کتاب درخشان «قولِ» دورنمات را به یاد داریم که براساس آن فیلمی با نقشآفرینی جک نیکلسون ساخته شده است. او با تصمیمی رادیکال برای احقاق حق و کشف یک جنایت دستبهکار میشود اما آنچه او را از مسیر اصلیاش باز میدارد، دستکاری در پایداری و ثبات قدم است که به یک فریضۀ شخصی تنزل مییابد. بسیاری از دولتمردان نیز به این وضعیت دچارند؛ برای خدمت به خلق، جذب دستگاههای دولتی میشوند اما در نهایت دچار پایداری در حفظ منافع خود شدهاند. بگذریم از اینکه دیگر کمتر کسی برای مردم به دولت میپیوندد.
اگر نگوییم جملگی سودای منافع دارند، بیتردید آنها بیش از هر چیز دچار وسوسۀ پایداری شدهاند؛ پایداری لجوجانۀ ناسازگار و نامنعطف که بیش از هر چیز به فریضهای شخصی مبدل شده است. بسیاری از مدیران دولتی که در تغییر دولتها کنار گذاشته میشوند، چنان منتقد وضعیت موجود میشوند که به این تصور دامن میزنند که هرگز به دولت برنمیگردند. اما با گوشهچشمی رضایتآمیز به مسند مدیریت بازگشته و تداوم و پایداری را منطق موجه بازگشت خود میدانند.
تاباین پایداری یا تابآوری از جنس نئولیبرالی آن است که انتظار دارد جامعه باید در برابر دست نامرئی بازار از خود تابآوری نشان بدهد تا بازار کار خودش را بکند؛ تابآوری در فقر به امید فردایی که هرگز از راه نخواهد رسید. نمایشنامۀ «در انتظار گودو» را هم به یاد داریم. استراگون و ولادیمیر مدتهاست که تنها و سرگردان، با فقر و فاقه در انتظار گودو هستند. پایداری آنها از جنس همین پایداری است که ربکا کامی از آن سخن میگوید. اصرار بر باوری که بیش از آنکه نشئتگرفته از مفهوم مقاومت و پایداری رادیکال باشد و از جانمایۀ مبارزه برخیزد، نوعی افسردگی و بطالت انسان معاصر است در ناامیدی. ربکا کامی در پایان درخشان این مقاله، پایداری را از منظری دیگر نیز واکاوی میکند. پایداری در جنایتهای علیه بشریت که در سراسر جهان سرمایهداری برای انباشت سرمایه رقم زده است. جهان امروز بیش از هر چیز مُبلغ سویههای تاریک کلمات و آدمهاست، و غمانگیز آنکه آدمهای اسیر در این وضعیت به همین نوع تابآوری تن دادهاند. دیگر مبارزۀ رادیکال و تابآوری در برابر ظلم و ستم، و پایداری در عدالتخواهی حامیان چندانی ندارد. همه چیز فریضۀ شخصی است و انسان بماهُوَ انسان در معرض فراموشی است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.