|

وطن‌دوستی وظیفه‌محور از فردوسی تا مصدق

۲۸ مرداد یکی از پررنگ‌ترین تصاویر در حافظه تاریخی ایرانیان است؛ روزی که تلاش برای ساختن دولتی ملی، با کودتایی متکی بر نیروهای داخلی و حمایت خارجی، به شکست انجامید. آثار تاریک این ناامیدی برای سال‌ها بر حافظه جمعی کنشگران اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران باقی ‌ماند. پیشامدی که بی‌شک یکی از عوامل کلیدی در شکل‌گیری ریشه‌های انقلاب سال ۵۷ نیز بود.

۲۸ مرداد یکی از پررنگ‌ترین تصاویر در حافظه تاریخی ایرانیان است؛ روزی که تلاش برای ساختن دولتی ملی، با کودتایی متکی بر نیروهای داخلی و حمایت خارجی، به شکست انجامید. آثار تاریک این ناامیدی برای سال‌ها بر حافظه جمعی کنشگران اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران باقی ‌ماند. پیشامدی که بی‌شک یکی از عوامل کلیدی در شکل‌گیری ریشه‌های انقلاب سال ۵۷ نیز بود. محمد مصدق، با پشتوانه مردمی و برآمده از ساختاری مشروطه و پارلمانی، رهبری نهضت ملی‌شدن صنعت نفت را بر عهده گرفت؛ اقدامی که آینده‌ اقتصادی و سیاسی جدید برای ایران رقم زد و دگرگونی اساسی در رابطه دولت-ملت به وجود آورد. تاریخ اما با مصدق مهربان نبود؛ رقابت‌ها و خصومت‌های داخلی در کنار مداخله آمریکا و بریتانیا، دولت او را سرنگون کرد. مصدق در دورانی به نخست‌وزیری رسید که ایران هنوز درگیر پیامدهای اشغال، ضعف ساختار دولت، رقابت دربار و مجلس و دخالت گسترده قدرت‌های خارجی بود. با این حال، در همان شرایط دشوار کاری کرد که اثر آن بسیار فراتر از عمر دولتش باقی ماند؛ اتفاقی که در تاریخ ایران بیش از آنکه یک استثنا باشد، قاعده عملکرد وطن‌دوستان دغدغه‌مند و وظیفه‌شناس بوده است: تبدیل تلاش‌های فردی به سازوکارهای جمعی وطن‌دوستانه با نگرش آبادی ایران در افق دید بلندمدت که در قالب نهادی استوار در بستر زیست اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایرانیان پایدار شود.

اگر به گذشته بنگریم، از فردوسی و خواجه نصیرالدین طوسی تا امیرکبیر و دکتر مصدق، با شخصیت‌هایی مواجه می‌شویم که همگی در عصری می‌زیسته‌اند که سخت‌ترین زمان برای انجام اصلاحات کلیدی و اقدامات تحولی بوده است. همه این بزرگان با سعی فراوان کوشیدند برآیند خواست عمومی را به سازوکاری جمعی و نهادی تبدیل کرده و اثرگذاری بلندمدت این اقدامات را تضمین کنند. یکی دیگر از وجوه اشتراک آنان این بوده است که اکثرا نه‌تنها ثمره کامل کار خود را ندیدند، بلکه گاه هزینه سنگینی نیز برای آن پرداختند و کشته، تبعید یا به حاشیه رانده شدند. کسانی که محدودیت‌های زمان و مکان را مانعی برای قدم‌برداشتن در مسیر آبادانی ایران ندانستند. به بهانه سالروز کودتای ننگین ۲۸ مرداد و بزرگداشت دکتر محمد مصدق، که قله وطن‌دوستی در عصر حاضر است، می‌کوشم تا در این یادداشت ضمن مرور دستاوردهای این شخصیت‌های برجسته، از آنان یاد بگیرم که چطور می‌توان در امروز که بحق عصر حیرت، ناامیدی و عدم قطعیت است، برای ایران عزیزمان کاری کرد.

اکثر ایرانیان با فردوسی، شخصیت ممتاز ادب، تاریخ و حکمت ایرانی آشنا هستند. فردوسی بزرگ یکی از نمادهای ایران‌دوستی مؤثر است. کسی که سال‌های طولانی از عمر خود را با مشقت و تلاش فراوان صرف خلق یکی از ماندگارترین آثار هنری-ادبی-معرفتی جهان کرده و اسطوره‌های ایرانی را تا مادامی که جهان پابرجاست، زنده نگه داشته است. ما شناختن رستم، زال، کیکاووس، گرد‌آفرید و... را مدیون فردوسی هستیم. شاهنامه امروز بیش از آنکه یک شاهکار ادبی و حکمی باشد، نهادی است که ضامن پایداری و شکوفایی زبان فارسی و فرهنگ اساطیری ایرانی است و تبدیل به بستری برای گفت‌وگوهای بین‌نسلی شده است.

