وقتی اسطوره باید برود تا محبوب بماند
پایان تاج و تخت؟
در فوتبال همیشه اینطور نیست که اسطورهها با گل و جام در یادها بمانند؛ گاهی نحوه خداحافظی است که سرنوشت میراث آنها را تعیین میکند. کریستیانو رونالدو، مردی که دو دهه نماد جاهطلبی، رکوردشکنی و تسلیمناپذیری بود، حالا در آستانه ۴۱سالگی در نقطهای ایستاده که حتی رسانههای کشورش نیز از ادامه حضور او ابراز نگرانی میکنند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی- خبرنگار ورزشی «شرق»: در فوتبال همیشه اینطور نیست که اسطورهها با گل و جام در یادها بمانند؛ گاهی نحوه خداحافظی است که سرنوشت میراث آنها را تعیین میکند. کریستیانو رونالدو، مردی که دو دهه نماد جاهطلبی، رکوردشکنی و تسلیمناپذیری بود، حالا در آستانه ۴۱سالگی در نقطهای ایستاده که حتی رسانههای کشورش نیز از ادامه حضور او ابراز نگرانی میکنند. تساوی ناامیدکننده پرتغال مقابل کنگو در نخستین دیدار جام جهانی ۲۰۲۶، موج تازهای از انتقادها را علیه کاپیتان افسانهای این تیم به راه انداخته است. نشریه «آبولا» در یادداشتی تند و کمسابقه نوشت رونالدو باید از تیم ملی خداحافظی کند تا همچنان محبوب باقی بماند. در روزهایی که لیونل مسی با هتتریک برای آرژانتین میدرخشد، کیلیان امباپه فرانسه را به پیروزی میرساند و هری کین همچنان مهره تعیینکننده انگلیس است، فشار روی شماره هفت پرتغال به بالاترین حد خود رسیده است. در این گزارش تفاوت رویکردها در قبال مسی و رونالدو را مورد بررسی قرار میدهیم؛ دو بازیکنی که یکی موجب اتحاد است و دیگری موجب اختلاف.
برای اینکه محبوب بمانی، وقت رفتن رسیده
پس از تساوی یک بر یک پرتغال برابر کنگو، رسانههای پرتغالی تقریبا یکصدا به انتقاد از نمایش تیم روبرتو مارتینز پرداختند. اما تندترین واکنش متعلق به «آبولا» بود؛ رسانهای که معتقد است ادامه حضور رونالدو در تیم ملی نهتنها به سود پرتغال نیست، بلکه ممکن است به وجهه تاریخی او نیز آسیب بزند. رونالدو مقابل کنگو تقریبا از جریان بازی خارج بود. او سه بار برای گلزنی تلاش کرد، اما حتی یک شوت در چارچوب نداشت و در بخش زیادی از مسابقه به یک تماشاگر درون زمین تبدیل شده بود. نویسنده پرتغالی اما سعی میکند در کنار انتقاد تندوتیزی که مطرح کرده، احترام ویژهای برای کریس قائل باشد و یکی از زیباترین متناقضنماهای ادبیات را به قلم تحریر درآورده باشد. «نونو سارایوا» مینویسد: «کل کشور به او بسیار مدیون است. دقیقا به همین دلیل، تماشای پایان یک دوران دردناک است. کریستیانو در ۴۱سالگی دیگر آن بازیکنی نیست که در ۳۱سالگی بود و نمیتواند هم باشد. زمان، این رقیب شکستناپذیر، روی همه ما تأثیر میگذارد و روی ورزشکاران حرفهای، فارغ از میزان بزرگیشان، حتی بیشتر اثر میگذارد. چیزی که برای دو دهه بدیهی بود، یعنی جایگاه او به عنوان مرجع اصلی تیم ملی، دیگر اینطور نیست». منتقدان میگویند پرتغال با وجود ستارگانی مانند برونو فرناندز، برناردو سیلوا، ویتینیا و ژائو نوس، همچنان بهشکلی بازی میکند که گویی همه چیز باید به رونالدو ختم شود. همین وابستگی، سرعت و پویایی تیم را گرفته است. در واقع پرسش اصلی دیگر این نیست که رونالدو چه افتخاراتی به دست آورده؛ پرسش این است که آیا او هنوز میتواند در بالاترین سطح تفاوت ایجاد کند؟ یادداشت سارایوا به شکلی قاطع به پایان میرسد و بدون شک از آنچه کریستیانو برای پرتغال بوده قدردانی میکند، اما متقاعد شده است که زمان ورقزدن این صفحه فرا رسیده است: «من یک درخواست صادقانه دارم. کریستیانو رونالدو دیگر چیزی برای اثباتکردن ندارد؛ نه به مردم پرتغال، نه به فوتبال و نه به خودش. جایگاه تاریخی او برای همیشه تضمین شده است. زمان آن فرا رسیده است که با همان عظمتی که وارد شد، خداحافظی کند. به خاطر احترام به خودش، به همتیمیهایش، به تیم ملی، به باشگاهی که او را پرورش داد یعنی اسپورتینگ کلاب بزرگ پرتغال، برای الگوشدن برای هزاران کودکی که اولین قدمهای خود را در فوتبال برمیدارند و مانند این مرد پابهسنگذاشته او را میپرستند و به خاطر احترام به میلیونها پرتغالی که با تحسین او بزرگ شدند». اوج قلم و نقد نونو سارایوا در پایان این یادداشت است که چنین نوشته: «اسطورهها با بازنشستگی، اسطورهبودن را از دست نمیدهند، بلکه برعکس، اغلب زمانی بزرگتر میشوند که بدانند چگونه زمان مناسب را برای خداحافظی انتخاب کنند».
زیر سایه مسی، امباپه و هری کین
زمانبندی این انتقادها برای رونالدو بدتر از این نمیتوانست باشد. فقط یک روز پیش از بازی پرتغال، لیونل مسی با هتتریک برابر الجزایر بار دیگر نشان داد در ۳۹سالگی همچنان قادر است نتیجه مسابقه را بهتنهایی تغییر دهد. کیلیان امباپه نیز در پیروزی فرانسه مقابل سنگال نقش اول میدان بود و هری کین همچنان موتور هجومی انگلیس به شمار میرود. مقایسهها اجتنابناپذیر است. رونالدو به جام جهانی آمده بود تا نخستین بازیکن تاریخ شود که در شش دوره جام جهانی گلزنی میکند. اما شروع او نهتنها رؤیایی نبود، بلکه منتقدان را به این نتیجه رساند که او دیگر قادر نیست مانند گذشته بار هجومی تیم را به دوش بکشد. آمار فصل جاری نیز تصویری متفاوت از دو رقیب تاریخی فوتبال جهان ارائه میدهد. مسی در مجموع رقابتهای باشگاهی و ملی فصل ۲۶-۲۰۲۵ بیش از ۴۰ گل و نزدیک به ۲۰ پاس گل ثبت کرده و همچنان مهره تعیینکننده تیمهایش بوده است. رونالدو نیز از نظر آماری فصل قابل قبولی را پشت سر گذاشته و در مجموع بازیهای باشگاهی و ملی از مرز ۳۰ گل عبور کرده، اما بخش قابل توجهی از این گلها در مسابقاتی با سطح رقابتی پایینتر به دست آمده و در تورنمنتهای بزرگ، تأثیرگذاری او بهشدت کاهش یافته است. فوتبال امروز، بیش از هر زمان دیگری، به تحرک، پرس و جابهجایی نیاز دارد؛ مؤلفههایی که گذر زمان به طور طبیعی از رونالدو گرفته است.
