|

سلامت در نزاع

این روزها، در بحبوحه جنگی که گاه فروکش می‌کند و گاه دوباره شعله می‌گیرد، اخباری نیز از اختلافات گاه تند و گاه ملایم میان گروه‌های مختلف جامعه پزشکی به گوش می‌رسد؛ نزاعی فرساینده و بی‌سرانجام که بیش از هر چیز، از بحران‌های عمیق نظام سلامت کشور حکایت دارد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

این روزها، در بحبوحه جنگی که گاه فروکش می‌کند و گاه دوباره شعله می‌گیرد، اخباری نیز از اختلافات گاه تند و گاه ملایم میان گروه‌های مختلف جامعه پزشکی به گوش می‌رسد؛ نزاعی فرساینده و بی‌سرانجام که بیش از هر چیز، از بحران‌های عمیق نظام سلامت کشور حکایت دارد.

پرسش اینجاست که چرا پزشکان و همکاران غیرپزشک آنان که باید همچون اعضای یک تیم برای تأمین سلامت مردم در کنار یکدیگر باشند، تا این اندازه درگیر منازعه‌اند؟ جنگ‌های نظامی، هرچند بارها از سر گرفته شوند، سرانجام روزی به صلحی پایدار ختم می‌شوند؛ اما چرا این اختلافات در نظام سلامت پایانی ندارد؟ واقعیت آن است که هیچ‌یک از اجزای نظام سلامت بدون دیگری معنایی ندارد. دندان‌پزشک به بهداشتکار دهان و دندان نیازمند است و بهداشتکار نیز بدون دندان‌پزشک نمی‌تواند نقش کامل خود را ایفا کند. ماما و متخصص زنان، فیزیوتراپیست و متخصص طب فیزیکی، پزشک عمومی و متخصص، پرستار و پزشک، همه لازم و ملزوم یکدیگرند. همان‌گونه که دو دست فقط در کنار هم قادر به انجام کارند، اجزای نظام سلامت نیز فقط در همکاری با یکدیگر می‌توانند کارآمد باشند. هنگامی که در برخی بیماری‌های مغز، یک دست از بدن بیگانه می‌شود، نه آن دست کارآمد است و نه بدن از آن سودی می‌برد. با این حال، در بسیاری از این مناقشات، هر گروه فقط از زاویه دید خود به مسئله می‌نگرد و کمتر می‌تواند جایگاه و دغدغه طرف مقابل را درک کند. این ناتوانی بیش از آنکه ناشی از ضعف اخلاقی افراد باشد، نوعی نقص در ادراک جمعی است که ریشه‌های آن را باید در ساختارها و نظام تصمیم‌گیری جست‌وجو کرد.

واقعیت تلخ آن است که گروه‌های مختلف نظام سلامت و شاید بسیاری از اقشار جامعه، خود را جزئی از یک کل منسجم نمی‌دانند. از یک سو، سخن از دولتی‌بودن نظام سلامت به میان می‌آید و از سوی دیگر، ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشور چنان بر رقابت و تأمین منافع فردی استوار شده‌اند که اعتماد به نظام‌های حمایتی و سیاست‌گذاری عمومی به‌شدت آسیب دیده است. در چنین فضایی، طبیعی است که هر گروه بیش از هر چیز به حفظ منافع خود بیندیشد. بسیاری از رشته‌های غیرپزشکی، راه‌حل مشکلات خود را در دستیابی به بخشی از اختیارات پزشکان می‌بینند و گمان می‌کنند ریشه نابرابری‌ها در همین تفاوت اختیارات است. در مقابل، بسیاری از پزشکان نگران‌اند که کم‌رنگ‌شدن مرزهای حرفه‌ای، به تضعیف مسئولیت‌پذیری، پاسخ‌گویی و جایگاه علمی پزشکی بینجامد. انجمن‌های علمی و جامعه پزشکی نیز از شکسته‌شدن مرزهایی که با آموزش طولانی، سوگند پزشکی و مسئولیت قانونی تعریف شده است، احساس نگرانی می‌کنند.

اما در این میان، از یک سو‌ گروه‌های غیرپزشک کمتر به این نگرانی‌ها توجه نشان می‌دهند و از سوی دیگر، انجمن‌های پزشکی نیز کمتر برای ارتقای منزلت، حقوق و شرایط حرفه‌ای همکاران غیرپزشک خود تلاش می‌کنند.

 هر دو گروه فراموش کرده‌اند که قربانی یک ساختار مشترک‌اند؛ ساختاری که آنان را از مهم‌ترین سرمایه صنفی‌شان، یعنی کار تیمی، رشد علمی و به‌روزماندن، دور کرده و به منازعاتی فرساینده کشانده است. گسترش رشته‌های مختلف به صورت طولی و ایجاد هم‌پوشانی‌های مستمر، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه خود به تعارض‌های بیشتر دامن می‌زند. راه درست، تعمیق دانش و مهارت هر حرفه در جایگاه واقعی خود و انتقال اختلاف‌ها از دادگاه‌ها و آیین‌نامه‌ها به میزهای گفت‌وگوی علمی است.

نظام سلامت زمانی شکوفا می‌شود که بر پایه‌ای استوار از پرستاری، خدمات توان‌بخشی، بهداشت، فناوری‌های سلامت و سایر حرفه‌های غیرپزشکی بنا شود. در همه جای دنیا، پزشک تنه درخت نظام سلامت است، اما این درخت بدون شاخ و برگ گسترده و نیرومند همکاران غیرپزشک، نه بارور می‌شود و نه سایه‌ای می‌گستراند. این شاخه‌ها زمانی ثمربخش خواهند بود که در جایگاه تخصصی خود رشد کنند، نه آنکه تحت تأثیر سلایق مقطعی، پیوسته تغییر شکل دهند. حل این مسئله از عهده گروه‌هایی که سال‌ها درگیر دفاع از منافع صنفی خود بوده‌اند به‌تنهایی برنمی‌آید. ایجاد زیرساخت‌های مدرن نظام سلامت، بازسازی اعتماد میان حرفه‌های مختلف و نهادینه‌کردن همکاری بین‌رشته‌ای، وظیفه‌ای حاکمیتی است. فقط دولت می‌تواند با سیاست‌گذاری عادلانه، زمینه شکل‌گیری اعتماد و کار تیمی پایدار را فراهم کند. نباید تردید داشت پناه‌بردن دائمی به آیین‌نامه‌ها، تبصره‌ها، شکایت‌های حقوقی و دادگاه‌ها برای حل مسائلی که ماهیتی علمی و حرفه‌ای دارند، نوعی نقض غرض است. اختلافات نظام سلامت فارغ از آنکه کدام گروه خود را محق‌تر بداند، باید پیش از هرجا در پنل‌های علمی، کنگره‌های تخصصی و کمیسیون‌های کارشناسی وزارت بهداشت به بحث گذاشته شوند. دانش و نه دادگاه، باید داور نهایی اختلافات نظام سلامت باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.