بازخوانی پرونده قتل 16 زن در مشهد
روزگار وحشت
سعید حنایی هرچند بیشترین تعداد قتلها را در میان قاتلان سریالی این قرن انجام نداده، اما پرونده او به دلیل انگیزهای که از قتلها داشته و افرادی که قربانی میکرده، از پروندههای مهمی است که نیاز است در میان قتلهای سریالی دیگر بیشتر به آن توجه کرد. قاضی منصوری، قاضیای که سعید حنایی را محاکمه کرد نیز سرنوشت عجیبی پیدا کرد و در سفری که به رومانی داشت، به طرز مشکوکی جانش را از دست داد.
سعید حنایی از مرداد سال 79 تا مرداد سال 80، 16 زن را به قتل رساند. او بعد از قربانیکردن زنان و وقتی پلیس جسد را پیدا میکرد، بالای سر اجساد حاضر میشد و حتی در چند مورد نیز به مأموران کمک کرده بود تا جنازهها را جابهجا کنند. هرچند سعید در ابتدا به اتهام 11 فقره قتل بازداشت شد، اما سپس به پنج فقره قتل دیگر نیز اعتراف کرد.
سعید حنایی چطور شناسایی شد
قتل زنان خیابانی در مشهد در بین سالهای 79 تا 80 تبدیل به یک بحران در شهر شده بود. به دلیل وضعیت زندگی قربانیان، کار برای دستگیری عامل قتل از سوی پلیس سخت بود تا اینکه گفتههای یک زن خیابانی توانست پلیس را به سعید حنایی برساند. این زن که در طرح جمعآوری زنان خیابانی در مشهد بازداشت شده بود، بعد از چند روز تصمیم گرفت مسئله یک سوءقصد به جانش را برای مأموران بازگو کند.
مژگان، زن جوانی بود که طعمه سعید حنایی شده، اما توانسته بود از دست او فرار کند. او ماجرا را شرح داد و گفت مردی وی را به خانهاش برد و سپس تلاش کرد او را بکشد. این زن مشخصات سعید حنایی را به مأموران داد و به این ترتیب مهمترین سرنخ از قاتل سریالی به دست آمد. بعدها سردار مؤمنی، رئیس وقت پلیس مشهد، به خبرنگاران گفت پلیس میدانسته احتمالا قاتل سر همه صحنههای کشف جسد حاضر میشود و با توجه به اینکه او قربانیان خود را از میان زنان خیابانی انتخاب میکرده است، بنابراین پلیس تصمیم گرفت قاتل را از طریق این زنان مشهدی پیدا کند. پلیس در بازجویی از یکی از این خانمها (مژگان) به مشخصات سعید رسید. سردار مؤمنی گفته بود: قاتل سر همه صحنههای قتل خود حاضر میشد؛ حتی در برخی از مواقع به جابهجایی جنازهها کمک میکرد. یک بار نیز دستگیر شده بود، اما با ردگمکردن توانسته بود از دست پلیس خلاص شود؛ ولی در نهایت با طراحیای که صورت گرفت و تمام نیروهای انتظامی منطقه را برای دستگیری بسیج کردیم، بازداشت شد.
سعید حنایی چه شخصیتی داشت؟
سعید حنایی متولد 16 فروردین سال 43 در مشهد بود. او یک شهروند معمولی بود و تا قبل از اینکه به اتهام قتل 16 زن بازداشت شود، هیچ جرمی مرتکب نشده بود و اتفاقا فعالیتهای اجتماعی زیادی داشت. همسایههای سعید حنایی به مأموران گفته بودند او فرد بسیار آرامی بود؛ فردی که تظاهر میکرد اعتقادات مذهبی دارد و خود را موجه نشان میداد. سعید حنایی البته فردی بسیار جدی و خشن به نظر میرسید. آنطور که همسایههایش گفته بودند، او با افراد زیادی مراوده نداشت و فقط با همپالگیهای خودش حشرونشر داشت و کمتر با همسایهها دمخور میشد. او در خانه نیز فردی سختگیر بود و سعی میکرد خود را پدری مقتدر نشان دهد. سعید حنایی بدنی بسیار ورزیده داشت. او بهراحتی زنانی را که برای رابطه جنسی به خانه میبرد، خفه میکرد. یکی از دلایلی که مأموران متوجه شدند قتل این زنان سریالی است، نحوه کشتهشدن این افراد بود؛ آنها همگی خفه شده و در قسمتهای مختلف شهر رها میشدند، ضمن اینکه وضعیت اجتماعی این زنان نیز مشخص بود و معمولا به دلیل شرایط اجتماعی که داشتند، خانواده آنها اعلام مفقودی نمیکردند یا اصلا متوجه گمشدن آنان نمیشدند؛ چون از خانه طرد شده
بودند.
قربانیان سعید حنایی چه کسانی بودند
در پرونده سعید ۱۱ قتل ثبت شده بود که او پس از دستگیری خودش به پنج مورد دیگر اعتراف کرد. وی در مرداد ۷۹ تا مرداد ۸۰، به ۱۶ فقره قتل دست زد که به شرح زیر است:
۷ مرداد ۱۳۷۹، افسانه کریمپور، زنی ۳۰ساله که دختری ۹ساله نیز داشت، ناپدید شد.
