|

پارادوکس مسکن شهری

شهرهای امروز با یک تناقض بزرگ روبه‌رو هستند؛ از یک‌ سو بحران مسکن، دولت‌ها را به سمت ساخت‌وساز سریع‌تر و انبوه‌تر سوق داده و از سوی دیگر، همین الگوی توسعه شهری به یکی از عوامل اصلی مصرف انرژی، افزایش انتشار کربن، تشدید گرمای شهری و فشار بر منابع طبیعی تبدیل شده است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

صدیقه نژادقربان-روزنامه‌نگار و پژوهشگر:  شهرهای امروز با یک تناقض بزرگ روبه‌رو هستند؛ از یک‌ سو بحران مسکن، دولت‌ها را به سمت ساخت‌وساز سریع‌تر و انبوه‌تر سوق داده و از سوی دیگر، همین الگوی توسعه شهری به یکی از عوامل اصلی مصرف انرژی، افزایش انتشار کربن، تشدید گرمای شهری و فشار بر منابع طبیعی تبدیل شده است. بنابراین، هرچه بحران مسکن شدیدتر می‌شود، سرعت ساخت‌وساز هم بالاتر می‌رود، اما هم‌زمان کیفیت زیست شهری در بسیاری از نقاط جهان افت می‌کند. برج‌ها بیشتر می‌شوند، مصرف انرژی بالا می‌رود، دمای شهرها افزایش پیدا می‌کند و هزینه زندگی سنگین‌تر می‌شود. به نظر می‌رسد جهان در حال ساختن خانه‌های بیشتری است، بدون آنکه مطمئن باشد این خانه‌ها واقعا برای آینده قابل‌ زندگی هستند. اما سؤال مهم اینجاست: آیا می‌توان هم‌زمان هم بحران کمبود مسکن را حل کرد و هم شهرهایی قابل‌زیست‌تر ساخت؟ یا شهرها ناچارند میان «سرعت ساخت» و «پایداری» یکی را انتخاب کنند؟ براساس برآوردهای دفتر اسکان بشر سازمان ملل (UN-Habitat) و نهادهای بین‌المللی مرتبط با اقلیم، ساختمان‌ها و بخش ساخت‌وساز نزدیک به ۳۷ درصد از انتشار دی‌اکسیدکربن جهان را تولید می‌کنند؛ این رقم نشان می‌دهد بحران مسکن دیگر فقط به تعداد واحدهای خالی یا قیمت اجاره محدود نیست و مستقیما به انرژی، آب، سلامت عمومی و حتی اقتصاد شهرها بستگی دارد. همین مسئله باعث شده هبیتات در سال‌های اخیر بارها روی مفهوم «مسکن پایدار» تأکید کند؛ مفهومی که قرار نیست فقط چند پنل خورشیدی به ساختمان‌ها اضافه کند یا چند دیوار سبز بسازد. بحث اصلی، تغییر نگاه به شهرسازی است؛ اینکه خانه صرفا یک سازه برای «خوابیدن» نباشد، بلکه بخشی از یک سیستم شهری کم‌مصرف، قابل‌ تحمل در برابر تغییرات اقلیمی و کم‌هزینه‌تر برای زندگی روزمره باشد. در واقع هبیتات تأکید می‌کند که مسکن پایدار باید هم‌زمان کیفیت زندگی را افزایش دهد، هزینه‌های بلندمدت خانوارها را کاهش دهد و اثرات محیط‌زیستی شهرها را محدود کند. اما فاصله حرف تا واقعیت هنوز زیاد است. بخش بزرگی از توسعه شهری جهان همچنان بر پایه الگوی سنتی ساخت‌وساز پیش می‌رود؛ الگوی وابسته به بتن، فولاد، مصرف بالای انرژی و گسترش بی‌وقفه شهرها. بسیاری از مجتمع‌های مسکونی مدرن، اگرچه ظاهری لوکس و پیشرفته دارند، اما در عمل به فضاهایی پرمصرف، فاقد فضای سبز کافی و وابسته به سیستم‌های پرهزینه سرمایش و گرمایش تبدیل شده‌اند. در بسیاری از کلان‌شهرها، ساکنان علاوه