|

مروری بر سه فیلم اروپایی اصغر فرهادی به انگیزه انتشار «داستان‌های موازی»

گذر از جهان فرهادی یا گمراهی در سه‌گانه‌ای ناخواسته

امروزه و با اکران سومین فیلم اروپایی اصغر فرهادی، «داستان‌های موازی» (Parallel Tales / Histoires parallèles)، در جشنواره کن ۲۰۲۶، حالا می‌توان یک مسیر مشخص را در کارنامه بین‌المللی این فیلم‌ساز دنبال کرد؛ مسیری که از «گذشته» در کن ۲۰۱۳ آغاز شد، با «همه می‌دانند» در کن ۲۰۱۸ ادامه یافت و شش سال بعد به «داستان‌های موازی» رسید. هر سه فیلم در بخش مسابقه کن دیده شدند و هر سه، فرهادی را در مواجهه با سینما و زبان فرهنگی اروپا آزمودند. از همین رو، بررسی واکنش منتقدان به این سه فیلم، به‌نوعی بررسی تغییر نگاه سینمای جهان به فرهادی نیز هست.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمد بندرعباسی: امروزه و با اکران سومین فیلم اروپایی اصغر فرهادی، «داستان‌های موازی» (Parallel Tales / Histoires parallèles)، در جشنواره کن ۲۰۲۶، حالا می‌توان یک مسیر مشخص را در کارنامه بین‌المللی این فیلم‌ساز دنبال کرد؛ مسیری که از «گذشته» در کن ۲۰۱۳ آغاز شد، با «همه می‌دانند» در کن ۲۰۱۸ ادامه یافت و شش سال بعد به «داستان‌های موازی» رسید. هر سه فیلم در بخش مسابقه کن دیده شدند و هر سه، فرهادی را در مواجهه با سینما و زبان فرهنگی اروپا آزمودند. از همین رو، بررسی واکنش منتقدان به این سه فیلم، به‌نوعی بررسی تغییر نگاه سینمای جهان به فرهادی نیز هست.

«گذشته»؛ موفق‌ترین آغاز اروپایی

«گذشته» نخستین تجربه تمام‌عیار فرهادی در اروپا بود؛ فیلمی محصول فرانسه و ایتالیا با بازی برنیس بژو، طاهر رحیم و علی مصفا که در سال ۲۰۱۳ در مسابقه کن به نمایش درآمد و ۱۳۰ دقیقه زمان داشت. واکنش منتقدان در کن به‌طور کلی مثبت بود. میانگین ثبت‌شده در جدول منتقدان کن ۶.۴ از ۱۰ بر اساس ۸۹ رأی بود؛ فیلم در رتبه پنجم مسابقه قرار گرفت. «گاردین» آن را ادامه‌ای قدرتمند برای دغدغه‌های فرهادی درباره خانواده، صمیمیت و اثر ویرانگر گذشته دانست و Variety نیز آن را یک ملودرام خانوادگی بسیار دقیق و ساخته‌شده توصیف کرد. مهم‌تر از نقدها، نتیجه جشنواره بود، چراکه برنیس بژو جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت و خود فیلم نیز جایزه هیئت داوران جهانی/اکومنیکال را دریافت کرد. از همه این موارد گذشته، «گذشته» نامزد نخل طلا هم بود. از نظر تجاری، فیلم با بودجه‌ای حدود هشت میلیون دلار ساخته شد و حدود ۱۲.۶۷ میلیون دلار در جهان فروش داشت؛ بیش از ۷.۶۳ میلیون دلار آن در فرانسه حاصل شد. امتیازهای نهایی نیز تصویر روشنی از استقبال می‌دهند: ۹۳ درصد در Rotten Tomatoes بر اساس ۱۴۴ نقد، با میانگین ۸.۲ از ۱۰ و ۸۵ از ۱۰۰ در Metacritic بر اساس ۴۱ نقد. به این ترتیب درباره نخستین اثر اروپایی این کارگردان می‌توان گفت «گذشته» در واقع ثابت کرد فرهادی می‌تواند زبان و جغرافیا را عوض کند، بدون اینکه موتور اخلاقی سینمایش را از دست بدهد. 

«همه می‌دانند»؛ وقتی فرهادی اسپانیایی شد 

پنج سال بعد، فرهادی با «همه می‌دانند» (Everybody Knows / Todos lo saben) دوباره به مسابقه کن برگشت؛ این بار با فیلمی کاملا اسپانیایی‌زبان و با حضور پنه‌لوپه کروز، خاویر باردم و ریکاردو دارین. فیلم ۱۳۲ دقیقه بود و به‌ عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره کن ۲۰۱۸ نمایش داده شد. این بار، فاصله میان اعتبار فرهادی و واکنش اولیه منتقدان محسوس بود. جدول منتقدان Screen Daily برای فیلم میانگین ۱.۸ از چهار ثبت کرد؛ امتیازی متوسط و بسیار پایین‌تر از جایگاه مورد انتظار از فیلم‌سازی در سطح فرهادی. مشکل اصلی منتقدان، نه بازیگران و نه کارگردانی، بلکه فیلم‌نامه و کش‌آمدن روایت بود. برخی معتقد بودند فرهادی در انتقال الگوی درام خانوادگی خود به فرهنگ اسپانیا، بخشی از ظرافت آثار ایرانی‌اش را از دست داده است. با این حال، نقدهای مثبتی هم وجود داشت؛ IndieWire به فیلم B+ داد و برخی منتقدان تعلیق، بازی‌ها و توانایی فرهادی در ساخت شبکه‌ای از سوءظن و راز را ستودند. در ارزیابی نهایی، فیلم در Metacritic امتیاز ۶۸ از ۱۰۰ گرفت و در IMDb امتیاز فعلی آن ۶.۹ از ۱۰ است. از نظر اقتصادی اما «همه می‌دانند» موفق‌تر بود؛ با بودجه حدود ۱۱.۸ میلیون دلار، فروش جهانی آن به حدود ۱۹.۷ میلیون دلار رسید؛ شامل ۲.۶۶ میلیون دلار در آمریکای شمالی و حدود ۱۷.۰۴ میلیون دلار در بازارهای بین‌المللی. در نتیجه، دومین فیلم اروپایی فرهادی برخلاف «گذشته» جایزه‌ای از کن نگرفت و شکاف میان استقبال عمومی از اعتبار فیلم و نگاه منتقدان آشکارتر شد.