۱۰ مرداد ۷۹، زنی به نام لیلا آشفته درحالیکه خفه شده بود، در زیر بوتهزارهای گوجهفرنگی در حوالی جاده خینعرب مشهد پیدا شد.
۱۱ مرداد ۷۹، در محله سجادشهر مشهد، جسد زنی به نام فریبا رحیمپور در یک گونی زردرنگ کشف شد. او هم خفه شده بود.
۳ دی ۷۹، کمی بالاتر از شرکت ایرانخودروی مشهد، چادری مشکی که جسد زنی در آن پیچیده شده بود، کشف شد. این زن معصومه نام داشت.
۱۶ بهمن ۷۹، باز هم در روبهروی ایرانخودرو، جسد زنی پیچیده در چادر کشف شد. نام این زن، سارا رحمانی ۲۷ساله بود.
۲۹ بهمن ۷۹، جسد زنی ۴۵ساله به نام اعظم عبدی، درحالیکه خفه شده بود، در حوالی جاده خینعرب کشف شد.
۱۹ اسفند ۷۹، جسد زن ۵۰سالهای به نام سکینه کیهانزاده در شمال شرقی مشهد کشف شد. جسد این زن نیز در چادری سیاه پیچیده شده بود.
۲۳ اسفند ۷۹، جسد زن دیگری به نام خدیجه کاملقصری که با روسری خفه شده بود، در روستای دوستآباد حوالی مشهد کشف شد.
۱۲ فروردین ۱۳۸۰، در حاشیه جاده قوچان_مشهد، در جوار میدان شهید فهمیده و جاده خینعرب، جنازه زنی پیچیده در چادر مشکی کشف شد. این زن مرضیه سعادتیان ۳۵ساله بود.
۱۴ فروردین ۸۰، جسد مریم ۳۵ساله، درحالیکه خفه شده و در چادری پیچیده شده بود، کشف شد.
۱۵ فروردین ۸۰، جسد طوبی جشنآبادی ۳۵ساله که در چادری پیچیده شده بود، کشف شد.
۲۴ فروردین ۸۰، عذرا حاجیزاده ۳۱ساله خفه شده بود. جسد در خیابان خیام شمالی مشهد کشف شد.
۳ تیر ۸۰، جسد مریم بیگی ۲۸ساله در بلوار شهید موسوی مشهد و اجساد شیوا و زهرا نیز در نقاطی در همان نزدیکی کشف شد. هر سه آنها خفه شده بودند.
۱۱ تیر ۸۰، جسد لیلا ۲۰ساله که خفه شده بود، در مشهد پیدا شد.
۲۴ تیر ۸۰، جسد محبوبه الهی ۱۸ساله در جاده قدیم قوچان کشف شد.
مرداد۸۰، زهرا صدخسروی ۳۳ساله آخرین قربانی سعید حنایی بود که در نهایت هم این مرد دستگیر شد.
خانواده بیشتر این قربانیان از مرگ آنها مطلع نشده و از سوی پلیس در جریان قتل قرار گرفته بودند. البته در جلسه دادگاه نیز برخی از آنها درخواست دیه کرده و قبل از اقدام سعید حنایی از قصاص گذشت کردند.
انگیزه سعید حنایی چه بود
سعید حنایی در تحقیقات ابتدایی مزاحمت برای همسرش را انگیزه خود از قتلها عنوان کرده و گفته بود چون یک راننده تاکسی تصور کرده بود همسر او زن خیابانی است و برای او ایجاد مزاحمت کرده بود، تصمیم گرفت از زنان خیابانی انتقام بگیرد و با هدف حذفکردن این زنان از روی زمین، اقدام به قتل آنها کرده است. سعید حنایی در دفاعیاتی که در جلسه دادگاه و مقابل قاضی منصوری مطرح کرده، گفته بود: هشت نفر از مقتولان را از میدان شهید حسین فهمیده با موتور و با ماشین سوار میکردم و آنها را به منزل برده، به قتل میرساندم. فریبا (یکی از مقتولان) را از میدان امام حسین(ع) سوار موتور کردم، او در لابهلای موهایش و در قسمتی از روسریاش، مقداری تریاک مخفی کرده بود. حنایی گفت: از حالت ظاهری او و بوی خود تریاک متوجه این موضوع شدم. اعظم، دیگر قربانی سعید حنایی بود. او درباره نحوه قتل اعظم گفته بود: او را از میدان شهید فهمیده سوار کرده، در یک حرکت غافلگیرانه با دستانم به قتل رساندم. متهم، سپس در بیان نحوه قتل سکینه نیز همین شیوه را بیان کرده و گفته بود: جسد وی را در منطقه سپاه، درحالیکه در روسری و چادر پیچانده بودم، رها کردم.
