|

حسرت عبدالله موحد

قهرمانی که در اوج ایستاد، در سکوت کنار رفت و هرگز به نیمکت برنگشت

در حافظه تاریخی ورزش ایران، برخی نام‌ها فراتر از مدال‌ها و رکوردها قرار می‌گیرند؛ نام‌هایی که به نماد یک سبک، یک منش و حتی یک انتخاب بدل می‌شوند. عبدالله موحد از همین جنس است؛ قهرمانی که در دهه‌ای طلایی برای کشتی ایران، با ترکیبی از نبوغ فنی، هوش تاکتیکی و تسلط روانی بر حریفان، به یکی از باثبات‌ترین و موفق‌ترین کشتی‌گیران جهان تبدیل شد.

حسرت عبدالله موحد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سپهر  خرمی:  در حافظه تاریخی ورزش ایران، برخی نام‌ها فراتر از مدال‌ها و رکوردها قرار می‌گیرند؛ نام‌هایی که به نماد یک سبک، یک منش و حتی یک انتخاب بدل می‌شوند. عبدالله موحد از همین جنس است؛ قهرمانی که در دهه‌ای طلایی برای کشتی ایران، با ترکیبی از نبوغ فنی، هوش تاکتیکی و تسلط روانی بر حریفان، به یکی از باثبات‌ترین و موفق‌ترین کشتی‌گیران جهان تبدیل شد. اما آنچه روایت زندگی او را متمایز می‌کند، صرفا مدال‌های جهانی و طلای المپیک نیست، بلکه تصمیماتی است که مسیرش را از بسیاری از هم‌نسل‌هایش جدا کرد. موحد در اوج خداحافظی کرد، از فضای رسمی ورزش ایران فاصله گرفت و هیچ‌گاه به مربیگری در داخل کشور بازنگشت؛ تصمیمی که هنوز هم محل بحث است. حتی حاشیه‌هایی چون ماجرای ساده اما معنادار «کراوات‌زدن» و کنارگذاشته‌شدن از قاب تلویزیون، نشان می‌دهد زندگی او فقط در تشک کشتی تعریف نمی‌شود، بلکه در تقاطع ورزش، فرهنگ و سیاست نیز معنا پیدا می‌کند. این گزارش، روایتی است از زندگی، افتخارات و انتخاب‌های مردی که می‌توانست سال‌ها بعد از دوران قهرمانی هم اثرگذار باشد، اما راه دیگری را برگزید.

از بابلسر تا قهرمانی جهان

عبدالله موحد در سال ۱۳۱۸ در بابلسر متولد شد؛ شهری که در میانه قرن گذشته، یکی از کانون‌های مهم کشتی در شمال ایران به شمار می‌رفت. او از همان نوجوانی وارد فضای کشتی شد و خیلی زود تفاوتش با دیگران آشکار شد. موحد صرفا یک کشتی‌گیر قدرتمند نبود؛ او «کشتی را می‌فهمید». در دورانی که بسیاری از کشتی‌گیران بر نیروی بدنی تکیه داشتند، موحد با تحلیل حرکات حریف، پیش‌بینی موقعیت‌ها و انتخاب زمان مناسب برای اجرای فن، سبک متفاوتی ارائه داد. همین ویژگی باعث شد مسیر پیشرفت او شتاب بگیرد و خیلی زود به تیم ملی راه پیدا کند. ورود او به رقابت‌های جهانی، آغاز دوره‌ای بود که در آن کشتی ایران به یکی از قدرت‌های بلامنازع دنیا تبدیل شد. موحد در این میان، نه‌فقط یک قهرمان، بلکه یکی از ستون‌های اصلی این موفقیت بود؛ کشتی‌گیری که حضورش روی تشک، به‌تنهایی معادلات مسابقه را تغییر می‌داد.

آغاز طلاهای بی‌وقفه

کارنامه ورزشی موحد، از نظر ثبات و کیفیت، کم‌نظیر است. او در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰، عملا بر وزن ۷۰ کیلوگرم جهان سلطه داشت و بارها روی سکوی نخست ایستاد. نقطه اوج این درخشش، مدال طلای المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی بود؛ جایی که با اقتدار کامل، عنوان قهرمانی را به دست آورد و نامش را در تاریخ ثبت کرد. موحد در مسابقات جهانی نیز بارها به مدال طلا رسید و به یکی از پرافتخارترین کشتی‌گیران تاریخ ایران تبدیل شد. اما آنچه او را متمایز می‌کرد، فقط تعداد مدال‌ها نبود، بلکه نحوه پیروزی‌هایش بود. بسیاری از رقبا، پیش از شروع مسابقه، از نظر ذهنی مقابل او شکست خورده بودند. کارشناسان کشتی، بارها به «هوش مبارزه» موحد اشاره کرده‌اند؛ ویژگی‌ای که به او اجازه می‌داد جریان مسابقه را کنترل کند. او کمتر وارد درگیری‌های پرریسک می‌شد و با دقت، حریف را به نقطه ضعفش می‌کشاند.

