|

نبردی پس از دیگری

آیا محکومیم ادامه زخم‌های خود باشیم؟

گاهی جامعه با یک شکست از پا نمی‌افتد و توان سیاسی او بیشتر با تکرار شکست‌هایی تحلیل می‌رود که هنوز صورت‌بندی نشده‌اند و پیش از آنکه به تجربه‌ای برای عمل جمعی تبدیل شوند، بحران بعدی از راه می‌رسد و امکان داوری آرام را از میان می‌برد. از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ و از حوادث 1401 تا دی ۱۴۰۴ ایران فقط چند رخداد جداگانه را پشت سر نگذاشته است؛ در این فاصله، رابطه جامعه با سیاست فرسوده شده است.

گاهی جامعه با یک شکست از پا نمی‌افتد و توان سیاسی او بیشتر با تکرار شکست‌هایی تحلیل می‌رود که هنوز صورت‌بندی نشده‌اند و پیش از آنکه به تجربه‌ای برای عمل جمعی تبدیل شوند، بحران بعدی از راه می‌رسد و امکان داوری آرام را از میان می‌برد. از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ و از حوادث 1401 تا دی ۱۴۰۴ ایران فقط چند رخداد جداگانه را پشت سر نگذاشته است؛ در این فاصله، رابطه جامعه با سیاست فرسوده شده است.

هفتم اکتبر یک موضوع داخلی را به میدان منطقه‌ای کشاند و حمله اسرائیل به ساختمان کنسولگری در مجاورت سفارت ایران در دمشق، آغاز خروج جنگ ایران و اسرائیل از سایه بود. پس از آن، وعده صادق 1 ‌و پاسخ اسرائیل و سپس وعده صادق 2 و پاسخ دوم اسرائیل و بازگشت ترامپ و سرانجام قرار‌گرفتن ایران در برابر جنگی هم‌زمان با اسرائیل و آمریکا، آینده را از موضوعی سیاسی به مسئله‌ای امنیتی تبدیل کرد. جامعه‌ای که در انتظار ضربه بعدی زندگی می‌کند، کمتر از ساختن می‌پرسد و بیشتر می‌پرسد چه چیزی هنوز فرونپاشیده است. خطر اصلی این است که ایران در چرخه‌ای ممتد از درگیری و اضطرار گرفتار شود و سیاست در این چرخه دیگر به معنای اصلاح و سازماندهی و آغاز دوباره فهمیده نشود و بیشتر به توان تحمل‌کردن وضعیت موجود تقلیل پیدا کند. در چنین وضعی‌ حتی امید نیز مسئله‌دار می‌شود؛ زیرا امید اگر فقط به معنای دعوت مردم به صبر بیشتر باشد، نه‌تنها نیرویی سیاسی تولید نمی‌کند، بلکه می‌تواند به شکلی از بی‌اعتنایی به رنج واقعی جامعه تبدیل شود.

امید به‌مثابه کار بر زمان

بیرگان گوکمن‌اوغلو و گابریلا منلی در مقاله‌ای با عنوان «امید و کار بر زمان در وضعیت‌های ویران‌شهری» که در سال ۲۰۲۳ در نشریه «زمان و جامعه» منتشر شد، امید را از معنای رایج و ضعیف آن جدا می‌کنند و آن را در متن شکست سیاسی و آسیب‌پذیری سازمانی و بسته‌شدن چشم‌اندازهای نزدیک بررسی می‌کنند. پرسش آنان این نیست که انسان‌ها در روزهای عادی چگونه امیدوار می‌مانند، مسئله دشوارتر این است که کنشگران سیاسی پس از شکست و پس از پراکندگی نیروها و پس از از‌دست‌رفتن امکان پیروزی نزدیک چگونه هنوز می‌توانند عمل کنند و‌ آینده را تمام‌شده تصور نکنند؟ در این مقاله امید نه آرام‌بخشی روانی است و نه خوش‌بینی و نه چشم‌بستن بر شکست؛ امید منبعی سیاسی است که در جریان مبارزه ساخته می‌شود و به کنشگران امکان می‌دهد حتی در موقعیتی که همه چیز به سوی پایان‌یافتن می‌رود، همچنان آینده را باز نگه دارند.