سعید حنایی درباره هفتمین قربانی هم گفته بود: مقتوله، فردی بود که شب قبل با چهار نفر ارتباط نامشروع داشت. وقتی فهمیدم که وی مفسد است و معتاد، به قتل رساندمش و در جادهای در خیابان فرعی، ساکی که در آن جسد را پنهان کرده بودم، رها کردم. وی نحوه هشتمین قتل را مانند قتلهای دیگر توضیح داد: جسد هشتمین مقتوله را در میدان ابوطالب رها کردم و بعدها فهمیدم این مکان در نزدیکی خانه امامجمعه مشهد است. نهمین قتل را در شب تاسوعای امسال انجام دادم و جسدش را در چهارراه پل خاکی در یکی از کوچههای اطراف رها کردم. درباره دهمین قتل حنایی گفته بود: او را از خیابان فدک به منزل بردم و در یک حرکت غافلگیرانه از پشت سر به او حملهور شدم و او را از بین بردم. قاتل اعلام کرد: این قتل را در شب عاشورا انجام دادم. عذرا دیگر قربانی بود؛ او را در یک حرکت غافلگیرانه خفه کردم و جنازهاش را با موتور به منطقه جدیدالاحداث خیام بردم و در آنجا رها کردم و بعد به کمک نیروی انتظامی شتافتم. درباره نحوه بهقتلرساندن مریم هم باید بگویم: او را از بلوار عبدالمطلب با توافقی که با او انجام دادم، با چهار، پنج هزار تومان سوار موتورم کردم و در کنار پمپبنزین
تیبیتی رها کردم.
مقتولان فقیر
نکته دردناکی که سعید حنایی درباره قربانیان خود گفته بود، ارزش مالی اموال این مقتولان بود؛ بهگونهایکه حتی یک قطعه طلا هم همراه این زنها نبوده و شاید بتوان حدس زد یکی از دلایلی که آنها تن به رابطه با سعید حنایی میدادند، فقر بوده است. سعید حنایی در بخشی از صحبتهایش به قاضی منصوری گفته بود: کل مبالغ همراه 15 مقتول بهجز مقتول اول، سههزارو 900 تومان و پنج بلیت اتوبوس بوده است. آخرین مقتوله درحالیکه سوار موتور من شده بود، گفت از سه جا نسیه گرفته است و با پولی که او بدهد میتواند بدهیاش را بپردازد. حتی معتاد نیز بود و چهار مرتبه از ترک موتور تا رساندن او به منزل به زمین افتاد و درحالیکه در اتاق مانند گربه به دور خود میپیچید، از پشت به او حملهور شدم و به قتلش رساندم و سریعا او را در چادر پیچاندم و در بلوار جدیدالاحداث خواجهربیع رهایش کردم.
سعید حنایی واقعا انگیزه پاککردن مفسد از زمین را داشت؟
سعید حنایی ادعا کرده بود از نیروهای بسیج بوده و قصدش پاککردن مفسده از روی زمین بوده است. او در توضیح این ادعا گفته بود: چون زنان خیابانی باعث شده بودند که مرد مسافرکش فکر کند میتواند به زن من هم پیشنهاد بدهد، اگر آنها نبودند این اتفاق نمیافتاد، من هم تصمیم گرفتم فساد را از روی زمین پاک کنم! سعید حنایی در حالی چنین ادعایی را مطرح کرده بود که خودش با 13 نفر از این زنان رابطه جنسی برقرار کرده و به آن اقرار کرده بود. نماینده دادستان وقت در جلسه محاکمه به این ادعای سعید حنایی واکنش نشان داد.
مسکرانی، نماینده وقت دادستان مشهد، در پاسخ به گفتههای سعید حنایی اینطور بیان کرده بود: اگر انگیزه خیرخواهانهای در کار بوده است، پس چرا دست به تجاوز زده و از همه مهمتر چرا از مراحل قانونی برای برخورد با فسادها استفاده نکرده است. مسکرانی شخصیت متهم را از تیپ خشن جامعه معرفی کرد و وجود یک غریزه جنسی مشخص و رسیدن به امیال نفسانی قاتل را هدف اصلی او دانست. او همه قتلهای حنایی را همراه با رابطه جنسی دانست. مسکرانی در ادامه درباره نوع انتقال مقتولان گفته بود: بردن آنها به صورت مجرمانهای صورت میگرفته و وی در پشت موتور، فرد نامحرمی را سوار میکرده است. حنایی در 13 مورد از 16 قتل، مرتکب زنای محصنه شده است؛ آیا چنین فردی با این نوع اعمال تبهکارانه و فاسد میتواند اصلاح اجتماعی انجام دهد و آیا ذهنیت جامعه با او همراه است؟ متهم در دفاعیات خود و شرح ماجرای قتلها متناقض صحبت کرده است.
