|

مدرسه و مسئله مهارت

در چند روز اخیر بارها مسئولان آموزش و پرورش از ضرورت مهارت‌آموزی سخن گفته‌اند و اینکه دانش‌آموزان در هر سال یک یا چند مهارت یاد می‌گیرند؛ اما روشن نیست ‌منظورشان از مهارت چیست و اینکه آیا فضا و شرایط مدرسه برای مهارت‌آموزی فراهم است یا خیر.

حمزه نوذری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

در چند روز اخیر بارها مسئولان آموزش و پرورش از ضرورت مهارت‌آموزی سخن گفته‌اند و اینکه دانش‌آموزان در هر سال یک یا چند مهارت یاد می‌گیرند؛ اما روشن نیست ‌منظورشان از مهارت چیست و اینکه آیا فضا و شرایط مدرسه برای مهارت‌آموزی فراهم است یا خیر.

با توجه به شرایط و وضعیت فعلی نظام آموزشی، به نظر نمی‌رسد امکان مهارت‌آموزی فراهم باشد؛ مگر اینکه ساختار مدارس دگرگون شود. برای روشن‌شدن مطلب، به دو نوع مهارت اشاره می‌کنم؛ مهارت‌های نرم و مهارت‌های سخت یا همان فنی و حرفه‌ای. یکی از مهارت‌های نرم، مهارت اجتماعی (ارتباطی) است. منظور از مهارت اجتماعی، این نیست که فرد صرفا خوب سخن بگوید یا روابط عمومی خوبی داشته باشد. مهارت اجتماعی یعنی فهم و درک دیگران، درک موقعیت اجتماعی، توانایی ایجاد همکاری و ائتلاف و شکل‌دادن به قواعد جدید.

بنابراین، کنشگر مهارت‌دیده می‌داند که دیگران چه می‌خواهند و چه ترجیحاتی دارند، چگونه می‌توان بین آنها همکاری و ائتلاف ایجاد کرد و چگونه می‌توان از طریق تعامل به فهم مشترکی از وضعیت رسید. خلاصه اینکه مهارت اجتماعی یعنی توانایی تولید همکاری در شرایط تعارض منافع و باورها. اما دانش‌آموز چگونه می‌تواند به چنین مهارت‌هایی دست پیدا کند؟ جواب در تجربه و قرار‌گرفتن در موقعیت‌های تعاملی است. یعنی امکان و شرایطی لازم است که نوجوانان بتوانند تمرین واقعی داشته باشد. مدارس از نظر ساختاری چقدر آمادگی دارند که چنین مهارتی تجربه شود؟ مهارت‌های فنی و حرفه‌ای نیز در مدارس با وضعیت و شرایط فعلی ممکن نیست. مدام گفته می‌شود‌ باید دانش‌آموزان را به سمت مدارس فنی و حرفه‌ای ترغیب و تشویق کرد؛ اما در مدارس امکانات مناسبی برای مهارت‌آموزی وجود ندارد و معلمان نیز در برخی شرایط امکان یاد‌دادن مهارت را ندارند.

فرض کنید دانش‌آموزی در مدرسه علاقه‌مند است مکانیک خودرو فرابگیرد. در مدارس به‌جز قطعات پراکنده پیکان وجود ندارد. کار دشواری نیست که وزارت آموزش و پروش با خودرو‌سازان یا وزارت صمت به توافقی برسند که موتور ماشین‌هایی که استفاده نمی‌شوند، به مدارس منتقل شود تا دانش‌آموزان استفاده کنند یا مدارس امکانی فراهم آورند که دانش‌آموزان فنی و حرفه‌ای ‌علاقه‌مند به مکانیک خودرو‌، در تعمیرگاه‌های مجهز و به‌روز همراه با معلم حضور داشته باشند. روزی که مکانیک قرار است روی موتور ماشین کار کند، از قبل به مدرسه اطلاع می‌دهد و دانش‌آموزان می‌توانند از نزدیک با قطعات مختلف، نحوه کارکرد و روش باز‌کردن و بستن هر قطعه آشنا شوند و توضیحات مکانیک را بشنوند. برای کارایی و اثر‌بخشی بیشتر می‌توان دانش‌آموزان را به گروه‌های کوچک تقسیم کرد.

البته این کار جزئیاتی دارد که در اینجا نمی‌توان به آن پرداخت. اما آیا در آموزش و پرورش فرصتی برای فکر‌کردن به این مسائل جزئی وجود دارد؟ نمی‌توان با حرف‌های کلی و اینکه هر سال دانش‌آموزان چند مهارت را فرا می‌گیرند، والدین و نوجوانان را قانع ‌و امیدوار کرد که قرار است اتفاق تازه‌ای در مدارس بیفتد. برای تحول در مدارس با تأکید بر مهارت‌آموزی لازم است ساختار مدارس تغییر کند، پارادایم حاکم بر ذهن مدیر و معلمان عوض شود، روش انجام کار و جزئیات مهارت‌آموزی روشن شده و با بخش خصوصی ارتباط و تعامل ایجاد شود. با وضعیت فعلی نمی‌توان نوجوانان را قانع کرد که مدارس فنی و حرفه‌ای را انتخاب کنند یا مردم باور کنند‌ قرار است بچه‌ها مهارت‌‌های کاربردی و بازار‌پذیر فرابگیرند.

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.