در بخش مربوط به استانبول، نویسندگان به سراغ کنشگران ضد اقتدارگرای مجامع محلی «نه» می‌روند که درباره همه‌پرسی قانون اساسی ترکیه در سال ۲۰۱۷ شکل گرفته بودند. آن همه‌پرسی قرار بود تغییراتی را به رأی بگذارد که به تعبیر مقاله، اقتدارگرایی را در ساختار حقوقی و سیاسی کشور تثبیت می‌کرد. رأی «آری» در شرایطی پیروز شد که کنشگران مخالف از وضعیت اضطراری و محدودیت آزادی‌های مدنی و امکان تقلب و بی‌عدالتی انتخاباتی سخن می‌گفتند و انتخابات ۲۰۱۸ نیز با پیروزی دوباره اردوغان و تقویت ائتلاف او با نیروهای ملی‌گرای راست همراه شد. برای کنشگران «نه»، این شکست فقط شکست یک کارزار انتخاباتی نبود و بیشتر به معنای ورود به زمانی بود که در آن آینده‌ای که از آن بیم داشتند، دیگر در پیش‌رو قرار نداشت و به وضع موجود تبدیل شده بود. نویسندگان نشان می‌دهند ‌واکنش کنشگران به این شکست فقط اندوه یا خشم نبود و مسئله به تغییر شیوه فهم زمان مربوط می‌شد. پیش از همه‌پرسی، سیاست هنوز با انتظار رویداد و امکان تغییر نزدیک و نگرانی از آینده‌ای تیره تعریف می‌شد، اما پس از شکست، این زمان فشرده و پرحادثه جای خود را به افقی کشیده‌تر داد. یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید اکنون شکست خورده‌ایم و باید از نو و آرام‌آرام و از پایین جنبشی بسازیم. معنای اصلی مقاله در همین جمله آشکار می‌شود؛ زیرا امید پس از شکست از وعده پیروزی فوری نمی‌آید و بیشتر از توانایی قرار‌دادن شکست در زمانی طولانی‌تر پدیدار می‌شود. گوکمن‌اوغلو و منلی این فرایند را «کار بر زمان» می‌نامند. مقصود آنان این است که کنشگران برای حفظ امکان سیاست باید نسبت خود را با گذشته، اکنون و آینده بازسازی کنند و گذشته را فقط خاطره‌ای شکست‌خورده نبینند و اکنون را پایان قطعی امکان‌ها تلقی نکنند و آینده را هرچند دور و نامطمئن، همچنان محل امکان تحول بدانند. در استانبول این کار از راه نوعی جای‌گیری تاریخی انجام شد. کنشگران خود را در تاریخی بلندتر از مبارزه قرار می‌دادند و این تاریخ از شکست‌ها، عقب‌نشینی‌ها و پراکندگی نیروها عبور می‌کرد، بدون آنکه خود مبارزه را پایان‌یافته بداند. آنان از چرخه‌ها، افق‌ها، آرمان‌ها و تداوم زندگی و ادامه‌داشتن نبرد سخن می‌گفتند و این سخنان عبارت‌هایی تزئینی نبود، بلکه شیوه‌ای برای مقابله با آن منطق آخرالزمانی بود که شکست را پایان همه امکان‌ها معرفی می‌کند. اهمیت دیگر مقاله در این است که امید در سطح گفتار باقی نمی‌ماند. نویسندگان نشان می‌دهند که پس از فروپاشی مجامع محلی «نه»، بخشی از کنشگران به سمت شکل‌های کوچک‌تر و روزمره‌تر فعالیت رفتند و در تعاونی‌های غذایی و جمع‌های محلی و گروه‌های ورزشی بدیل و باغبانی شهری و شبکه‌هایی حضور یافتند که شاید جای سیاست بزرگ را نمی‌گرفتند، اما پیوندها را حفظ می‌کردند. امید در اینجا تصویر بزرگ و باشکوهی از پیروزی نیست. امید توان ماندن در رابطه و ساختن شبکه و حفظ باهم‌بودن در زمانی است که سازمان‌های بزرگ از هم پاشیده‌اند. از نظر نویسندگان، امید در وضعیت ویران‌شهری، انکار ویرانی نیست و بیشتر به معنای کار جمعی بر زمان است؛ یعنی ساختن روایت‌ها و عمل‌هایی که اجازه ندهند اکنون تیره خود را به‌عنوان سرنوشت نهایی جا بزند.

هیچ جامعه‌ای محکوم نیست ادامه زخم‌های خود باشد

ایده هانا آرنت در «وضع بشر» نیز برای این بحث اهمیت دارد؛ زیرا سیاست را به مدیریت اضطرار فرو نمی‌کاهد و در فصل کنش، آنجا که از گفتار، عمل، کثرت و آغاز سخن می‌گوید، نشان می‌دهد‌ انسان سیاسی فقط موجودی نیست که باید زنده بماند، بلکه موجودی است که باید بتواند در میان دیگران ظاهر شود و با عمل خود در ساختن جهانی مشترک مشارکت کند. جمله مشهور او که «با گفتار و کردار خود را در جهان انسانی وارد می‌کنیم»، بر همین معنا دلالت دارد. جنگ و وضعیت اضطراری این امکان را عقب می‌رانند و جامعه‌ای را که باید بتواند داوری کند و اختلاف خود را بیان کند و درباره آینده تصمیم بگیرد، به سطح انتظار، ترس و حفظ جان تقلیل می‌دهند. در چنین وضعی شهروند کمتر به‌عنوان عضو عرصه عمومی دیده می‌شود و بیشتر به فردی در دلهره‌ای دائمی بدل می‌شود که باید خطر بعدی را تاب بیاورد. خطر جنگ فقط ویرانی تأسیسات و زیرساخت‌ها نیست؛ جنگ آن قلمرویی را نیز تضعیف می‌کند که در آن انسان‌ها می‌توانند به‌عنوان شهروند ظاهر شوند. آرنت می‌نویسد: «کثرت شرط کنش انسان است» و همین کثرت در وضعیت اضطراری زودتر از بسیاری چیزها آسیب می‌بیند؛ زیرا همه‌ چیز به نام امنیت و ضرورت به سوی صدایی واحد رانده می‌شود. دموکراسی درست از جایی آغاز می‌شود که جامعه اجازه ندهد تفاوت‌ها و امکان آغاز به نام بحران تعلیق شود. معنای سیاسی ایده «آغازمندی» آرنت این است که هیچ جامعه‌ای محکوم نیست ادامه زخم‌های خود باشد و حتی جامعه‌ای خسته اگر دوباره بتواند عمل کند، می‌تواند چیزی تازه را آغاز کند.

دموکراسی‌خواهان چگونه باید به پا خیزند

بر این اساس، به پا خاستن نیروهای روشنفکری و دموکراسی‌خواه را نباید در صدور فراخوان‌های کلی یا تکرار ادبیات شکست جست‌وجو کرد. تجربه استانبول در مقاله گوکمن‌اوغلو و منلی نشان می‌دهد‌ کنش سیاسی پس از شکست زمانی امکان بازگشت پیدا می‌کند که کنشگران شکست را پایان قطعی میدان سیاست تلقی نکنند و آن را در افقی بلندتر قرار دهند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.