تفاوت مسی و رونالدو در تیمهای ملی
یکی از مهمترین تفاوتهای مسی و رونالدو در سالهای پایانی فوتبالشان به فضای رختکن برمیگردد. در تیم ملی آرژانتین، نوعی اتحاد کمنظیر پیرامون مسی شکل گرفته است. بازیکنان آرژانتین نه از روی اجبار، بلکه با اعتقاد کامل برای ستارهشان بازی میکنند. هر حرکت مسی با حمایت همتیمیها همراه است و او در زمین احساس تنهایی نمیکند. بازیکنان آرژانتین بهخوبی میدانند حضور مسی میتواند در هر لحظه سرنوشت بازی را تغییر دهد. اما در پرتغال، تصویر کاملا متفاوت است. در دیدار برابر کنگو بارها دیده شد بازیکنان پرتغال تصمیمهای متفاوتی نسبت به گذشته میگیرند. حتی در یکی از صحنههای حساس، برونو فرناندز در موقعیت مناسبی قرار داشت، اما رونالدو مسیر توپ را اشغال کرد و فرصت از بین رفت. همین صحنه به یکی از بحثبرانگیزترین لحظات بازی تبدیل شد و تیری آنری نیز از آن انتقاد کرد. در شبکههای اجتماعی نیز بسیاری از هواداران پرتغال معتقدند تیم ملی این کشور هنوز نمیداند چگونه باید میان احترام به اسطورهاش و نیازهای تاکتیکی فوتبال مدرن تعادل ایجاد کند.
برونو و رونالدو؛ اختلافی که از منچستریونایتد به تیم ملی رسید
رابطه رونالدو و برونو فرناندز هرگز مانند رابطه مسی با ستارههای آرژانتین گرم و صمیمی نبوده است. از زمان بازگشت رونالدو به منچستریونایتد و سپس مصاحبه جنجالی او علیه باشگاه انگلیسی، شایعات زیادی درباره سردی رابطه او با برونو مطرح شد. تصاویر مربوط به اردوی پرتغال پیش از جام جهانی ۲۰۲۲ نیز این بحثها را تشدید کرد. هرچند دو طرف همواره تلاش کردهاند اختلافها را علنی نکنند، اما در زمین مسابقه گاهی نشانههایی از این فاصله دیده میشود. در بازی مقابل کنگو نیز برخی کارشناسان معتقد بودند برونو در چند صحنه ترجیح داد تصمیمهای متفاوتی بگیرد و همین مسئله دوباره بحث رابطه این دو را به صدر اخبار آورد. حتی خواهر رونالدو نیز با حمایت از انتقادهای مطرحشده علیه برونو، به گمانهزنیها درباره تنشهای درون تیم دامن زد. در موقعیتهای دیگر نیز به شکل واضحی اولویت بازیکنان پرتغال برای گلزنی، کریس نیست. تیری آنری، اسطوره فوتبال فرانسه و کارشناس ثابت برنامه و شبکه اسکای میگوید حضور رونالدو در ترکیب ثابت پرتغال باعث شده این تیم فرصت گلزنی برای سایر بازیکنان را از دست بدهد و کریس باید متوجه باشد قرار است تیم به گلزنی برسد، نهفقط او. آنری میگوید در دیدار بعدی کریس میخواهد برای اثبات تواناییهای خود مقابل ازبکستان گلزنی کند و این چرخه اشتباه باز هم ادامه خواهد داشت.
پایان یک افسانه یا آخرین شورش؟
شاید هنوز برای صدور حکم نهایی زود باشد. پرتغال همچنان فرصت جبران دارد و رونالدو بارها در طول دوران حرفهای خود ثابت کرده میتواند از دل بحرانها بازگردد. اما این بار موضوع فقط یک مسابقه یا یک گل نیست؛ بحث بر سر میراث یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال است. کریس به شکل اشتباهی میخواهد خودش را در 41سالگی اثبات کند اما تاریخ میگوید او از بزرگترین بازیکنان دنیا و تاریخ است و نیازی به اثبات در این سن نیست. «آبولا» معتقد است بهترین زمان برای خداحافظی اسطورهها، زمانی است که مردم هنوز با تحسین به آنها نگاه میکنند، نه وقتی که هر مسابقه به محاکمهای برای گذشته پرافتخارشان تبدیل شود. کریستیانو رونالدو هنوز برای میلیونها نفر یک قهرمان است، اما شاید بزرگترین پیروزی او دیگر شکستن رکوردها نباشد. شاید شجاعانهترین تصمیم، پذیرفتن این حقیقت باشد که حتی اسطورهها نیز روزی باید صحنه را ترک کنند تا جاودانه بمانند.