حاشیهای بر مهریه يك ميليون شاخه گل سرخ
محمدکاظم خانجانی
در مسند یک حقوقدان گزارشی از نحوه پرداخت مهریه يك ميليون شاخه گل یک خانم کرمانی را در خبرگزاریها دیدم. مهریه این خانم به صورت یکجا و بهگونهای پرداخت شده بود که با وجود حسننیت وی، چارهای جز بذل و هبه و تلف آن وجود نداشت و از این جهت ایراداتی جدی بر ایفای دین وارد است. مهریه را میتوان تعهدی مالی نامید که مرد در حین انعقاد عقد زوجیت به زن میدهد. این تعهد مالی یکی از الزامات در نکاح دائم یا موقت به شمار میآید و باید از نظر نوع، کیفیت و کمیت مشخص باشد. یکی از شرایط موضوع مهریه مالیت آن است به این معنی که آنچه موضوع مهریه قرار میگیرد باید دارای ارزش اقتصادی یا معنوی باشد. در پرونده فوقالذکر گل نیز دارای این وصف است و هر شاخه گل دارای ارزشی معین و مشخص است که وصف مال را به آن میدهد. عرف و بازار در قبال هر شاخه گل سرخ حاضر به پرداخت پول است و از این حیث مهریه قراردادن گل سرخ به خودیخود فاقد اشکال است. اما نکته مهمی که در این خصوص وجود دارد، توجه به ماهیت گل سرخ و فساد و نابودی سریع آن است بهگونهای که اگر گل در زمانی کوتاه به دست مصرفکننده واقعی خود نرسد، دارای ارزش مالی نبوده و ادای آن به این صورت، ادای دین به شمار نمیآید. در پرونده حقوقی حاضر زوج موظف بوده است تا يك ميليون شاخه گل سرخ را به زوجه تحویل دهد و هدف و قصد نهایی از تعیین مهریه، وجود و پرداخت یک ارزش مالی بوده است. به بیان بهتر قصد آن بوده است تا زوج، مالی را به زوجه تملیک کند. این در حالی است که تحویل دفعی و یکباره يك ميليون شاخه گل سرخ به طور قطع امکان نقدشوندگی این حجم از گل را از بین میبرد و بسیاری از گلها بدون امکان ارائه در بازار فاسد میشوند که از ظاهر موضوع به نظر میرسد قصد و غرض نهایی زوج نیز دقیقا همین بوده باشد و سعی بر آن بوده تا با نوعی لجاجت از دسترسی زوجه به مال خودداری شود. بنابراین با درنظرگرفتن سوءنیت متعهد در نحوه ادای دین بهگونهای که ارزش و امکان نقدشوندگی کالای موضوع تعهد را با نحوه ادای دین خود از بین برده است، باید گفت که ایفای تعهد صورت نگرفته است و میزان مازاد گلهایی که امکان نقدشوندگی آنها وجود داشته است، همچنان بر ذمه زوج است. در این موضوع و در پروندههای مشابه به طور قطع شعب محترم اجرای احکام دادگستری میباید با درنظرگرفتن هدف و غرض از تعیین مهریه و همچنین با تأکید بر حفظ حقوق مالي زوجه، روند اجرا را بهگونهای هدایت کنند که حقوق مالی وي حفظ و تضمین شود و زوجه در شرایط دشوار انتخاب بين تلف يا بذل قرار نگيرد.
در مسند یک حقوقدان گزارشی از نحوه پرداخت مهریه يك ميليون شاخه گل یک خانم کرمانی را در خبرگزاریها دیدم. مهریه این خانم به صورت یکجا و بهگونهای پرداخت شده بود که با وجود حسننیت وی، چارهای جز بذل و هبه و تلف آن وجود نداشت و از این جهت ایراداتی جدی بر ایفای دین وارد است. مهریه را میتوان تعهدی مالی نامید که مرد در حین انعقاد عقد زوجیت به زن میدهد. این تعهد مالی یکی از الزامات در نکاح دائم یا موقت به شمار میآید و باید از نظر نوع، کیفیت و کمیت مشخص باشد. یکی از شرایط موضوع مهریه مالیت آن است به این معنی که آنچه موضوع مهریه قرار میگیرد باید دارای ارزش اقتصادی یا معنوی باشد. در پرونده فوقالذکر گل نیز دارای این وصف است و هر شاخه گل دارای ارزشی معین و مشخص است که وصف مال را به آن میدهد. عرف و بازار در قبال هر شاخه گل سرخ حاضر به پرداخت پول است و از این حیث مهریه قراردادن گل سرخ به خودیخود فاقد اشکال است. اما نکته مهمی که در این خصوص وجود دارد، توجه به ماهیت گل سرخ و فساد و نابودی سریع آن است بهگونهای که اگر گل در زمانی کوتاه به دست مصرفکننده واقعی خود نرسد، دارای ارزش مالی نبوده و ادای آن به این صورت، ادای دین به شمار نمیآید. در پرونده حقوقی حاضر زوج موظف بوده است تا يك ميليون شاخه گل سرخ را به زوجه تحویل دهد و هدف و قصد نهایی از تعیین مهریه، وجود و پرداخت یک ارزش مالی بوده است. به بیان بهتر قصد آن بوده است تا زوج، مالی را به زوجه تملیک کند. این در حالی است که تحویل دفعی و یکباره يك ميليون شاخه گل سرخ به طور قطع امکان نقدشوندگی این حجم از گل را از بین میبرد و بسیاری از گلها بدون امکان ارائه در بازار فاسد میشوند که از ظاهر موضوع به نظر میرسد قصد و غرض نهایی زوج نیز دقیقا همین بوده باشد و سعی بر آن بوده تا با نوعی لجاجت از دسترسی زوجه به مال خودداری شود. بنابراین با درنظرگرفتن سوءنیت متعهد در نحوه ادای دین بهگونهای که ارزش و امکان نقدشوندگی کالای موضوع تعهد را با نحوه ادای دین خود از بین برده است، باید گفت که ایفای تعهد صورت نگرفته است و میزان مازاد گلهایی که امکان نقدشوندگی آنها وجود داشته است، همچنان بر ذمه زوج است. در این موضوع و در پروندههای مشابه به طور قطع شعب محترم اجرای احکام دادگستری میباید با درنظرگرفتن هدف و غرض از تعیین مهریه و همچنین با تأکید بر حفظ حقوق مالي زوجه، روند اجرا را بهگونهای هدایت کنند که حقوق مالی وي حفظ و تضمین شود و زوجه در شرایط دشوار انتخاب بين تلف يا بذل قرار نگيرد.