نتانیاهو در واشینگتن و رقابت دو بحران برای جلب توجه آمریکا
سفر در سایه تردید
واشینگتن در روزی که بنیامین نتانیاهو برای هشتمین بار در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ پا به این شهر گذاشت، حالوهوایی متفاوت داشت؛ نه از آن استقبالهای پرزرقوبرق گذشته خبری بود و نه از نمایش اتحاد آهنین میان دو رهبر. این بار، نخستوزیر اسرائیل در سکوت وارد شد؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محسن شریفخدائی - تحلیلگر روابط بینالملل
واشینگتن در روزی که بنیامین نتانیاهو برای هشتمین بار در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ پا به این شهر گذاشت، حالوهوایی متفاوت داشت؛ نه از آن استقبالهای پرزرقوبرق گذشته خبری بود و نه از نمایش اتحاد آهنین میان دو رهبر. این بار، نخستوزیر اسرائیل در سکوت وارد شد؛ از درِ جانبی کاخ سفید، بیحضور خبرنگاران، بیهیچ لبخند رسمی. گویی خودِ صحنه میخواست نشان دهد که رابطه دو طرف وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن تردید، خستگی و فشارهای سیاسی بیش از هر چیز دیگری سایه انداختهاند. نتانیاهو این بار با هدفی روشن به واشینگتن آمده بود: ارائه اطلاعات تازه درباره فعالیتهای هستهای ایران و ترغیب ترامپ به همراهی در مرحلهای تازه از فشار یا حتی اقدام نظامی. او میخواست نشان دهد ایران در مسیر خطرناکتری قرار گرفته و باید با شدت بیشتری مهار شود. اما واکنش ترامپ، برخلاف انتظار نتانیاهو، تا حدی محتاطانه بود. او در سخنانی که رسانهها بازتاب دادند، گفت: «لازم نیست بیبی این را به من بگوید... هرگونه تحرک ایران در این حوزه تحت نظارت کامل ماست». این جمله که بهوضوح حامل فاصلهگذاری بود، نشان میداد ترامپ نهتنها از طولانیشدن جنگ ناراضی است، بلکه تمایلی ندارد اسرائیل او را به سمت درگیری تازهای سوق دهد. با این حال، در میان همه اختلافها، یک نقطه اشتراک همچنان پابرجاست: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای. این تنها موضوعی بود که دو طرف، با وجود شکاف، بر سر آن همنظر بودند. اما همین اشتراک نیز نتوانست شکافهای دیگر میان دو طرف را پنهان کند. در همین روز، کنگره آمریکا بسته تازهای از تحریمها علیه ایران و روسیه تصویب کرد؛ اقدامی که همزمانیاش با سفر نتانیاهو معنای سیاسی ویژهای داشت. این تحریمها چند پیام روشن داشت: نشاندادن استقلال عمل کنگره از کاخ سفید، فشار بر ایران در میانه نقض آتشبس و ارسال علامتی به اسرائیل که حمایت واشینگتن همچنان برقرار است، اما دیگر بیقید و شرط نیست. کنگره میخواست نشان دهد سیاست آمریکا در قبال ایران و روسیه صرفا تابع کاخ سفید نیست و شبکه همکاری مشترک تهران-مسکو باید تحت فشار قرار گیرد. شاید مهمترین همزمانی سیاسی این روزها، برگزاری مراسم یادبود لیندسی گراهام بود؛ سناتوری که سالها از سرسختترین مخالفان ایران و روسیه در واشینگتن بهشمار میرفت و نقشی تعیینکننده در شکلدهی سیاست خارجی آمریکا در قبال تهران و مسکو داشت. این مراسم که در فضای سنگین و پرمعنایی برگزار شد، درست در روزهایی بود که نتانیاهو و ولودیمیر زلنسکی هر دو در واشینگتن حضور داشتند؛ حضوری که به این یادبود رنگی نمادین میداد و آن را به صحنهای از تقاطع دو بحران بزرگ زمانه تبدیل میکرد: جنگ ایران و جنگ اوکراین. در سخنانی که ترامپ در این مراسم ایراد کرد، بار دیگر بر ضرورت «ایستادگی در برابر ایران و روسیه» تأکید شد؛ نکتهای که هم میراث سیاسی گراهام را بازتاب میداد و هم نشان میداد فشار بر محور تهران-مسکو همچنان یکی از ستونهای اصلی سیاست واشینگتن است، حتی در شرایطی که کاخ سفید در برابر اسرائیل و اوکراین محتاطانهتر عمل میکند. اما حضور همزمان نتانیاهو و زلنسکی در واشینگتن، تصویری پیچیده از اولویتهای آمریکا ارائه داد. زلنسکی برای حفظ حمایت آمریکا در جنگ اوکراین آمده بود، در حالی که نتانیاهو برای جلوگیری از کاهش حمایت آمریکا در جنگ ایران تلاش میکرد. این همزمانی، رقابتی پنهان میان دوطرف ایجاد کرده بود: هر دو میخواستند ثابت کنند جنگشان برای واشینگتن اهمیت حیاتی دارد، هرچند میدانستند ظرفیت سیاسی و نظامی آمریکا محدود است و واشینگتن نمیتواند بیوقفه و همزمان در دو جبهه جنگ بزرگ سرمایهگذاری کند. در این میان، ترامپ تلاش میکرد میان دو بحران تعادل برقرار کند؛ از یک سو نمیخواست حمایت از اوکراین را بهطور کامل کاهش دهد و از سوی دیگر نمیخواست درگیری با ایران به جنگی بیپایان تبدیل شود. حضور همزمان نتانیاهو و زلنسکی در واشینگتن، تصویری از رقابت دو بحران برای جلب توجه و حمایت آمریکا بود؛ رقابتی که نشان میدهد سیاست خارجی واشینگتن در سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری تحت فشار است. سفر نتانیاهو به واشینگتن، برخلاف گذشته، نه صرفا نمایش اتحاد، بلکه تا حدی شکاف بود؛ شکافی میان وعدههای اسرائیل و واقعیتهای جنگ، میان نیاز نتانیاهو به حمایت و خستگی ترامپ از درگیری درازمدت، میان فشارهای داخلی آمریکا و انتظارات متحدانش. در این میان، تنها نقطه اشتراک واقعی آن دو، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود؛ هدفی که همچنان سیاست مشترک واشینگتن و تلآویو را شکل میدهد. درعینحال، همزمانی سفر نتانیاهو و زلنسکی نشان داد جهان وارد مرحلهای شده که در آن، کشورها برای جلب توجه آمریکا با یکدیگر رقابت میکنند؛ و واشینگتن، بیش از هر زمان دیگر، با دشواری میتواند میان دو بحران بزرگ جهانی تصمیم بگیرد که کدام را در اولویت قرار دهد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.