|

موزه زنان ایران (ایراندخت) روایتی نو از نیمه پنهان جمعیت ایران

«موزه زنان ایران (ایراندخت)» طرحی است که می‌کوشد تاریخ، هویت، رنج‌ها، رؤیاها و نقش‌آفرینی زنان ایران‌زمین را در قالب یک بنای باشکوه تجربه‌محور و روایت‌محور‌ بازآفرینی کند. این پروژه، مجموعه کاملی از مبانی نظری و پژوهش‌های تاریخی است که ایده‌پردازی و طرح‌های معماری و نقشه‌های اجرائی آن توسط علیرضا جباری‌زادگان به‌عنوان مدیر طراحی و طراح ارشد و بهار شکوهی و هانا اکبرنوذری به‌‌عنوان اعضای تیم طراحی، تدوین و ترسیم شده است؛ اثری که به گفته کارشناسان، می‌تواند جای خالی یک موزه ملی را برای زنان ایران برای همیشه پر کند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

«موزه زنان ایران (ایراندخت)» طرحی است که می‌کوشد تاریخ، هویت، رنج‌ها، رؤیاها و نقش‌آفرینی زنان ایران‌زمین را در قالب یک بنای باشکوه تجربه‌محور و روایت‌محور‌ بازآفرینی کند. این پروژه، مجموعه کاملی از مبانی نظری و پژوهش‌های تاریخی است که ایده‌پردازی و طرح‌های معماری و نقشه‌های اجرائی آن توسط علیرضا جباری‌زادگان به‌عنوان مدیر طراحی و طراح ارشد و بهار شکوهی و هانا اکبرنوذری به‌‌عنوان اعضای تیم طراحی، تدوین و ترسیم شده است؛ اثری که به گفته کارشناسان، می‌تواند جای خالی یک موزه ملی را برای زنان ایران برای همیشه پر کند.

پدیدآورندگان این اثر، آن را به تمام زنان این سرزمین که همچون ستون‌های استوار، سقف تاریخ را بر دوش کشیده‌‌اند، در تاریک‌ترین راهروها، چراغ معنا را برافروخته‌اند و همچون پنجره‌ای رو به فردا، نور را در زمانه خود جاری کرده‌اند، تقدیم کرده‌اند.

جباری‌زادگان می‌گوید: این موزه، آجر کوچکی است در بنای یادمانی از خاطرات، خطرات، رنج‌ها و رؤیاهای زنان ایران و ما تنها می‌خواهیم سهم فراموش‌شده آنان را در حافظه جمعی این سرزمین احیا کنیم.

جای خالی موزه زنان در ایران

مدیر طراحی پروژه تأکید می‌کند: زنان ایران فقط نیمی از جمعیت نیستند، بلکه نیمه قوی، مقاوم و ایستاده جامعه‌ هستند. نیمه‌ای که بار تاریخ را بر دوش کشیده‌اند، اما سهمشان در روایت رسمی تاریخ، به اندازه رنج‌ها و نقش‌آفرینی‌هایشان دیده نشده ‌و این موزه، تلاشی است برای بازگرداندن حقیقتی که سال‌هاست در سایه مانده؛ حقیقتی که می‌گوید اگر ایران ایستاده است، به‌ خاطر زنانی است که ایستادگی را زندگی کرده‌اند.

جباری‌زادگان ادامه می‌دهد: در طول دهه‌ها و سده‌ها، زنان این سرزمین با ظلم‌های ساختاری، محدودیت‌های اجتماعی و نادیده‌گرفته‌شدن‌های تاریخی روبه‌رو بوده‌اند، اما هرگز از حرکت باز‌نایستاده‌اند. ما در این موزه نمی‌خواهیم این زخم‌ها را پنهان کنیم، بلکه می‌خواهیم آنها را به رسمیت بشناسیم؛ چون این زخم‌ها بخشی از حافظه جمعی ماست.

او جامعه‌ای که نیمه‌ قوی خود را نبیند، ‌جامعه‌ای نیمه‌‌جان می‌داند و خاطرنشان می‌کند: موزه زنان‌ فقط یک بنا نیست؛ اعتراض آرام اما عمیق فرهنگ به سال‌هایی است که زنان در حاشیه نگه داشته شدند. این موزه می‌خواهد بگوید‌ زن ایرانی‌ نه‌فقط قربانی تاریخ، بلکه سازنده تاریخ بوده است و هیچ آینده‌ای بدون زنان، آینده نیست.

معماری؛ بازخوانی تَرَک‌های تاریخ

بهار شکوهی، عضو تیم طراحی پروژه، درباره رویکرد طراحی می‌گوید: یک معمار در مواجهه با ویرانه‌ها نباید مطیعانه بازسازی کند، بلکه باید شجاعانه تضادها را بپذیرد و شکست‌های فراموش‌شده را آشکار ‌کند و ما در ایراندخت، تَرک‌های تاریخ را مرمت نکردیم، بلکه آنها را به صحنه آوردیم تا رد‌پای زن ایرانی برجسته شود. هانا اکبرنوذری، دیگر عضو تیم طراحی نیز درباره هدف از طراحی این پروژه‌ توضیح می‌دهد: هدف ما، خلق معماری‌ای بود که گذشته را نه برای نوستالژی، بلکه برای آیندگان بازخوانی کند. هر زن، خود یک موزه زنده است و ما فقط فضا را فراهم کرده‌ایم تا این حقیقت دیده شود.