سعید حنایی دچار جنون بود؟
سعید حنایی در اعترافاتش گفته بود ابتدا مقتولان را با دست خفه و سپس با روسری بهطور کامل میکشت. ادعاهای سعید حنایی از سوی دکتر حجازی، مدیر وقت پزشکی قانونی خراسان رد شد. او گفته بود: افرادی که به قتل رسیده و در کنار شهر رها شده بودند، در چادر پیچیده شده بودند و دیگر وسایل شخصیشان نیز در چادر به همراه جسد بوده است. روسریهایی که دور گردن مقتولان بسته شده بود، دو، سه گره خورده بود؛ بهجز یکی، دو مورد ساییدگی در ابرو و آثار ضربوشتم روی اجساد، در دیگر اجساد چیزی جز خفگی دیده نشده است. روی گردن مقتولان، شیار روسری دیده شده است که خود دال بر این است که با روسری خفه شدهاند و هیچگونه علامت دستی را ندیدهایم. دکتر حجازی جنون در روان سعید حنایی را رد کرده و گفته بود: وی دچار شخصیت ضداجتماعی است، نه جنون و طبق مصاحبههایی که با وی انجام شده و عکس و نوار مغزی که از حنایی گرفته شده، هیچگونه آثار جنون در او دیده نشده است. قتلهایی که سعید حنایی انجام داده بود و واکنشهایی که به این قتلها داشت، پزشکان را بر آزمایشهای بیشتر ترغیب کرده بود. دکتر تلافیان، متخصص اعصاب و روان، دراینباره میگوید: در چند مصاحبه که با
آقای حنایی داشتم، هیچگونه دلیلی بر وجود اختلالات روانی در وی دیده نشده است و از بیمارستان ابنسینا خواستم تا از او تستهای مختلف و سیتیاسکن بگیرند که نتیجه آن هم چیزی جز نرمالبودن سعید حنایی نبود. در نوبت اول کمیسیون پنج پزشک و در نوبت دوم هفت پزشک متخصص با ما همکاری کردند و در سعید حنایی هیچگونه آثار بیماری روانی و دیوانگی مشاهده نشد و اعمالی که از او سر زده، بیشتر بر طبق اختلالات ضداجتماعی وی بوده است. حتی در جلسات ما که شرکت میکرد، مثل اینکه مرغی را کشته است هیچگونه احساس گناه و ندامتی نمیکرد. معمولا افراد ضداجتماع دوست صمیمی ندارند و به چیزهای بیخود زود واکنش نشان میدهند. تلافیان افزود: حنایی در سال 59 و 61 در بیمارستان ابنسینا بستری شده بود که هر دو بار از بیمارستان فرار کرد.
واکنش خانواده سعید حنایی
واکنش خانواده سعید حنایی به کارهایی که او انجام داده بود، همیشه مسئله پررنگی برای خبرنگاران بود. همسرش هرگز او را فردی گناهکار نمیدانست و معتقد بود شوهرش نیت خیر داشته و نباید اعدام میشد. همین تفکر در پسر بزرگ سعید حنایی نیز دیده میشد. او در همه جلسات دادگاه پدرش حضور داشت و معتقد بود پدرش بیدلیل محاکمه میشود. پسر سعید حنایی در حاشیه یکی از جلسات دادگاه به خبرنگار ایسنا گفته بود معتقد است پدرش باید آزاد شود. او گفته بود: پدرم این قتلها را برای ازبینبردن مفاسد اجتماعی انجام داده و حکم او نیز آزادی و تبرئه است. واکنش سعید حنایی به خانوادهاش نیز عجیب بود. او در طول جلسات دادگاه تلاش میکرد خود را مانند یک قهرمان نشان دهد و وقتی با خانوادهاش روبهرو میشد، آنها را در آغوش میکشید و لبخند میزد. هرچند روانشناسان بر این باورند که او تلاش میکرده وجه اجتماعی به جنایاتش بدهد تا فرزندانش تحت فشار اجتماعی قرار نگیرند، اما این رفتارهای سعید حنایی و خانوادهاش همیشه با واکنش منفی روبهرو بوده است. پسر سعید حنایی در مستندی که از پدرش ساخته شد نیز به این موضوع اشاره کرده است. او در این مستند گفته پدرش را
مستحق مرگ نمیدانسته و نباید اعدام میشد.
سعید حنایی از اقداماتش پشیمان بود؟
سعید حنایی در هیچکدام از مراحل دادرسی از اقداماتش ابراز پشیمانی نکرده و حتی گفته بود زنان بیشتری در فهرست او قرار داشتند و ممکن بود افراد بیشتری را به قتل برساند. او گفته بود برای نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی که او را بازداشت کردند، همیشه دعا میکند، اما رسالتی بر دوش داشته که باید انجام میداده است. او در گفتوگویی با خبرنگار ایسنا گفته بود: من خدا را شاکرم که مرا به وسیله نیروی انتظامی دستگیر کرد و اگر هم پس از ارتکاب شانزدهمین قتل دستگیر نمیشدم، باز هم به رویه و رسالتی که بر دوشم بود، عمل میکردم و حتی طبق تصویر ذهنیام 80 مورد دیگر از این مفسدهها را نیز به قتل میرساندم.
روز اعدام قاتل زنجیرهای
سعید حنایی سحرگاه 28 فروردین سال 81 در 40سالگی در زندان مرکزی مشهد و با انجام تشریفات قانونی با حضور جمعی از اولیای دم و قاضی غلامرضا منصوری، مأموران پلیس و قضات اجرای احکام زندان مشهد اعدام شد. یکی از اولیای دم که در محل حضور داشت، پسر مقتولی بود که مدعی بود به مادرش تهمت زدهاند و سعید حنایی به خاطر تهمتی که به مادرش زده هم باید مجازات میشد. او در گفتوگویی غیررسمی سعید حنایی را در لحظه اجرای حکم عصبانی و ناراحت توصیف کرده بود. اینطور که نقل شده، سعید حنایی تصور نمیکرد اعدام شود و شاید آرامشی که در جلسات دادگاه داشته، ناشی از همین باورش بوده است. آنطور که گفته شده، خانواده او برای آخرین دیدار یک شب قبل از اجرای حکم به زندان دعوت شده بودند و سعید حنایی سعی کرد با روحیهای آرام و قوی با آنها برخورد کند؛ مسئلهای که در زمان اجرای حکم دیده نشد.
