|

گزارش «شرق» از تأثیر قطعی اینترنت بر فعالیت خبرنگاران و رسانه‌ها در انعکاس اخبار

قطع جریان خبر

از ۱۸ دی‌ماه و هم‌‌زمان با اعتراضات سراسری در کشور، دسترسی به اینترنت بین‌المللی در ایران قطع شد. وضعیتی که با وجود وعده‌های مطرح‌شده از سوی برخی مسئولان، تا زمان تنظیم این گزارش همچنان به‌ طور کامل برطرف نشده و فقط در برخی ساعات روز، آن هم به‌صورت محدود و جسته‌وگریخته، امکان اتصال برای بخشی از کاربران فراهم می‌شود. محدودیتی که نه‌تنها ارتباطات روزمره و فعالیت‌های اقتصادی را مختل کرده، بلکه دسترسی شهروندان به منابع متنوع خبری را نیز به‌شدت کاهش داده است.

قطع جریان خبر
مریم لطفی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 از ۱۸ دی‌ماه و هم‌‌زمان با اعتراضات سراسری در کشور، دسترسی به اینترنت بین‌المللی در ایران قطع شد. وضعیتی که با وجود وعده‌های مطرح‌شده از سوی برخی مسئولان، تا زمان تنظیم این گزارش همچنان به‌ طور کامل برطرف نشده و فقط در برخی ساعات روز، آن هم به‌صورت محدود و جسته‌وگریخته، امکان اتصال برای بخشی از کاربران فراهم می‌شود. محدودیتی که نه‌تنها ارتباطات روزمره و فعالیت‌های اقتصادی را مختل کرده، بلکه دسترسی شهروندان به منابع متنوع خبری را نیز به‌شدت کاهش داده است. در چنین شرایطی، مسئله اعتماد عمومی به رسانه‌های داخلی بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. وقتی امکان راستی‌آزمایی مستقل برای مخاطبان محدود می‌شود، انتظار از رسانه‌ها برای ارائه روایتی دقیق، شفاف و قابل اتکا افزایش می‌یابد؛ انتظاری که به باور بسیاری از کارشناسان، در سال‌های اخیر و به‌ویژه در موقعیت‌های بحرانی، با موانع ساختاری و حرفه‌ای جدی روبه‌رو بوده است. قطع اینترنت، رسانه‌های داخلی را عملا در موقعیتی قرار داده که برای بخشی از جامعه، به اصلی‌ترین و گاه تنها مرجع دریافت خبر تبدیل شوند؛ جایگاهی که هم‌زمان مسئولیت آنها در قبال افکار عمومی را دوچندان می‌کند. با این حال، گفت‌وگو با کارشناسان این حوزه نشان می‌دهد وضعیت نه‌تنها آزمونی برای عملکرد رسانه‌ها، بلکه نقطه‌ای تعیین‌کننده در تعمیق شکاف اعتماد و انتقال مرجعیت رسانه‌ای از داخل به خارج از کشور بوده است.