بر بحران قیمت مسکن، با هزینه سنگین انرژی، حمل‌ونقل و نگهداری ساختمان نیز مواجه هستند. نمونه روشن این بحران را می‌توان در شهرهایی مانند دوبی مشاهده کرد؛ زیرا یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های توسعه شهری پرشتاب در دو دهه اخیر است. شهری که با برج‌های عظیم، پروژه‌های لوکس و گسترش بی‌وقفه ساخت‌وساز شناخته می‌شود. با این حال، بخش زیادی از این مدل توسعه به مصرف سنگین انرژی به‌ویژه برای سرمایش ساختمان‌ها وابسته است. در تابستان، دمای هوا در دوبی گاهی از ۴۵ درجه عبور می‌کند و همین موضوع مصرف برق را به شکل چشمگیری بالا می‌برد. بسیاری از برج‌های شیشه‌ای شهر، بدون سیستم‌های خنک‌کننده عملا قابل استفاده نیستند. در نتیجه، توسعه‌ای که در ظاهر «فوق‌مدرن» به نظر می‌رسد، اما ردپای کربنی بزرگی هم تولید می‌کند. در واقع، اگرچه این مدل توسعه، تصویری مدرن از شهر ارائه می‌دهد، اما هم‌زمان وابستگی شدیدی به انرژی و مصرف منابع ایجاد کرده؛ مسئله‌ای که در شرایط افزایش دمای جهانی، به چالشی جدی برای آینده شهر تبدیل می‌شود. در مقابل، برخی کشورها تلاش کرده‌اند میان توسعه شهری و پایداری تعادل ایجاد کنند. «کپنهاگ»، پایتخت دانمارک، در سال‌های اخیر تلاش کرده توسعه شهری را به حمل‌ونقل پاک، بهره‌وری انرژی و فضای عمومی پیوند بزند. امروز بیش از ۶۰ درصد سفرهای روزانه این شهر با دوچرخه انجام می‌شود و بخش بزرگی از ساختمان‌های جدید تحت استانداردهای سخت‌گیرانه مصرف انرژی ساخته می‌شوند. سیستم گرمایش شهری کپنهاگ نیز به‌گونه‌ای طراحی شده که بخش 

قابل ‌توجهی از انرژی را از منابع کم‌کربن تأمین کند. با این حال حتی کپنهاگ هم از بحران قیمت مسکن در امان نمانده و هزینه بالای زندگی، همچنان یکی از چالش‌های جدی شهر محسوب می‌شود. همین مسئله نشان می‌دهد «پایداری» به‌طور قطع به معنای حل همه بحران‌های شهری نیست. نمونه جالب دیگر، «سنگاپور» است؛ کشوری که محدودیت زمین، از سال‌ها پیش آن را مجبور کرد نگاه متفاوتی به توسعه شهری داشته باشد. سنگاپور اکنون یکی از پیشروترین کشورها در استفاده از بام‌های سبز، بازیافت آب باران و طراحی ساختمان‌های کم‌مصرف به‌شمار می‌رود. پروژه معروف «باغ‌های کنار خلیج» (Gardens by the Bay) فقط یک فضای تفریحی نیست؛ بخشی از سیاست گسترده‌تر این کشور برای کاهش گرمای شهری و افزایش پوشش سبز محسوب می‌شود. دولت سنگاپور حتی استانداردهایی تعیین کرده که بسیاری از ساختمان‌های جدید باید بخشی از فضای سبز حذف‌شده زمین را روی نما یا بام جبران کنند. با این حال، همین شهر منظم و برنامه‌ریزی‌شده هم با فشار شدید قیمت زمین و وابستگی بالا به فناوری و سرمایه‌گذاری کلان روبه‌رو است. واقعیت این است که مسکن پایدار، برخلاف تصور رایج، فقط به نصب پنل خورشیدی یا ساخت ساختمان‌های سبز محدود نمی‌شود. موضوع اصلی، «نحوه طراحی کل شهر» است؛ اینکه شهر چگونه انرژی