«داستان‌های موازی»؛ نقطه گسست در سینمای اروپایی فرهادی

سومین تجربه اروپایی فرهادی، «داستان‌های موازی»، در کن ۲۰۲۶ در مسابقه اصلی به نمایش درآمد؛ فیلمی فرانسوی‌زبان با بازی ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا، ونسان کسل، پیر نینی و آدم بسا. مدت فیلم ۱۴۰ دقیقه است و محصول فرانسه، بلژیک و ایتالیا محسوب می‌شود. اما این بار استقبال منتقدان به‌وضوح سردتر بود. میانگین جدول منتقدان کن حدود ۶.۳۳ از ۱۰ ثبت شد، اما پراکندگی آرا بسیار بالا بود؛ یعنی فیلم به‌شدت دوقطبی شد. در ارزیابی‌های پس از جشنواره، تصویر حتی روشن‌تر است: Metacritic امتیاز ۴۱ از ۱۰۰ بر اساس ۱۷ نقد دارد؛ ۱۴ نقد در محدوده متوسط و سه نقد منفی ثبت شده‌اند. در Rotten Tomatoes نیز فیلم تا داده‌های موجود ۱۹ درصد از ۳۱ نقد را به دست آورده است. 

منتقدان عمدتا یک ایراد مشترک دارند؛ فرهادی این بار به‌جای واقع‌گرایی اخلاقی و درام اجتماعی، وارد بازی متافیکشن، تماشاگری و مرز واقعیت و خیال شده، اما بسیاری احساس کرده‌اند این ایده‌ها به اندازه کافی به شخصیت‌ها عمق نمی‌دهند. Sight & Sound فیلم را تجربه‌ای «مبهم و دشوار برای جای‌دادن در کارنامه فرهادی» دانست. IndieWire و The Hollywood Reporter نیز از طولانی‌شدن، پراکندگی و کم‌رنگ‌شدن شخصیت‌ها انتقاد کردند. در دیگر سوی برخورد با این فیلم، The Guardian به پیچیدگی و ساختار عنکبوت‌وار فیلم توجه مثبت نشان داد و Time Out آن را فیلمی قابل‌تماشا و جاه‌طلبانه دانست. از نظر فروش، «داستان‌های موازی» تا آخرین داده قابل اتکا در Box Office Mojo حدود ۲.۳۱ میلیون دلار در فرانسه و در مجموع همین مقدار در فروش جهانی ثبت کرده است؛ افتتاحیه فرانسه ۱.۰۲ میلیون دلار بود پس بنابراین هنوز نمی‌توان آن را با فروش نهایی دو فیلم قبلی مقایسه کرد.

فرهادی در اروپا چه چیزی را از دست داده است؟

سه فیلم، سه مرحله از یک تجربه‌اند. در «گذشته»، فرهادی توانست زبان و جغرافیا را تغییر دهد اما منطق دراماتیک خود را حفظ کند؛ فیلم هم تحسین منتقدان را گرفت و هم دو جایزه کن را به خانه برد. در «همه می‌دانند»، همان ماشین روایی هنوز کار می‌کرد، اما منتقدان احساس کردند فرم آشنای فرهادی در فضای اسپانیایی کمی مصنوعی‌تر شده است. با وجود فروش ۱۹.۷ میلیون دلاری، اجماع هنری فیلم از «گذشته» فاصله گرفت. و در «داستان‌های موازی»، فرهادی گامی فراتر می‌گذارد. او نه‌فقط کشور و زبان، بلکه خودِ شیوه روایت کردنش را تغییر می‌دهد و نتیجه برای بخشی از منتقدان جاه‌طلبانه و برای بخش بزرگ‌تری ناموفق است. اگر این سه فیلم را یک سه‌گانه ناخواسته بدانیم، مسیر روشن است؛ فرهادی ابتدا در اروپا ثابت کرد‌ سینمای او جهان‌شمول است؛ سپس نشان داد انتقال آن جهان به فرهنگ دیگر آسان نیست؛ و سرانجام در «داستان‌های موازی» تلاش کرد از فرهادیِ آشنا عبور کند. شاید مسئله اصلی فیلم سوم همین باشد: اینکه آیا فرهادی در اروپا شکست خورده یا صرفا دیگر نمی‌خواهد همان فرهادی‌ای باشد که منتقدان از او انتظار دارند؟ پاسخ این پرسش احتمالا مهم‌تر از نمره ۴۱ متاکریتیک یا ۱۹ درصد Rotten Tomatoes است؛ چون «داستان‌های موازی» بیش از آنکه پایان مسیر اروپایی فرهادی باشد، ممکن است نشانه آغاز مرحله‌ای تازه در سینمای او باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.