سعید حنایی هرچند بیشترین تعداد قتلها را در میان قاتلان سریالی این قرن انجام نداده، اما پرونده او به دلیل انگیزهای که از قتلها داشته و افرادی که قربانی میکرده، از پروندههای مهمی است که نیاز است در میان قتلهای سریالی دیگر بیشتر به آن توجه کرد. قاضی منصوری، قاضیای که سعید حنایی را محاکمه کرد نیز سرنوشت عجیبی پیدا کرد و در سفری که به رومانی داشت، به طرز مشکوکی جانش را از دست داد.
سعید حنایی از مرداد سال 79 تا مرداد سال 80، 16 زن را به قتل رساند. او بعد از قربانیکردن زنان و وقتی پلیس جسد را پیدا میکرد، بالای سر اجساد حاضر میشد و حتی در چند مورد نیز به مأموران کمک کرده بود تا جنازهها را جابهجا کنند. هرچند سعید در ابتدا به اتهام 11 فقره قتل بازداشت شد، اما سپس به پنج فقره قتل دیگر نیز اعتراف کرد.
سعید حنایی چطور شناسایی شد
قتل زنان خیابانی در مشهد در بین سالهای 79 تا 80 تبدیل به یک بحران در شهر شده بود. به دلیل وضعیت زندگی قربانیان، کار برای دستگیری عامل قتل از سوی پلیس سخت بود تا اینکه گفتههای یک زن خیابانی توانست پلیس را به سعید حنایی برساند. این زن که در طرح جمعآوری زنان خیابانی در مشهد بازداشت شده بود، بعد از چند روز تصمیم گرفت مسئله یک سوءقصد به جانش را برای مأموران بازگو کند.
مژگان، زن جوانی بود که طعمه سعید حنایی شده، اما توانسته بود از دست او فرار کند. او ماجرا را شرح داد و گفت مردی وی را به خانهاش برد و سپس تلاش کرد او را بکشد. این زن مشخصات سعید حنایی را به مأموران داد و به این ترتیب مهمترین سرنخ از قاتل سریالی به دست آمد. بعدها سردار مؤمنی، رئیس وقت پلیس مشهد، به خبرنگاران گفت پلیس میدانسته احتمالا قاتل سر همه صحنههای کشف جسد حاضر میشود و با توجه به اینکه او قربانیان خود را از میان زنان خیابانی انتخاب میکرده است، بنابراین پلیس تصمیم گرفت قاتل را از طریق این زنان مشهدی پیدا کند. پلیس در بازجویی از یکی از این خانمها (مژگان) به مشخصات سعید رسید. سردار مؤمنی گفته بود: قاتل سر همه صحنههای قتل خود حاضر میشد؛ حتی در برخی از مواقع به جابهجایی جنازهها کمک میکرد. یک بار نیز دستگیر شده بود، اما با ردگمکردن توانسته بود از دست پلیس خلاص شود؛ ولی در نهایت با طراحیای که صورت گرفت و تمام نیروهای انتظامی منطقه را برای دستگیری بسیج کردیم، بازداشت شد.
سعید حنایی چه شخصیتی داشت؟
سعید حنایی متولد 16 فروردین سال 43 در مشهد بود. او یک شهروند معمولی بود و تا قبل از اینکه به اتهام قتل 16 زن بازداشت شود، هیچ جرمی مرتکب نشده بود و اتفاقا فعالیتهای اجتماعی زیادی داشت. همسایههای سعید حنایی به مأموران گفته بودند او فرد بسیار آرامی بود؛ فردی که تظاهر میکرد اعتقادات مذهبی دارد و خود را موجه نشان میداد. سعید حنایی البته فردی بسیار جدی و خشن به نظر میرسید. آنطور که همسایههایش گفته بودند، او با افراد زیادی مراوده نداشت و فقط با همپالگیهای خودش حشرونشر داشت و کمتر با همسایهها دمخور میشد. او در خانه نیز فردی سختگیر بود و سعی میکرد خود را پدری مقتدر نشان دهد. سعید حنایی بدنی بسیار ورزیده داشت. او بهراحتی زنانی را که برای رابطه جنسی به خانه میبرد، خفه میکرد. یکی از دلایلی که مأموران متوجه شدند قتل این زنان سریالی است، نحوه کشتهشدن این افراد بود؛ آنها همگی خفه شده و در قسمتهای مختلف شهر رها میشدند، ضمن اینکه وضعیت اجتماعی این زنان نیز مشخص بود و معمولا به دلیل شرایط اجتماعی که داشتند، خانواده آنها اعلام مفقودی نمیکردند یا اصلا متوجه گمشدن آنان نمیشدند؛ چون از خانه طرد شده
بودند.
قربانیان سعید حنایی چه کسانی بودند
در پرونده سعید ۱۱ قتل ثبت شده بود که او پس از دستگیری خودش به پنج مورد دیگر اعتراف کرد. وی در مرداد ۷۹ تا مرداد ۸۰، به ۱۶ فقره قتل دست زد که به شرح زیر است:
۷ مرداد ۱۳۷۹، افسانه کریمپور، زنی ۳۰ساله که دختری ۹ساله نیز داشت، ناپدید شد.
