امید؛ گمشده توسعه در ایران
امید یکی از بنیادیترین سرمایههای هر جامعه است؛ سرمایهای که در هیچ حساب بانکی ثبت نمیشود و بهسادگی در شاخصهای اقتصادی قابل اندازهگیری نیست، اما نبود آن میتواند بنیان توسعه را از درون فرسوده کند. جامعه امیدوار، سختیها را تحمل میکند، برای آینده برنامه میریزد، سرمایهگذاری میکند، فرزندآوری را به تعویق نمیاندازد و مهاجرت را تنها راه نجات نمیبیند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
عباد تیموری-پژوهشگر حوزه توسعه و مدرس دانشگاه: امید یکی از بنیادیترین سرمایههای هر جامعه است؛ سرمایهای که در هیچ حساب بانکی ثبت نمیشود و بهسادگی در شاخصهای اقتصادی قابل اندازهگیری نیست، اما نبود آن میتواند بنیان توسعه را از درون فرسوده کند. جامعه امیدوار، سختیها را تحمل میکند، برای آینده برنامه میریزد، سرمایهگذاری میکند، فرزندآوری را به تعویق نمیاندازد و مهاجرت را تنها راه نجات نمیبیند. در مقابل، هنگامی که آینده مبهم و دستنیافتنی به نظر برسد، رکود، بیاعتمادی و انفعال بهتدریج جای انگیزه و مشارکت را میگیرد. در ادبیات توسعه، امید صرفا یک احساس شخصی نیست، بلکه بازتاب ارزیابی شهروندان از آینده است. انسان زمانی امیدوار میماند که میان تلاش امروز و کیفیت زندگی فردا رابطهای معنادار ببیند. اگر تحصیل، کار، سرمایهگذاری، نوآوری و قانونمداری بتوانند احتمال دستیابی به زندگی بهتر را افزایش دهند، امید تقویت میشود. اما وقتی این پیوند از میان برود، ناامیدی از سطح تجربه فردی فراتر میرود و به مسئلهای اجتماعی تبدیل میشود. بخش عظیمی از جامعه ایران طی سالهای اخیر با چنین تجربهای مواجه بوده است. مشکلات معیشتی و اقتصادی، ناترازیهای حوزه انرژی، تحریمها، تنشهای سیاست خارجی و کاهش اعتماد عمومی، تصویری مبهم از فردا ایجاد کردهاند. تداوم این مسائل، بیش از خود مشکلات اهمیت دارد؛ زیرا جامعه زمانی میتواند دشواریها را تحمل کند که احساس کند مشکلات، هرچند سخت، در مسیر حلشدن قرار دارند. هنگامی که بحرانها سالها تکرار میشوند و افق حل آنها روشن نیست، آینده نیز بیش از پیش نامطمئن به نظر میرسد. تحولات اجتماعی و سیاسی نیز در این میان بیتأثیر نبودهاند. ایران از سال ۱۳۸۸ شاهد چندین موج اعتراضی با زمینهها و مطالبات متفاوت بوده است. فارغ از تفاوتهای هریک از این رخدادها، تکرار آنها را میتوان نشانهای از انباشت نارضایتی و تردید بخشی از جامعه نسبت به کارآمدی سازوکارهای موجود برای حل مسائل دانست. این وضعیت بهویژه بر نسل جوان اثرگذار است؛ نسلی که بیش از دیگران به افق آینده نگاه میکند. افزایش تمایل به مهاجرت، تعویق ازدواج، کاهش تمایل به فرزندآوری و احتیاط در تصمیمهای بلندمدت، میتواند بازتابی از ارزیابی جوانان از فرصتها و قابلیت پیشبینی آینده باشد. در کنار اقتصاد و تحولات اجتماعی، مسئله اعتماد نیز اهمیت تعیینکننده دارد. اعتماد عمومی، حلقه اتصال شهروندان با نهادهای حکمرانی، بازار و یکدیگر است. بدون اعتماد، حتی سیاستهای اصلاحی و دستاوردهای مقطعی نیز الزاما نمیتوانند امیدی پایدار ایجاد کنند. از سوی دیگر، گسترش نابرابری، دشوارترشدن دسترسی به مسکن، تضعیف قدرت خرید طبقه متوسط و نااطمینانی نسبت به آینده، این احساس را تقویت میکند که مسیر پیشرفت برای بخشهایی از جامعه دشوارتر از گذشته شده است. اما ناامیدی سرنوشت محتوم ایران نیست. امید را نمیتوان صرفا با توصیههای روانشناختی یا تبلیغات بازسازی کرد؛ زیرا ریشه آن در کیفیت نهادها، فرصتهای اقتصادی و تجربه روزمره مردم قرار دارد. آمارتیا سن، برنده جایزه نوبل، توسعه را گسترش آزادیها و قابلیتهای انسان میداند. در چنین نگاهی، فرد باید فرصت واقعی داشته باشد که با تحصیل، کار، خلاقیت و تلاش، مسیر زندگی خود را تغییر دهد. آلبرت هیرشمن نیز در نظریه «خروج، اعتراض و وفاداری» توضیح میدهد افراد در مواجهه با نارضایتی یا برای اصلاح تلاش میکنند، یا از سیستم خارج میشوند یا به کنارهگیری و بیتفاوتی روی میآورند. امید همان نیرویی است که مشارکت برای اصلاح را معنادار میکند. همچنین از منظر دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون -برندگان نوبل اقتصاد سال ۲۰۲۴- کیفیت نهادها در توضیح تفاوت مسیر توسعه کشورها اهمیت اساسی دارد. نهادهای فراگیر، حقوق مالکیت و رقابت را تقویت و فرصت مشارکت را گسترش میدهند؛ در مقابل، نهادهای ناکارآمد و انحصاری میتوانند انگیزه سرمایهگذاری، نوآوری و مشارکت را کاهش دهند. بر این اساس، امید اجتماعی را میتوان بر چهار پایه استوار دانست: ثبات اقتصادی، اعتماد عمومی، احساس عدالت و فرصت برابر، و چشماندازی قابل باور از آینده.
تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد جوامع میتوانند پس از بحرانهای عمیق، امید خود را بازسازی کنند. کره جنوبی پس از جنگ دو کره در دهه ۱۹۵۰، با فقر و ویرانی گسترده مواجه بود، اما سرمایهگذاری در آموزش، توسعه صنعتی، صادرات و اصلاح ساختارهای اداری، بهتدریج هم اقتصاد را متحول کرد و هم این باور را شکل داد که تلاش و مهارت میتواند به پیشرفت منجر شود. ویتنام نیز پس از دههها جنگ، با اصلاحات اقتصادی «دوی موی» از اواخر دهه ۱۹۸۰، مسیر تولید، تجارت و جذب سرمایهگذاری را در پیش گرفت و کاهش فقر و بهبود کیفیت زندگی، چشمانداز آینده را تغییر داد. رواندا نیز پس از نسلکشی ۱۹۹۴، در کنار بازسازی زیرساختها، بر تقویت نهادهای عمومی و گسترش خدمات عمومی تمرکز کرد.
این تجربهها یک پیام مشترک دارند: امید محصول وعدههای بزرگ نیست؛ نتیجه مشاهده تغییرات واقعی و مستمر در زندگی روزمره است. مردم زمانی آینده را قابل ساختن میبینند که بتوانند برای زندگی خود برنامهریزی کنند، به نتیجه تلاششان اطمینان بیشتری داشته باشند و نشانههایی از بهبود را لمس کنند. از همین منظر، بازسازی امید در ایران نیازمند مجموعهای از اصلاحات بههمپیوسته است. نخست، بازسازی اعتماد عمومی از طریق شفافیت، پاسخگویی، پایبندی به قانون و گفتوگوی مستمر با جامعه. دوم، ایجاد ثبات اقتصادی از مسیر مهار تورم، اصلاح ناترازیهای بودجه، بانکی و انرژی، حمایت از سرمایهگذاری و ایجاد محیطی قابل پیشبینی. سوم، مبارزه ساختاری با فساد و رانت از طریق اصلاح قواعد، افزایش شفافیت و تقویت نهادهای نظارتی. چهارم، کاهش نابرابری و گسترش فرصتهای برابر در آموزش، اشتغال، سلامت، مسکن و خدمات عمومی. پنجم، تقویت مشارکت اجتماعی و نهادهای میانجی تا شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده میشود و میتوانند بر تصمیمهای عمومی اثر بگذارند. و در نهایت، اتخاذ سیاست خارجی توسعهگرا و کاهش تنشهای پرهزینه برای گشودن مسیر تعامل اقتصادی، انتقال فناوری، سرمایهگذاری و حضور در زنجیرههای ارزش جهانی.
ایران از کمبود ظرفیت برای ساختن آینده رنج نمیبرد. سرمایه انسانی، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای صنعتی و سرمایه فرهنگی، امکانهای مهمی برای توسعه ایجاد کردهاند. مسئله اصلی، تبدیل این ظرفیتها به فرصتهای واقعی و قابل لمس برای شهروندان است. اگر مردم نشانههای پایدار اصلاح، شفافیت، ثبات اقتصادی، عدالت و کارآمدی را در زندگی خود ببینند، امید نیز میتواند بهتدریج بازگردد.
ایران امروز بیش از هر چیز به یک چشمانداز ملیِ قابل باور نیاز دارد؛ چشماندازی که فراتر از دولتها و دورههای سیاسی، بر توسعه پایدار، عدالت، کارآمدی و منافع ملی استوار باشد. هیچ جامعهای با ناامیدی توسعه نیافته است. توسعه پیش از آنکه در کارخانهها، جادهها و شاخصهای اقتصادی آغاز شود، در ذهن مردمی شکل میگیرد که باور دارند آینده میتواند بهتر از امروز باشد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.