دیوار دفاعی مغلطهها
سپر معیشت؛ وقتی از «نان» برای پوشاندن «حق» استفاده میشود
احتمالا برای بسیاری از شما پیش آمده که بخواهید موضعی بگیرید یا درباره موضوعی حساس سخن بگویید، اما ناگهان با موجی از نقدها روبهرو شوید که به جای نقد مستقیم حرف شما، مسیر بحث را تغییر میدهند. مثلا وقتی از ضرورت نقد فیلترینگ، نقد انحلال یک نهاد یا توقیف یک رسانه صحبت میکنید، ناگهان خود را در جایگاه متهم میبینید؛ متهم به بیتوجهی به معیشت مردم!
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حسین نورانینژاد: احتمالا برای بسیاری از شما پیش آمده که بخواهید موضعی بگیرید یا درباره موضوعی حساس سخن بگویید، اما ناگهان با موجی از نقدها روبهرو شوید که به جای نقد مستقیم حرف شما، مسیر بحث را تغییر میدهند. مثلا وقتی از ضرورت نقد فیلترینگ، نقد انحلال یک نهاد یا توقیف یک رسانه صحبت میکنید، ناگهان خود را در جایگاه متهم میبینید؛ متهم به بیتوجهی به معیشت مردم!
در فضای سیاسی محافظهکاران، مسئله اقتصادی و معیشتی که بدون شک اصلیترین دغدغه جامعه است، به یک «سپر دفاعی» تبدیل شده است. عدهای از آنجا که نمیخواهند یا نمیتوانند با دلایل واقعی خود از یک سیاست خاص دفاع کنند، به مسئله معیشت پناه میبرند. این رفتار، فراتر از یک خطای ساده، یک «تاکتیک عقبنشینی» است که با چندین مغالطه پیچیده اجرا میشود.
اولین و رایجترین این ابزارها، «توسل به اهمیت نسبی» یا «چه چیزی مهمتره؟» (Relative Privation) است. در این حالت، فرد با ایجاد یک سلسلهمراتب مصنوعی، سعی میکند اولویت مورد نظر خود را تحمیل کند. او میگوید: «چرا به موضوع «الف» میپردازید، درحالیکه موضوع مهمتر «ب» وجود دارد؟». اما حقیقت این است که اهمیت بیشتر یک موضوع، هرگز به معنای بیاهمیتبودن موضوع دیگر نیست. پرداختن به عدالت یا یک تضییع حق، مانع پرداختن به معیشت نمیشود، بلکه میتواند زیربنای ثبات معیشت نیز باشد.
در لایه دوم، با مغالطه «تغییر جهت» یا همان «شاهماهی قرمز» یا «فرار به جلو» (Red Herring) روبهرو هستیم. در اینجا، فرد برای منحرفکردن توجه از بحث اصلی (که در آن موضع ضعیفی دارد)، موضوعی جدید و پرجنبوجوش را وسط میکشد تا طرف مقابل را «پی نخود سیاه» بفرستد.
اما خطرناکترین این ابزارها، ایجاد «دیکتومی کاذب» یا همان دوراهی دروغین است. در این حالت، فرد با نوعی «قیاس معالفارق»، جهان را به دو قطب متضاد کاذب تقسیم میکند: «یا باید به فکر معیشت باشید یا به فکر آزادی رسانه و حقوق شهروندی». او طوری رفتار میکند که گویی ظرفیت ذهنی یا توان مدیریتی جامعه محدود به یک انتخاب است و ما مجبوریم بین «نان» و «حق» یکی را انتخاب کنیم. این در حالی است که تجربه تاریخی نشان داده است، کسانی که بر تضییع حقوق حساس هستند، در واقع همانهایی هستند که بیشترین حساسیت را نیز نسبت به حفظ کرامت و معیشت مردم دارند و کسانی که پشت معیشت سنگر میگیرند، هرگز در یک شرایط دیگر، حاضر به پیگیری حق بر معیشت و اشتغال و دیگر حقوق اقتصادی اجتماعی شهروندان هم نیستند.
در نهایت، این رفتار با ترفند «واتابوتیسم» (Whataboutism) تکمیل میشود؛ یعنی با پرسیدن «اما درباره فلان موضوع چه؟»، مسئولیت پاسخگویی به نقد اصلی را از دوش خود برداشته و آن را بر گردن منتقد میاندازد.
برای بازگرداندن بحث به مسیر اصلی، نباید در تله این دوراهیهای کاذب گرفتار شد. راهکار اول، استفاده از قدرت کلمه «و» به جای «یا» است. باید یادآوری کرد که «ما هم معتقدیم معیشت حیاتی است و اتفاقا فیلترینگ یا بیثباتی ناشی از محدودیت در رسانهها، خود مانعی جدی در مسیر توسعه و ثبات اقتصادی است». راهکار دوم نیز افشای ماهیت این بحث است؛ باید پرسید «اینکه موضوع دیگری مهمتر است، پاسخی به نقد من نیست. آیا شما با موضوع اصلی موافق هستید یا خیر؟».
در مجموع، نباید اجازه داد «معیشت» از یک مطالبه مشروع، به ابزاری برای مسخکردن حق تبدیل شود. اگر نگذاریم بحث از مسیر عدالت خارج شود، شاید روزی برسد که هم نان داشته باشیم و هم حق؛ اما اگر در دام این مغالطهها بیفتیم، با شکافی عمیق روبهرو خواهیم شد که نه نان را ترمیم میکند و نه حق را بازمیگرداند.