تحلیلی بر حمله به صفحه چهرههای معروف:
صدیقی: کار دهههشتادیهاست!
لشکرکشیهای فضای مجازی به قصد تصرف صفحه چهرههای معروف؛ از لیونل مسی گرفته تا داور مسابقات فوتبال و حالا دختر اوباما از یک طرف و دونالد ترامپ از طرف دیگر. فریدون صدیقی، روزنامهنگار و مدرس رسانه، به «شرق» میگوید به جای بررسی صرفا رسانهای چنین لشکرکشیهایی بهتر است به ساحت اجتماعی این عمل و ویژگیهای نسلی بپردازیم که میرود و در پای صفحههای خصوصی چهرههای سرشناس دنیا، کامنت میگذارد: «چنین کنشها و واکنشهایی بیشتر به نسل چهارمیها یا همان دهههشتادیها اختصاص دارد؛ بچههایی که چندان پایبندیای به اصول اجتماعی و اخلاقی جامعه ندارند؛ چراکه در فضایی تنفس و مراوده داشتهاند که احساس عضویت و پایبندی کمی به آن دارند. به نظر میرسد که این نسل کمتر توانسته خود را با حافظه اخلاقی، تاریخی، آموزشی، سنتی و تربیتی جامعه سازگار کند؛ چراکه زیست خود را تنها در فضاهای مجازی دنبال میکند». بااینهمه چرا نسلی با چنین ویژگیهایی وقت و انرژیاش را پای فیسبوک و اینستاگرام این و آن سلبریتی، تلف میکند: «شاید بهاینخاطر که این جمع، معترض وضع موجود است و معترض مفهومی که نسبتی با آن ندارد. وقتی فضای پیرامونی و واقعیتهای اطرافش برای او درککردنی نیست، اغلب هنجارشکنی میکند. آنها نگاهشان، گفتنشان، خوردن و حتی پوشیدنشان به شکلی است که در نظر گروههای دیگر، گویی از سیارهای دور آمدهاند؛ اما بااینهمه، من نمیتوانم آنها را متهم کنم که غلط زندگی میکنند». صدیقی تصویری از جوانی خودش را ترسیم میکند؛ او در عصر بیتلها بزرگ شده، عصری با شلوارهای پاچهگشاد، پاخطیهای پهن و موهای بلند. میگوید شاید رفتارها و طرز لباسپوشیدنم در آن دوره حتی برای پدرم عجیب میآمد؛ اما فرق نوجوانی و جوانی ما با جوانان امروز این است که ارتباط ما با دنیا، ارتباطی با تأخیر و با واسطه بود و بههمینخاطر، کمتر غرق میشدیم: «این ارتباط امروز بیواسطه است. نوجوانی در اتاقش نشسته و مسی را در اتاق خودش میبیند و میتواند با رونالدو و حتی دیکاپریو دیالوگ برقرار کند و اگر مسئلهای به مذاقش خوش نیامد، رودرروی آن بایستد». به گفته این مدرس دانشگاه، اگر گروهی باشند که دهههشتادیها را به خاطر حمله به صفحه ورزشکاران، هنرمندان و سیاستمداران دنیا سرزنش کنند، بچههای دهه 60 هستند؛ چراکه «بزرگترها خودشان را کنار کشیدهاند یا این دو گروه، بزرگترهای خود را بهگونهای حذف کردهاند و طبعا حرفهای بزرگترها را نه میخواهند و نه میتوانند بشنوند. شاید دههشصتیها، آخرین نسل شنونده حرفها بودند و بس». بااینهمه، آیا حمله شبانه گروهی از ایرانیها به صفحه چهرهای مانند دونالد ترامپ، باعث نمیشود که دنیا ما را قضاوت کند؟ این سؤالی است که صدیقی در پاسخ به آن نظری متفاوت دارد: «آنها ما را قضاوت خواهند کرد و همین کامنتها را در کنار اتهامات غلط و قضاوتهای غلطی که درباره ما داشتهاند، قرار خواهند داد. یادمان نرود که مجموعه رفتارهای ما قضاوت میشود، با این تفاوت که امروز اینترنت، امکان دستکاری فرهنگ را برای خالقان فضای مجازی فراهم کرده است».
