ما یک ملتیم!
1- هیچ جنگی برنده ندارد. البته هر طرفی میتواند خود را برنده جلوه دهد اما از نگاه مردم عادی که هزینه جنگها را میپردازند و از نگاه کارشناسان مستقل، شروع این جنگ، بهغایت ابلهانه و سادهلوحانه بوده است و تداوم آن بیمعناست و بعید است دریچهای رو به سوی آزادی و رفاه و توسعه و صلح و ثبات جهانی بگشاید.
1- هیچ جنگی برنده ندارد. البته هر طرفی میتواند خود را برنده جلوه دهد اما از نگاه مردم عادی که هزینه جنگها را میپردازند و از نگاه کارشناسان مستقل، شروع این جنگ، بهغایت ابلهانه و سادهلوحانه بوده است و تداوم آن بیمعناست و بعید است دریچهای رو به سوی آزادی و رفاه و توسعه و صلح و ثبات جهانی بگشاید. از منظر نظامی آنچه تاکنون واقع شده، برخلاف تصور جنگافروزان و جنگطلبان، نه جنگی راحت و چندروزه، بلکه جنگی سخت و سنگین بوده که روندی فرسایشی یافته که با گرهخوردن با هدفگیری زنجیره تأمین و توزیع انرژی و مواد اولیه (نفت خام و میعانات گازی، گاز طبیعی، فراوردههای نفتی تصفیهشده، مواد معدنی، پتروشیمی و مواد اولیه صنعتی و...) که شاهرگ حیاتی منطقه و بسیاری از کشورهای پیشرفته در شرق و غرب جهان است، ابعاد فاجعهبار خود را بیشازپیش نشان میدهد و این البته جدا از آسیبهای انسانی است که با هیچ آسیب دیگری قابل قیاس نیست، که جان هر انسانی، ارجمندتر از هر چیز دیگری است.
2- بعد دیگر ماجرا یقینا سودای کسانی است که این جنگ را مسیر دستیابی به قدرت تصور کرده و با بازخوانی و درک سادهلوحانه از انقلاب 57 و یکشبه و توطئه خارجی پنداشتن آن، در توهم مشابهسازی آناند. به باور این افراد با وقوع این جنگ و غلبه جنگافروزان خارجی، آنان به قدرت رسیده و حکومت را تصرف میکنند و به جامعه متأسفانه مستأصل و معترض به ناکارآمدیهای شدید اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، رؤیای آزادی و عدالت و پیشرفت و توسعه را میفروشند و آسیبهای فراوان و دهشتناک این جنگ را با ترسیم چنین مدینه فاضلهای توجیه و سفیدشویی میکنند و بهراحتی چشم بر جانهای عزیز مردم عادی و خشم و کینه و نفرت برآمده از آسیبهای واردشده به مکانهای فرهنگی و زیرساختهای اقتصادی و... میبندند. این در حالی است که تجارب تاریخی و مطالعات و پژوهشهای کارشناسی نشان داده است که گذر به توسعه و آزادی نه امری یکشبه و با جابهجایی قدرت آنهم از طریق جنگ با حمایت دولتهای خارجی، بلکه روندی زمان بر و با همسازشدن کلیت یک جامعه و بهویژه ائتلاف مسلط («در سایه خشونت» داگلاس نورث) و پذیرش تنوع و تکثر اجتماعی و در مسیری آشتیجویانه ممکن میشود. اینکه شعار رفع فساد و رانت و آزادی و گشودگی اقتصادی در فردای تغییر ساختار سیاسی موجود در پرتو یک جنگ ویرانگر و سرکوب داخلی را دهیم، جز تحمیق جامعه نیست.
3- اما همه ماجرا در طول حدود صد سال اخیر به نظر میرسد از آنجا آغاز شد که ایران به حاشیه رفت و سعی شد روایتهای تکبعدی و تکصدایی، حاکم بر جامعه و فرهنگ پیچیده این سرزمین شود و این پیچیدگی در قالب مدرنیزاسیون و نه مدرنیته سادهسازی و معنا شود. روایتهایی که بدون توجه و تأمل در تقلاهای بیشمار برای رسیدن به دموکراسی و رواداری، چهرههای گوناگون ناسیونالیسم، ظهور و سقوط رژیمهای استبدادی و افسونزدایی از ایدئولوژیها و درگیریهای مداوم با قدرتهای غربی و فرهنگ جهانی شده و... روایتی مطبوع و تکخطی از توسعه، «توسعهای آمرانه» ساخته و به مردم خسته و صدمهدیده از پس این فراز و فرود تاریخی فروخته شود. بهشتی که واقعیت آن دولتی همهکاره و غیرپاسخگو متکی به درآمدهای حاصله از نفت و گاز و منابع طبیعی و... است و ملتی برخوردار و ثروتمند اما نه خلاق و مبتکر و مولد و مالیاتدهندگانی مسئول و پرسشگر. شاید در همه یک قرن اخیر در بهترین حالت، «ایران، یک ابژه اتوپیایی خواستنی بود، مانند عجایب صنعتی مکانیکی که باید سر هم شود یا عمارتی که باید آراسته شود، و نه یک جامعه پیچیده، و اغلب نابسامان و محروم از آزادی بیان و...» (تاریخ ایران مدرن، عباس امانت).
اکنون اما این خطر بزرگ وجود دارد که در غیبت ایران بهعنوان کلیتی که متعلق به همه ایرانیان با هر فرهنگ و زبان و مذهب و مرام و قوم و قبیله است، جنگ 72 ملت و تضادها و خصومتهایی پا گیرد که بقا و دوام این ملک و ملت را در خود فرو ببرد، هم آنچنان که در طی قرن اخیر در تلاشیها و فروپاشیهای دولت-ملتها در این منطقه شاهد آن بودیم و خوشبختانه ایران عزیزمان از آن مصون و محفوظ مانده است «با تمثیلی محسوس ولی معیوب میتوان گفت در میان محلههایی که ناشیانه تقسیمبندی شدند و دیگر مسکن مطلوب ساکنانشان نبودند، ایران مثل یک عمارت قدیمی، استوار بر جای خود ایستاد» (همان).
اگر بخواهیم این سرزمین همچنان بماند و ماندگاری آن نه براساس سلطه و زور و قهر و ستیز با خود و جهان، بلکه رضایت و همکاری ملی و ارتباطات جهانی باشد، باید خواستار خاتمه هرچه سریعتر این جنگ و آغاز یک گفتوگوی ملی و تعامل جهانی باشیم. تنها در این چارچوب است که میتوان از ترس و دوقطبیشدن جامعه، وضعیتی که امروز کشورمان بهشدت گرفتار آن است، جلوگیری کرده و ملتی قدرتمند بود. بدون ملتبودن و کشور بودن هیچ پیشرفت و توسعهای واقع نمیشود و این بودنها از مسیر قبول حقوق و آزادی همه ایرانیان از چپ چپ تا راست راست و معتقد به هر آیین و فرهنگ و قوم و زبانی ممکن میشود؛ باور کنیم که ما یک ملتیم.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.