۱۰ مرداد ۷۹، زنی به نام لیلا آشفته درحالیکه خفه شده بود، در زیر بوتهزارهای گوجهفرنگی در حوالی جاده خینعرب مشهد پیدا شد.
۱۱ مرداد ۷۹، در محله سجادشهر مشهد، جسد زنی به نام فریبا رحیمپور در یک گونی زردرنگ کشف شد. او هم خفه شده بود.
۳ دی ۷۹، کمی بالاتر از شرکت ایرانخودروی مشهد، چادری مشکی که جسد زنی در آن پیچیده شده بود، کشف شد. این زن معصومه نام داشت.
۱۶ بهمن ۷۹، باز هم در روبهروی ایرانخودرو، جسد زنی پیچیده در چادر کشف شد. نام این زن، سارا رحمانی ۲۷ساله بود.
۲۹ بهمن ۷۹، جسد زنی ۴۵ساله به نام اعظم عبدی، درحالیکه خفه شده بود، در حوالی جاده خینعرب کشف شد.
۱۹ اسفند ۷۹، جسد زن ۵۰سالهای به نام سکینه کیهانزاده در شمال شرقی مشهد کشف شد. جسد این زن نیز در چادری سیاه پیچیده شده بود.
۲۳ اسفند ۷۹، جسد زن دیگری به نام خدیجه کاملقصری که با روسری خفه شده بود، در روستای دوستآباد حوالی مشهد کشف شد.
۱۲ فروردین ۱۳۸۰، در حاشیه جاده قوچان_مشهد، در جوار میدان شهید فهمیده و جاده خینعرب، جنازه زنی پیچیده در چادر مشکی کشف شد. این زن مرضیه سعادتیان ۳۵ساله بود.
۱۴ فروردین ۸۰، جسد مریم ۳۵ساله، درحالیکه خفه شده و در چادری پیچیده شده بود، کشف شد.
۱۵ فروردین ۸۰، جسد طوبی جشنآبادی ۳۵ساله که در چادری پیچیده شده بود، کشف شد.
۲۴ فروردین ۸۰، عذرا حاجیزاده ۳۱ساله خفه شده بود. جسد در خیابان خیام شمالی مشهد کشف شد.
۳ تیر ۸۰، جسد مریم بیگی ۲۸ساله در بلوار شهید موسوی مشهد و اجساد شیوا و زهرا نیز در نقاطی در همان نزدیکی کشف شد. هر سه آنها خفه شده بودند.
۱۱ تیر ۸۰، جسد لیلا ۲۰ساله که خفه شده بود، در مشهد پیدا شد.
۲۴ تیر ۸۰، جسد محبوبه الهی ۱۸ساله در جاده قدیم قوچان کشف شد.
مرداد۸۰، زهرا صدخسروی ۳۳ساله آخرین قربانی سعید حنایی بود که در نهایت هم این مرد دستگیر شد.
خانواده بیشتر این قربانیان از مرگ آنها مطلع نشده و از سوی پلیس در جریان قتل قرار گرفته بودند. البته در جلسه دادگاه نیز برخی از آنها درخواست دیه کرده و قبل از اقدام سعید حنایی از قصاص گذشت کردند.
انگیزه سعید حنایی چه بود
سعید حنایی در تحقیقات ابتدایی مزاحمت برای همسرش را انگیزه خود از قتلها عنوان کرده و گفته بود چون یک راننده تاکسی تصور کرده بود همسر او زن خیابانی است و برای او ایجاد مزاحمت کرده بود، تصمیم گرفت از زنان خیابانی انتقام بگیرد و با هدف حذفکردن این زنان از روی زمین، اقدام به قتل آنها کرده است. سعید حنایی در دفاعیاتی که در جلسه دادگاه و مقابل قاضی منصوری مطرح کرده، گفته بود: هشت نفر از مقتولان را از میدان شهید حسین فهمیده با موتور و با ماشین سوار میکردم و آنها را به منزل برده، به قتل میرساندم. فریبا (یکی از مقتولان) را از میدان امام حسین(ع) سوار موتور کردم، او در لابهلای موهایش و در قسمتی از روسریاش، مقداری تریاک مخفی کرده بود. حنایی گفت: از حالت ظاهری او و بوی خود تریاک متوجه این موضوع شدم. اعظم، دیگر قربانی سعید حنایی بود. او درباره نحوه قتل اعظم گفته بود: او را از میدان شهید فهمیده سوار کرده، در یک حرکت غافلگیرانه با دستانم به قتل رساندم. متهم، سپس در بیان نحوه قتل سکینه نیز همین شیوه را بیان کرده و گفته بود: جسد وی را در منطقه سپاه، درحالیکه در روسری و چادر پیچانده بودم، رها کردم.