لشکرکشیهای فضای مجازی به قصد تصرف صفحه چهرههای معروف؛ از لیونل مسی گرفته تا داور مسابقات فوتبال و حالا دختر اوباما از یک طرف و دونالد ترامپ از طرف دیگر. فریدون صدیقی، روزنامهنگار و مدرس رسانه، به «شرق» میگوید به جای بررسی صرفا رسانهای چنین لشکرکشیهایی بهتر است به ساحت اجتماعی این عمل و ویژگیهای نسلی بپردازیم که میرود و در پای صفحههای خصوصی چهرههای سرشناس دنیا، کامنت میگذارد: «چنین کنشها و واکنشهایی بیشتر به نسل چهارمیها یا همان دهههشتادیها اختصاص دارد؛ بچههایی که چندان پایبندیای به اصول اجتماعی و اخلاقی جامعه ندارند؛ چراکه در فضایی تنفس و مراوده داشتهاند که احساس عضویت و پایبندی کمی به آن دارند. به نظر میرسد که این نسل کمتر توانسته خود را با حافظه اخلاقی، تاریخی، آموزشی، سنتی و تربیتی جامعه سازگار کند؛ چراکه زیست خود را تنها در فضاهای مجازی دنبال میکند». بااینهمه چرا نسلی با چنین ویژگیهایی وقت و انرژیاش را پای فیسبوک و اینستاگرام این و آن سلبریتی، تلف میکند: «شاید بهاینخاطر که این جمع، معترض وضع موجود است و معترض مفهومی که نسبتی با آن ندارد. وقتی فضای پیرامونی و واقعیتهای اطرافش برای او درککردنی نیست، اغلب هنجارشکنی میکند. آنها نگاهشان، گفتنشان، خوردن و حتی پوشیدنشان به شکلی است که در نظر گروههای دیگر، گویی از سیارهای دور آمدهاند؛ اما بااینهمه، من نمیتوانم آنها را متهم کنم که غلط زندگی میکنند». صدیقی تصویری از جوانی خودش را ترسیم میکند؛ او در عصر بیتلها بزرگ شده، عصری با شلوارهای پاچهگشاد، پاخطیهای پهن و موهای بلند. میگوید شاید رفتارها و طرز لباسپوشیدنم در آن دوره حتی برای پدرم عجیب میآمد؛ اما فرق نوجوانی و جوانی ما با جوانان امروز این است که ارتباط ما با دنیا، ارتباطی با تأخیر و با واسطه بود و بههمینخاطر، کمتر غرق میشدیم: «این ارتباط امروز بیواسطه است. نوجوانی در اتاقش نشسته و مسی را در اتاق خودش میبیند و میتواند با رونالدو و حتی دیکاپریو دیالوگ برقرار کند و اگر مسئلهای به مذاقش خوش نیامد، رودرروی آن بایستد». به گفته این مدرس دانشگاه، اگر گروهی باشند که دهههشتادیها را به خاطر حمله به صفحه ورزشکاران، هنرمندان و سیاستمداران دنیا سرزنش کنند، بچههای دهه 60 هستند؛ چراکه «بزرگترها خودشان را کنار کشیدهاند یا این دو گروه، بزرگترهای خود را بهگونهای حذف کردهاند و طبعا حرفهای بزرگترها را نه میخواهند و نه میتوانند بشنوند. شاید دههشصتیها، آخرین نسل شنونده حرفها بودند و بس». بااینهمه، آیا حمله شبانه گروهی از ایرانیها به صفحه چهرهای مانند دونالد ترامپ، باعث نمیشود که دنیا ما را قضاوت کند؟ این سؤالی است که صدیقی در پاسخ به آن نظری متفاوت دارد: «آنها ما را قضاوت خواهند کرد و همین کامنتها را در کنار اتهامات غلط و قضاوتهای غلطی که درباره ما داشتهاند، قرار خواهند داد. یادمان نرود که مجموعه رفتارهای ما قضاوت میشود، با این تفاوت که امروز اینترنت، امکان دستکاری فرهنگ را برای خالقان فضای مجازی فراهم کرده است».