ممنوع‌الخروجی پیش از انقلاب

بعد از پنج سال باشکوه و کسب پیاپی مدال‌های طلا، موحد به یکباره تبدیل به مهره سوخته ورزش پیش از انقلاب شد. یکی از مسائل عجیب زندگی عبدالله موحد، ماجرای «ممنوع‌الخروج‌شدن» او بعد از المپیک ۱۹۷۲ مونیخ است. مرحوم موحد در سال ۱۳۹۰ و در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی از ناملایمتی‌ها نسبت به خودش گفت که به دلیل آسیب‌دیدگی دست نتوانسته در المپیک ۷۲ مونیخ کشتی بگیرد اما برخی در ساواک گزارش نوشتند که او از قصد خودش را به مصدومیت زده تا برای ایران کشتی نگیرد. تلاش‌های موحد برای اثبات مصدومیتش برای مسئولان آن دوره نتیجه‌بخش نبود‌.

کراوات، تلویزیون و فاصله با ساختار رسمی

یکی از روایت‌های کمتر گفته‌شده درباره عبدالله موحد، ماجرایی است که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما نشانه‌ای از شکاف میان او و فضای رسمی ورزش و رسانه در ایران بود. بر اساس آنچه مرحوم موحد در گفت‌وگویی فاش کرد، در مقطعی پس از انقلاب، او برای حضور در یک برنامه تلویزیونی در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران دعوت شد، اما به‌ دلیل زدن کراوات، اجازه حضور مقابل دوربین به او داده نشد. این اتفاق صرفا یک حاشیه شخصی نبود، بلکه بازتابی از تغییرات فرهنگی و محدودیت‌هایی بود که بسیاری از چهره‌های ورزشی با آن مواجه شدند. برای موحد که سال‌ها در فضای بین‌المللی حضور داشت و با استانداردهای متفاوتی خو گرفته بود، چنین محدودیت‌هایی قابل پذیرش نبود. همین نوع تجربه‌ها، به‌تدریج فاصله او را با ساختار رسمی ورزش در ایران بیشتر کرد. او ترجیح داد وارد فضایی نشود که در آن مسائل غیرورزشی می‌تواند بر جایگاه و فعالیت حرفه‌ای‌اش تأثیر بگذارد.

انتخابی میان ماندن و رفتن

پرسش مهمی که همواره درباره عبدالله موحد مطرح بوده، این است: چرا او هرگز به مربیگری در ایران روی نیاورد؟ پاسخ به این سؤال را باید در ترکیبی از عوامل شخصی، حرفه‌ای و ساختاری جست‌وجو کرد. او همیشه از تمایلش به مربیگری در ایران سخن گفته بود اما از اینکه چنین فرصتی به اسطوره ایران و جهان داده نشد، دلگیر بود. موحد که بعد از پایان دوران قهرمانی برای ادامه تحصیل به کشور آمریکا مهاجرت کرد، با وجود اینکه زندگی قابل قبولی را در ینگه دنیا پشت سر می‌گذاشت، در دلش ماند که برای یکبار هم که شده در کشور خودش مربیگری کند اما نه پیشنهادی رسید و نه درخواستی ثبت شد. تجربه، دانش و علاقه‌ای که در دل عبدالله موحد باقی ماند می‌تواند برگ تلخی از تاریخ ورزش ایران باشد که جامعه نخبه‌کشی را معنا می‌کند. با وجود اینکه عبدالله موحد چندین بار از علاقه فدراسیون کشتی آمریکا برای مربیگری او در این کشور پرده برداشته بود اما اسطوره کشتی ایران نمی‌خواست کشتی‌گیران خارجی را طوری آموزش دهد که یک ایرانی را به زمین بزنند. این همان نقل قول معروفی است که میهن‌پرستی موحد را اثبات می‌کند؛ میهن‌پرستی که مدال‌هایش را برای ایران به ارمغان آورد اما تجربیات پسا ورزش حرفه‌ای را نه.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.