فردوسی آفریدن شاهنامه را در دوره اختناق فکری سلطان محمود غزنوی انجام داد. در دوره‌ای شاهنامه را شاخ و برگ داد که زبان فارسی تحت استیلای زبان عربی بود و فرهنگ حاکم بر جامعه با سیاست‌های اقوام بدوی شکل می‌گرفت. بعید است کسی بتواند مدعی شود شرایط امروز ما از روزگاری که فردوسی در آن به سر می‌برد دشوارتر است. مثال فردوسی شاید از خیلی جهات ایدئال باشد و سخت است کسی را که در هر هزاره یک نفر مانند او زاده می‌شود که هم استعداد نامتناهی دارد و هم توانی خستگی‌ناپذیر، با عموم افراد جامعه مقایسه کرد. فردوسی در فقر و تنگدستی و با بی‌مهری فراوان از حاکمان عصر خود از دنیا رفت، اما می‌توان از روش و منش او برای وضع امروز جامعه خودمان و نسبت ما با ایران درس‌های فراوان گرفت.

چند قرن بعد، خواجه نصیرالدین طوسی در یکی از پرتلاطم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران زندگی کرد؛ دوره حمله مغول، فروپاشی نظم پیشین و شکل‌گیری حکومت ایلخانان؛ زخمی که از حمله مغول بر روح و روانی ایرانیان باقی‌مانده تاکنون پابرجاست. در زمانی که بخش بزرگی از ایران با ویرانی و آشفتگی سیاسی روبه‌رو بود، خواجه نصیر با تدبیر فوق‌العاده موفق شد یکی از خون‌خوارترین حاکمان تاریخ ایران، هلاکوخان را رام تدبیر خود کرده و یکی از مهم‌ترین مراکز علمی عصر خود را پایه‌گذاری کند. رصدخانه مراغه تنها جایگاهی برای دیدن ستارگان نبود، بلکه تبدیل به نهادی شد که دانشمندان فراری و در حاشیه افتاده حول آن گرد آمدند و به تبادل علمی در ریاضیات، نجوم و فلسفه پرداختند.

خواجه نصیر که در بُعد فردی حائز دستاوردهای فراوانی در علم اخلاق، ریاضیات و فلسفه بود، در عصر فروپاشی چارچوب‌های حکومت‌داری ایرانی، زیرساختی برای دانش و تبادلات علمی فراهم آورد؛ پایه‌ای که نسل‌های بعدی از آن بهره بردند و به شکل‌گیری فعالیت علمی در ایران کمک شایانی کرد. خواجه نصیر در عصری که عصر خلفای عباسی ضد شیعه و هلاکوخان بدوی بود، یکی از تأثیرگذارترین وطن‌دوستان تاریخ ایران شد. ما در ایران روز مهندس را به پاس خدمات خواجه نصیر گرامی می‌داریم.

امیرکبیر در آغاز سلطنت ناصرالدین‌شاه، وارث دولتی با خزانه‌ای ضعیف، دستگاه اداری ناکارآمد، نفوذ گسترده قدرت‌های محلی و فشار سیاسی روسیه و بریتانیا شد. با این حال، در کمتر از چهار سال تلاش کرد دولت مرکزی را منظم‌تر و توانمندتر کند، هزینه‌های دربار را کاهش دهد، نظام مالی را اصلاح کند، صنایع و ارتش را توسعه دهد و در سیاست خارجی از میزان وابستگی ایران به قدرت‌های خارجی بکاهد.

دارالفنون شاید ماندگارترین نماد جهان‌بینی توسعه‌گرای او باشد؛ نهادی برای آموزش علوم و فنون جدید که اثرش بسیار بیشتر از دوره کوتاه صدارت امیرکبیر باقی ماند. انتشار روزنامه وقایع‌الاتفاقیه و تقویت نهادهای مرتبط با افکار عمومی نیز بخشی از همین نگاه به ساختن ابزارهای یک دولت جدید بود. نقش روزنامه‌ها در جنبش مشروطه بی‌ارتباط با اقدامات امیرکبیر نیست. امیرکبیر در یک بازه چهارساله برخی از مهم‌ترین اصلاحات تاریخ سیاسی و اقتصادی ایران را پایه‌گذاری کرد. سرانجام این تلاش‌ها به قتل وی به دست شاه انجامید و او نیز به سیاهه وطن‌دوستانی ایرانی پیوست که با وجود خدمات شایسته‌شان، ارج ندیدند. بسیاری از اصلاحات امیرکبیر پس از برکناری و قتلش متوقف شد، اما ایده دولت منظم، آموزش جدید و ایجاد نهادهایی که بتوانند کشور را در بلندمدت تغییر دهند، باقی ماند‌.