سعید حنایی درباره هفتمین قربانی هم گفته بود: مقتوله، فردی بود که شب قبل با چهار نفر ارتباط نامشروع داشت. وقتی فهمیدم که وی مفسد است و معتاد، به قتل رساندمش و در جادهای در خیابان فرعی، ساکی که در آن جسد را پنهان کرده بودم، رها کردم. وی نحوه هشتمین قتل را مانند قتلهای دیگر توضیح داد: جسد هشتمین مقتوله را در میدان ابوطالب رها کردم و بعدها فهمیدم این مکان در نزدیکی خانه امامجمعه مشهد است. نهمین قتل را در شب تاسوعای امسال انجام دادم و جسدش را در چهارراه پل خاکی در یکی از کوچههای اطراف رها کردم. درباره دهمین قتل حنایی گفته بود: او را از خیابان فدک به منزل بردم و در یک حرکت غافلگیرانه از پشت سر به او حملهور شدم و او را از بین بردم. قاتل اعلام کرد: این قتل را در شب عاشورا انجام دادم. عذرا دیگر قربانی بود؛ او را در یک حرکت غافلگیرانه خفه کردم و جنازهاش را با موتور به منطقه جدیدالاحداث خیام بردم و در آنجا رها کردم و بعد به کمک نیروی انتظامی شتافتم. درباره نحوه بهقتلرساندن مریم هم باید بگویم: او را از بلوار عبدالمطلب با توافقی که با او انجام دادم، با چهار، پنج هزار تومان سوار موتورم کردم و در کنار پمپبنزین
تیبیتی رها کردم.
مقتولان فقیر
نکته دردناکی که سعید حنایی درباره قربانیان خود گفته بود، ارزش مالی اموال این مقتولان بود؛ بهگونهایکه حتی یک قطعه طلا هم همراه این زنها نبوده و شاید بتوان حدس زد یکی از دلایلی که آنها تن به رابطه با سعید حنایی میدادند، فقر بوده است. سعید حنایی در بخشی از صحبتهایش به قاضی منصوری گفته بود: کل مبالغ همراه 15 مقتول بهجز مقتول اول، سههزارو 900 تومان و پنج بلیت اتوبوس بوده است. آخرین مقتوله درحالیکه سوار موتور من شده بود، گفت از سه جا نسیه گرفته است و با پولی که او بدهد میتواند بدهیاش را بپردازد. حتی معتاد نیز بود و چهار مرتبه از ترک موتور تا رساندن او به منزل به زمین افتاد و درحالیکه در اتاق مانند گربه به دور خود میپیچید، از پشت به او حملهور شدم و به قتلش رساندم و سریعا او را در چادر پیچاندم و در بلوار جدیدالاحداث خواجهربیع رهایش کردم.
سعید حنایی واقعا انگیزه پاککردن مفسد از زمین را داشت؟
سعید حنایی ادعا کرده بود از نیروهای بسیج بوده و قصدش پاککردن مفسده از روی زمین بوده است. او در توضیح این ادعا گفته بود: چون زنان خیابانی باعث شده بودند که مرد مسافرکش فکر کند میتواند به زن من هم پیشنهاد بدهد، اگر آنها نبودند این اتفاق نمیافتاد، من هم تصمیم گرفتم فساد را از روی زمین پاک کنم! سعید حنایی در حالی چنین ادعایی را مطرح کرده بود که خودش با 13 نفر از این زنان رابطه جنسی برقرار کرده و به آن اقرار کرده بود. نماینده دادستان وقت در جلسه محاکمه به این ادعای سعید حنایی واکنش نشان داد.
مسکرانی، نماینده وقت دادستان مشهد، در پاسخ به گفتههای سعید حنایی اینطور بیان کرده بود: اگر انگیزه خیرخواهانهای در کار بوده است، پس چرا دست به تجاوز زده و از همه مهمتر چرا از مراحل قانونی برای برخورد با فسادها استفاده نکرده است. مسکرانی شخصیت متهم را از تیپ خشن جامعه معرفی کرد و وجود یک غریزه جنسی مشخص و رسیدن به امیال نفسانی قاتل را هدف اصلی او دانست. او همه قتلهای حنایی را همراه با رابطه جنسی دانست. مسکرانی در ادامه درباره نوع انتقال مقتولان گفته بود: بردن آنها به صورت مجرمانهای صورت میگرفته و وی در پشت موتور، فرد نامحرمی را سوار میکرده است. حنایی در 13 مورد از 16 قتل، مرتکب زنای محصنه شده است؛ آیا چنین فردی با این نوع اعمال تبهکارانه و فاسد میتواند اصلاح اجتماعی انجام دهد و آیا ذهنیت جامعه با او همراه است؟ متهم در دفاعیات خود و شرح ماجرای قتلها متناقض صحبت کرده است.