مصرف می‌کند، آب را مدیریت می‌کند، حمل‌ونقل را سامان می‌دهد و چه میزان فضای عمومی و سبز در اختیار ساکنان قرار می‌دهد. در بسیاری از کشورهای در حال ‌توسعه، مسئله پیچیده‌تر هم می‌شود. شهرها هم‌زمان با رشد جمعیت، کمبود مسکن، بحران آب و افزایش دما مواجه هستند، اما بودجه و زیرساخت لازم برای حرکت به سمت توسعه پایدار را ندارند. به همین دلیل، هنوز در بسیاری از نقاط جهان، ساخت سریع و ارزان بر کیفیت و تاب‌آوری اولویت دارد؛ حتی اگر در بلندمدت هزینه‌های سنگین‌تری به شهر تحمیل کند. هبیتات در گزارش‌های خود بارها به این نکته اشاره کرده که مسکن پایدار فقط درباره محیط‌ زیست نیست؛ درباره «هزینه زندگی» هم هست. امروز بسیاری از کارشناسان شهری هشدار می‌دهند که اگر الگوی فعلی ساخت‌وساز ادامه پیدا کند، شهرها با ترکیبی از بحران‌های هم‌زمان روبه‌رو خواهند شد: گرمای شدیدتر، مصرف بیشتر انرژی، کمبود آب، آلودگی هوا و افزایش هزینه زندگی. به همین دلیل، هبیتات و بسیاری از نهادهای بین‌المللی بر توسعه مسکن «تاب‌آور» تأکید دارند؛ خانه‌ها و محله‌هایی که بتوانند در برابر بحران‌های اقلیمی و اقتصادی دوام بیشتری داشته باشند. همچنین، یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره مسکن پایدار، «گران‌بودن آن» است. در حالی که تجربه بسیاری از پروژه‌های شهری نشان داده ساختمان‌های کم‌مصرف، در بلندمدت می‌توانند هزینه انرژی، تعمیرات و مصرف آب را کاهش دهند. ساختمانی که عایق‌بندی مناسب داشته باشد، تهویه طبیعی در آن در نظر گرفته شود یا مصرف آبش کنترل شود، در عمل هزینه ماهانه خانوار را پایین می‌آورد. در بعضی پروژه‌های اروپایی، مصرف انرژی ساختمان‌های جدید تا ۷۰ درصد کمتر از ساختمان‌های متعارف گزارش شده است. البته مشکل اینجاست که اجرای چنین پروژه‌هایی معمولا نیازمند سرمایه‌گذاری اولیه، برنامه‌ریزی دقیق، قوانین سخت‌گیرانه و سیاست‌گذاری بلندمدت است؛ چیزی که در بسیاری از شهرهای در حال ‌توسعه هنوز با موانع اقتصادی و مدیریتی روبه‌رو است. بنابراین، شاید مهم‌ترین نکته این باشد که آینده شهرها فقط وابسته به «ساختن بیشتر» نیست، بلکه به این بستگی دارد که چه نوع شهری ساخته می‌شود. شهری که فقط ساختمان‌های بیشتری تولید کند، لزوما شهر بهتری نخواهد بود. گاهی حتی می‌تواند بحران‌های تازه‌ای خلق کند؛ از مصرف افسارگسیخته انرژی گرفته تا کاهش کیفیت زندگی شهری. به همین دلیل، بحث مسکن پایدار در حال حاضر بیش از آنکه یک موضوع معماری باشد، به یک مسئله اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است. اینکه شهرها تا چه اندازه حاضرند از توسعه سریع، سود کوتاه‌مدت و ساخت‌وساز بی‌وقفه فاصله بگیرند که تا چند دهه بعد با بحران‌های بزرگ‌تری روبه‌رو نشوند؛ از موج‌های گرما گرفته تا فشار انرژی، کمبود آب و افت کیفیت زندگی شهری.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.