روایت زن ایرانی در تالارهای موزه

موزه ایراندخت، سفری است در تالارهای تو‌در‌تو که سیمای زن ایرانی را در آینه‌های گوناگون و در اشکال و فصول زیر‌ بازنمایی می‌کند:

- تاریخ، اسطوره و شاهنامه (از‌جمله روایت گُردآفرید)

- بازنمایی زنان در نقاشی صفوی و قاجار

- زنان در عکاسی معاصر ایران

- تجربه زن ایرانی در پیوند سنت و مدرنیته

- لالایی‌ها و میراث شفاهی مادران

- نقش زنان در فلسفه، روان‌شناسی، مردم‌شناسی و هنرهای هفت‌گانه

- بازخوانی زن در تبلیغات، سینما، طراحی لباس و بسته‌بندی

- تحلیل‌های نشانه‌شناسانه و جامعه‌شناختی از «زن به‌مثابه دیگری»

طراح ارشد موزه در توضیح کارکردهای این تالارها می‌گوید: هر تالار، بخشی از بدن، حافظه و تجربه زن ایرانی است؛ از تاب‌آوری تا سکوت، از رقص تا محدودیت و از مادرانگی تا مقاومت؛ فضاهایی که تجربه زنانه را قابل لمس می‌کنند.

نقش محوری استعاره‌ها در موزه

جباری‌زادگان می‌افزاید: در طراحی داخلی موزه، استعاره‌ها از نقش محوری برخوردارند؛ از‌جمله:

- پنجره‌های گشوده برای ترجمه زبان سکوت

- آینه‌های شکسته برای بازتاب تکه‌تکه تجربه‌های زنانه

- تالار نگاه‌های تیز برای بازنمایی فشارهای اجتماعی

- فضای رقص و حرکت برای نمایش تابوهای تاریخی

- حلقه‌های ممنوعه برای روایت محدودیت‌های تحمیلی

- پوسته‌های شیشه‌ای برای تجربه‌های زیستی زنان

- اتاق لمس‌های ممنوعه برای بازنمایی جسمانی زن در فرهنگ ایرانی

- سایه‌های نخی به‌‌عنوان استعاره‌ای از حجاب و نقاب اجتماعی

بهار شکوهی می‌گوید: معماری باید تجربه را هم بسازد، نه‌فقط فضا را و ما تلاش کرده‌ایم در این موزه، صدای خاموش زنان را به تجربه‌ای دیداری، شنیداری و لمسی تبدیل کنیم.

هانا اکبر‌نوذری نیز اعتقاد دارد: موزه، خط پایان نیست، بلکه سرآغاز راهی تازه است. ما گذشته را برای امروز بازخوانی نمی‌کنیم؛ ‌آن را برای فردایی روشن‌تر بازخوانش می‌کنیم.

در بخش نظری پروژه، موزه نه یک محل نمایش، بلکه نهادی زنده شامل مرکز پژوهشی و آموزشی، فضایی برای گفت‌وگو و بازاندیشی اجتماعی، بستری برای تبادل و تعامل فرهنگی، مجموعه‌ای میان‌رشته‌ای و کانون پیونده‌دهنده گذشته و آینده تعریف شده است.

سخن پایانی

«موزه زنان ایران (ایراندخت)» تنها یک پروژه معماری یا یک طرح فرهنگی نیست، بلکه ضرورتی تاریخی است که سال‌ها جای خالی آن در پایتخت احساس می‌شد. این موزه می‌تواند تهران را صاحب یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین موزه‌های فرهنگی خاورمیانه کند؛ موزه‌ای که نه‌‌تنها حافظ میراث زنان ایران است، بلکه آینده‌ای تازه برای روایت زن ایرانی می‌سازد.

اهمیت ایراندخت در آن است که برای نخستین‌ بار، نیمی از جامعه که ستون‌های پنهان تاریخ بوده‌اند، در مرکز روایت قرار می‌گیرند. این موزه می‌خواهد سکوت‌های طولانی را به صدا تبدیل کند، زخم‌های تاریخی را به آگاهی جمعی بدل کند و نقش زن ایرانی را که همواره در استقامت، مقاومت، آفرینش و پیشبرد جامعه پیشگام بوده است، در قالب یک نهاد رسمی، ماندگار و ملی ثبت کند.

«ایراندخت‌» نه‌فقط حافظ گذشته، بلکه خالق چشم‌اندازی نو برای آینده است؛ آینده‌ای که در آن، زن ایرانی نه در حاشیه، بلکه در متن تاریخ، فرهنگ و هویت این سرزمین دیده می‌شود. این موزه می‌تواند به نقطه عطفی در بازتعریف جایگاه زن در حافظه جمعی تبدیل شود و تهران را به یکی از مراکز مهم گفت‌وگو، پژوهش و بازاندیشی درباره زنان در جهان معاصر تبدیل کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.