سعید حنایی دچار جنون بود؟
سعید حنایی در اعترافاتش گفته بود ابتدا مقتولان را با دست خفه و سپس با روسری بهطور کامل میکشت. ادعاهای سعید حنایی از سوی دکتر حجازی، مدیر وقت پزشکی قانونی خراسان رد شد. او گفته بود: افرادی که به قتل رسیده و در کنار شهر رها شده بودند، در چادر پیچیده شده بودند و دیگر وسایل شخصیشان نیز در چادر به همراه جسد بوده است. روسریهایی که دور گردن مقتولان بسته شده بود، دو، سه گره خورده بود؛ بهجز یکی، دو مورد ساییدگی در ابرو و آثار ضربوشتم روی اجساد، در دیگر اجساد چیزی جز خفگی دیده نشده است. روی گردن مقتولان، شیار روسری دیده شده است که خود دال بر این است که با روسری خفه شدهاند و هیچگونه علامت دستی را ندیدهایم. دکتر حجازی جنون در روان سعید حنایی را رد کرده و گفته بود: وی دچار شخصیت ضداجتماعی است، نه جنون و طبق مصاحبههایی که با وی انجام شده و عکس و نوار مغزی که از حنایی گرفته شده، هیچگونه آثار جنون در او دیده نشده است. قتلهایی که سعید حنایی انجام داده بود و واکنشهایی که به این قتلها داشت، پزشکان را بر آزمایشهای بیشتر ترغیب کرده بود. دکتر تلافیان، متخصص اعصاب و روان، دراینباره میگوید: در چند مصاحبه که با
آقای حنایی داشتم، هیچگونه دلیلی بر وجود اختلالات روانی در وی دیده نشده است و از بیمارستان ابنسینا خواستم تا از او تستهای مختلف و سیتیاسکن بگیرند که نتیجه آن هم چیزی جز نرمالبودن سعید حنایی نبود. در نوبت اول کمیسیون پنج پزشک و در نوبت دوم هفت پزشک متخصص با ما همکاری کردند و در سعید حنایی هیچگونه آثار بیماری روانی و دیوانگی مشاهده نشد و اعمالی که از او سر زده، بیشتر بر طبق اختلالات ضداجتماعی وی بوده است. حتی در جلسات ما که شرکت میکرد، مثل اینکه مرغی را کشته است هیچگونه احساس گناه و ندامتی نمیکرد. معمولا افراد ضداجتماع دوست صمیمی ندارند و به چیزهای بیخود زود واکنش نشان میدهند. تلافیان افزود: حنایی در سال 59 و 61 در بیمارستان ابنسینا بستری شده بود که هر دو بار از بیمارستان فرار کرد.
واکنش خانواده سعید حنایی
واکنش خانواده سعید حنایی به کارهایی که او انجام داده بود، همیشه مسئله پررنگی برای خبرنگاران بود. همسرش هرگز او را فردی گناهکار نمیدانست و معتقد بود شوهرش نیت خیر داشته و نباید اعدام میشد. همین تفکر در پسر بزرگ سعید حنایی نیز دیده میشد. او در همه جلسات دادگاه پدرش حضور داشت و معتقد بود پدرش بیدلیل محاکمه میشود. پسر سعید حنایی در حاشیه یکی از جلسات دادگاه به خبرنگار ایسنا گفته بود معتقد است پدرش باید آزاد شود. او گفته بود: پدرم این قتلها را برای ازبینبردن مفاسد اجتماعی انجام داده و حکم او نیز آزادی و تبرئه است. واکنش سعید حنایی به خانوادهاش نیز عجیب بود. او در طول جلسات دادگاه تلاش میکرد خود را مانند یک قهرمان نشان دهد و وقتی با خانوادهاش روبهرو میشد، آنها را در آغوش میکشید و لبخند میزد. هرچند روانشناسان بر این باورند که او تلاش میکرده وجه اجتماعی به جنایاتش بدهد تا فرزندانش تحت فشار اجتماعی قرار نگیرند، اما این رفتارهای سعید حنایی و خانوادهاش همیشه با واکنش منفی روبهرو بوده است. پسر سعید حنایی در مستندی که از پدرش ساخته شد نیز به این موضوع اشاره کرده است. او در این مستند گفته پدرش را
مستحق مرگ نمیدانسته و نباید اعدام میشد.
سعید حنایی از اقداماتش پشیمان بود؟
سعید حنایی در هیچکدام از مراحل دادرسی از اقداماتش ابراز پشیمانی نکرده و حتی گفته بود زنان بیشتری در فهرست او قرار داشتند و ممکن بود افراد بیشتری را به قتل برساند. او گفته بود برای نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی که او را بازداشت کردند، همیشه دعا میکند، اما رسالتی بر دوش داشته که باید انجام میداده است. او در گفتوگویی با خبرنگار ایسنا گفته بود: من خدا را شاکرم که مرا به وسیله نیروی انتظامی دستگیر کرد و اگر هم پس از ارتکاب شانزدهمین قتل دستگیر نمیشدم، باز هم به رویه و رسالتی که بر دوشم بود، عمل میکردم و حتی طبق تصویر ذهنیام 80 مورد دیگر از این مفسدهها را نیز به قتل میرساندم.
روز اعدام قاتل زنجیرهای
سعید حنایی سحرگاه 28 فروردین سال 81 در 40سالگی در زندان مرکزی مشهد و با انجام تشریفات قانونی با حضور جمعی از اولیای دم و قاضی غلامرضا منصوری، مأموران پلیس و قضات اجرای احکام زندان مشهد اعدام شد. یکی از اولیای دم که در محل حضور داشت، پسر مقتولی بود که مدعی بود به مادرش تهمت زدهاند و سعید حنایی به خاطر تهمتی که به مادرش زده هم باید مجازات میشد. او در گفتوگویی غیررسمی سعید حنایی را در لحظه اجرای حکم عصبانی و ناراحت توصیف کرده بود. اینطور که نقل شده، سعید حنایی تصور نمیکرد اعدام شود و شاید آرامشی که در جلسات دادگاه داشته، ناشی از همین باورش بوده است. آنطور که گفته شده، خانواده او برای آخرین دیدار یک شب قبل از اجرای حکم به زندان دعوت شده بودند و سعید حنایی سعی کرد با روحیهای آرام و قوی با آنها برخورد کند؛ مسئلهای که در زمان اجرای حکم دیده نشد.