توسعه هنرستانی؛ سیاستی درست با اجرای ناتمام
نقدی بر شکاف میان هدفگذاری اشتغالمحور و واقعیت میدانی هنرستانها
سیاست هدایت تحصیلی دانشآموزان به سوی آموزشهای فنیوحرفهای و کاردانش، در اسناد بالادستی نظام آموزشی کشور، بهعنوان راهکاری اساسی برای پاسخ به چالش بیکاری جوانان، توسعه مهارتمحوری و تقویت کارآفرینی معرفی شده است. در سطح نظری، این رویکرد همسو با نیازهای بازار کار و تجارب موفق جهانی است، اما در سطح اجرا، با چالشهایی بنیادین روبهرو است که تداوم آنها میتواند اصل سیاست توسعه هنرستانی را با تردید جدی مواجه کند.
مجید طهرانیان، کارشناس آموزش: سیاست هدایت تحصیلی دانشآموزان به سوی آموزشهای فنیوحرفهای و کاردانش، در اسناد بالادستی نظام آموزشی کشور، بهعنوان راهکاری اساسی برای پاسخ به چالش بیکاری جوانان، توسعه مهارتمحوری و تقویت کارآفرینی معرفی شده است. در سطح نظری، این رویکرد همسو با نیازهای بازار کار و تجارب موفق جهانی است، اما در سطح اجرا، با چالشهایی بنیادین روبهرو است که تداوم آنها میتواند اصل سیاست توسعه هنرستانی را با تردید جدی مواجه کند.
بخش اول: تحلیل وضعیت موجود و چالشهای میدانی هنرستانها
۱. فقر زیرساخت فیزیکی: ایجاد و توسعه هنرستان، برخلاف مدارس نظری، نیازمند فضاهای تخصصی شامل کارگاه، آزمایشگاه، انبار، تأسیسات ایمنی و محیطهای عملیاتی است. بسیاری از هنرستانهای موجود یا فاقد این فضاها هستند یا با حداقل استاندارد فعالیت میکنند. هزینه بالای ساخت و تجهیز چنین فضاهایی عملا در سیاستهای توسعه کمّی هنرستانی نادیده گرفته شده است.
۲. کمبود تجهیزات تخصصی و فرسودگی فناوری: آموزش مهارتی بدون ابزار و ماشینآلات بهروز، فاقد معناست. بخش درخور توجهی از هنرستانها با تجهیزات فرسوده و از رده خارج فعالیت میکنند، امکان بهروزرسانی متناسب با پیشرفتهای فناورانه را ندارند و فاصلهای معنادار با فناوریهای مورد استفاده در صنعت دارند. در چنین شرایطی، خروجی هنرستان نمیتواند پاسخگوی نیاز واقعی بازار کار باشد.
۳. نادیدهگرفتن هزینه مواد مصرفی: مواد اولیه و مصرفی، جزء لاینفک آموزش مهارتی هستند. در رشتههای صنعتی، کشاورزی و خدماتی، آموزش بدون مصرف واقعی مواد عملا به آموزش نظری تقلیل مییابد. بااینحال ردیف بودجه مشخص و پایداری برای مواد مصرفی هنرستانها وجود ندارد و تأمین این مواد اغلب به مدیر هنرستان یا کمکهای مقطعی واگذار میشود. این موضوع به کاهش کیفیت آموزش عملی منجر شده است.
۴. بحران نیروی انسانی ماهر و باانگیزه: جذب و نگهداشت مربیان فنی خبره، یکی از جدیترین چالشهای هنرستانهاست. سطح حقوق و جایگاه شغلی فعلی توان رقابت با صنعت را ندارد، امکان جذب متخصصان باتجربه را محدود کرده است و انگیزه مربیان موجود را نیز تضعیف میکند. بدون مربی ماهر، حتی بهترین تجهیزات نیز بلااستفاده خواهند بود.
بخش دوم: نقد سیاست توسعهای هنرستانها
سیاست توسعه هنرستانی در شکل کنونی، بیش از آنکه یک برنامه جامع اقتصادی-آموزشی باشد، به یک گسترش کمّی بدون پشتوانه کیفی شباهت دارد. افزایش سهم هدایت تحصیلی به هنرستانها، بدون تأمین منابع مالی، انسانی و تجهیزاتی لازم، منجر به انتقال بحران از مدارس نظری به هنرستانها خواهد شد. نگاه هزینهای به آموزش مهارتی، بهجای نگاه سرمایهگذاری، موجب شده است هنرستانها با انتظارات بالا و امکانات حداقلی مواجه شوند، دانشآموزان مهارتمحور، آموزش ضعیفتری در مقایسه با همتایان نظری دریافت کنند و اعتماد صنعت به خروجی نظام هنرستانی کاهش یابد. درواقع سیاستی که با هدف اشتغالزایی طراحی شده، در معرض تبدیلشدن به عاملی برای تشدید شکاف مهارتی است.
بخش سوم: پیشنهادهای عملی با تأکید بر پیوند صنعت و آموزش
۱. استقرار الگوی مشارکت واقعی صنعت و هنرستان: ضروری است که هنرستانها در قالب شبکههای منطقهای مرتبط با خوشههای صنعتی فعالیت کنند. در این مدل صنعت در تأمین تجهیزات، مواد مصرفی و مربی مشارکت مستقیم دارد، بخشی از آموزش در محیط واقعی کار انجام میشود و هنرستان به بازوی تربیت نیروی انسانی صنعت تبدیل میشود، نه نهاد منفصل از آن.
۲. تعریف مشوقهای اقتصادی برای مشارکت صنعت: دولت میتواند از طریق معافیتها و مشوقهای مالیاتی، به رسمیت شناختن هزینههای آموزشی صنعت، استفاده آموزشی از تجهیزات نیمهفعال یا جایگزینشده صنعتی و مشارکت پایدار بخش تولید را تضمین کند.
۳. ایجاد ردیف مستقل بودجه مواد مصرفی: پیشنهاد میشود سرانه مواد مصرفی متناسب با رشته و تعداد هنرجو تعریف شود و امکان تولید و فروش محصولات آموزشی با بازگشت درآمد به هنرستان فراهم شود.
۴. اصلاح نظام جذب و پرداخت مربیان هنرستانی: لازم است مسیر شغلی مستقل برای مربیان فنی طراحی شود، جذب مدرسان پارهوقت از صنعت تسهیل شود و پرداختها مبتنی بر مهارت و تجربه صنعتی بازتعریف شود.
۵. تمرکز بر کیفیت به جای توسعه شتابزده: توسعه هنرستانی باید مرحلهای و مبتنی بر نیاز واقعی بازار کار منطقه باشد، با پیوست امکانسنجی اقتصادی اجرا شود و کیفیت را بر کمیت مقدم بداند.
جمعبندی
توسعه هنرستانی اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند موتور محرک اشتغال و تولید باشد، اما بدون تأمین منابع لازم، به سیاستی پرهزینه و کماثر تبدیل خواهد شد. آینده آموزش مهارتی کشور در گرو تصمیمهای امروز سیاستگذاران است؛ تصمیمهایی که باید واقعیتهای میدان را مدنظر داشته باشد، نه آمار هدایت تحصیلی را.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.