یکی دیگر از اثرگذارترین وطن‌دوستان مسئول ایرانی معاصر، دکتر محمد مصدق است. سیاست‌مداری که زندگی سیاسی‌اش در بستر گذار از قاجار به پهلوی، تجربه مشروطه و کشمکش دائمی بر سر حدود اختیارات شاه، دولت و مجلس شکل گرفت. مهم‌ترین میراث او ملی‌شدن صنعت نفت و تأکید بر حق ایران برای تصمیم‌گیری درباره منابع ملی و اقتصادی خود بود. مصدق در عصری صنعت نفت را ملی کرد که کشور شاهی دست‌نشانده داشت و از نظر اقتصادی در شرایطی اسفناک بود. در همین بستر، او با فراستی فوق‌العاده و با استفاده از ظرفیت‌های ملی و قانونی موفق شد صنعت نفت را ملی کند؛ اقدامی که اقتصاد ایران امروز را شکل داده و ظرفیتی عظیم برای توسعه اقتصادی فراهم کرد. سرانجامِ محمد مصدق نیز مانند قائم‌مقام و امبیرکبیر بود؛ او در نهایت با کودتای مشترک آمریکا و انگلیس و با حمایت طرفداران محمدرضا پهلوی سرنگون شد. اما اثری که گذاشت برای همیشه در تارک این سرزمین ماندگار شد.

مصدق در مدت محدود چندساله نخست‌وزیری خود اصلاحات اساسی اقتصادی و حقوقی مهمی را آغاز کرد که همگی در سایه اقدام ملی‌شدن صنعت نفت به حاشیه رانده‌ شدند و کمتر از آنان سخن رفت. او تلاش‌های فراوانی برای اصلاح ساختار مالیه دولت انجام داد و بر نهادی‌کردن قانون در ساختارهای حکمرانی کشور همت فراوان گماشت و همین موضوع نیز سبب درگیری او با شاه و دربار و در نهایت بدبینی شاه به وی شد. او از اولین نخست‌وزیران وطن‌دوست برآمده از رأی مردم ایران بود و با وجود سرنگونی دولتش و مرگ در حصر، ایده‌های او برای اداره کشور و وطن‌دوستی‌اش سرمشق و سرلوحه ایران‌دوستان فراوانی قرار گرفت.

همه چهره‌هایی که از آنها سخن رفت، اقداماتی بزرگ و اثرگذار در تاریخ این سرزمین انجام دادند و این کار را در عصری کردند که کمترین شرایط مهیا بود. ایشان با بهره‌گیری از ظرفیت‌های محدود زمان و مکان، تلاش‌های خود را در چارچوب نهادی در ایران تثبیت کرده و تلاش‌های خود را جاودانه کردند. تاریخ پیام روشنی برای امروز دارد. شرایطی که بسیاری از گذشتگان ما در آن بعضی از مهم‌ترین اقدامات تمدنی این سرزمین را رقم زدند، اگر از شرایط امروز سخت‌تر نبوده باشد، آسان‌تر هم نبوده است. مسئله بیش از آنکه مساعدبودن شرایط باشد، نوع نگاه ما به مسئولیتی است که در برابر ایران داریم. هیچ‌یک از این افراد در عصر خود قدر ندیدند، اما افق دیدشان دوره کوتاه مسئولیت و زندگی‌شان نبود و اثراتی بر جای گذاشتند که تا امروز با ماست. ما هم‌اکنون در عصری زندگی می‌کنیم که وطن‌دوستی وظیفه‌محور‌ یعنی عمل‌گرایی واقع‌بینانه با هدف آبادانی و توسعه بلندمدت ایران؛ یعنی عبور از نگاه کوتاه‌مدت و محدود به مکان خاص؛ یعنی اندیشیدن به آینده‌ای که هنوز نیامده و تبدیل دستاوردهای مقطعی و فردی به نهادها و سازوکارهای جمعی که اثراتشان پایدار بماند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.