از رسانه ملی تا رسانه فرقه‌ای

کامبیز نوروزی، حقوق‌دان و تحلیلگر مسائل رسانه، در گفت‌وگو با «شرق» معتقد است آنچه امروز در فضای رسانه‌ای کشور می‌گذرد، نتیجه سیاست‌هایی است که طی سال‌ها انباشته شده و حالا در شرایط بحران، آثار خود را عیان‌تر می‌کند. به گفته نوروزی، قطع اینترنت علاوه بر ایجاد اختلال در فعالیت کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ، کاهش ارتباط مردم با رسانه‌های داخلی را هم به‌همراه داشته است؛ رسانه‌هایی که بخش قابل‌ توجهی از مخاطبان آنها پیش‌تر از طریق پلتفرم‌هایی مانند تلگرام مطالبشان را دنبال می‌کردند. او با اشاره به مبانی سیاست رسانه‌ای در ایران، فضای رسانه‌ای کشور را متشکل از سه دسته اصلی می‌داند: صداوسیما، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و نشریات کاغذی. از نگاه نوروزی، صداوسیما طی سال‌های گذشته از یک رسانه ملی به رسانه‌ای فرقه‌ای تبدیل شده است: «رسانه‌ای که تحت سیطره یک جریان فکری و سیاسی بسیار محدود قرار گرفته و همین امر باعث شده سیاست‌های برنامه‌سازی و تعریف مخاطب آن نیز در همان چارچوب محدود باقی بماند. نتیجه این روند، بی‌اعتنایی به اصول حرفه‌ای رسانه‌ای، ریزش شدید مخاطب و سقوط کم‌سابقه نقش صداوسیما در شکل‌دهی به افکار عمومی بوده است؛ تا جایی که دیگر تأثیر قابل‌ اعتنایی در فضای رسانه‌ای کشور ندارد». نوروزی در ادامه، وضعیت روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها را نیز حاصل مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی می‌داند که در سال‌های اخیر بر این رسانه‌ها تحمیل شده است. به باور او، کاهش کیفیت، دامنه نفوذ و اثرگذاری رسانه‌های مکتوب و خبری در جامعه، بیش از هر چیز ناشی از همین فشارهاست. از نگاه این حقوق‌دان، اگر نظام سیاسی کشور دغدغه افکار عمومی را دارد و می‌خواهد فضای رسانه‌ای ملی در جامعه نفوذ مؤثر داشته باشد، ناگزیر است آزادی، امنیت و استقلال رسانه‌ها را به رسمیت بشناسد و امکان فعالیت آزادانه روزنامه‌نگاران را فراهم کند؛ مسیری که فقط در صورت تداوم، می‌تواند به بازسازی تدریجی اعتماد عمومی و افزایش اثرگذاری رسانه‌ها بینجامد.  نوروزی با تأکید بر اهمیت راهبردی رسانه در دنیای امروز، بر این نکته دست می‌گذارد که در جامعه‌ای رسانه‌ای‌شده، عملکرد رسانه‌ها و وجود رسانه‌های ملی آزاد و امن، اهمیتی هم‌تراز با تجهیزات و توان نظامی کشور دارد. او به نقش پررنگ تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج از کشور در تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران اشاره می‌کند و این اثرگذاری را نتیجه مستقیم تنگ‌نظری‌ها در اداره صداوسیما و سیاست‌گذاری‌های کلانی می‌داند که علیه روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها اعمال شده است. با این حال، او نسبت به امکان ترمیم سریع این وضعیت خوش‌بین نیست. او از نقش نهادهای نظارتی نیز انتقاد می‌کند و می‌گوید نمایندگان رئیس‌جمهور در شورای نظارت، عملا مسئولیت خود را آن‌گونه که باید انجام نمی‌دهند.

وقتی افراد از رسانه‌ها جلو می‌زنند

او در ادامه به یک پیامد مهم بحران اعتماد رسانه‌ای اشاره می‌کند: پیشی‌گرفتن افراد از رسانه‌ها. نوروزی معتقد است در چنین شرایطی این احتمال تقویت می‌شود که خبرنگاران یا حتی افراد  غیر روزنامه‌نگار، به‌عنوان «فردِ رسانه‌ای» در شبکه‌های اجتماعی یا فضای عمومی، برای مخاطبان قابل‌اعتمادتر از رسانه‌ای باشند که در آن فعالیت می‌کنند.

هزینه پنهان اعتماد

برای اهالی رسانه، قطع‌شدن اینترنت فقط یک محدودیت فنی یا اختلال مقطعی نیست؛ رخدادی است که اثرات آن، به‌مراتب فراتر از اقتصاد، مستقیم رابطه رسانه و مخاطب را هدف می‌گیرد. مهدی رحمانیان، مدیرمسئول روزنامه «شرق»، با تأکید بر همین وجه کمتر دیده‌شده، از هزینه‌ای سخن می‌گوید که در جریان این تصمیم‌ها بر اعتماد عمومی تحمیل شده است. رحمانیان با اشاره به برآوردهایی که از سوی وزارت ارتباطات مطرح شده، یادآور می‌شود که گفته شده اگر اینترنت پس از دو هفته قطعی، همین امروز هم وصل شود، دست‌کم شش ماه زمان لازم است تا هزینه‌های مادی تحمیل‌شده بر بنگاه‌های اقتصادی به وضعیت پیش از قطعی اینترنت بازگردد. از نگاه او، در کنار این خسارت اقتصادی، باید پرسید هزینه کاهش اعتماد عمومی میان رسانه‌ها و مخاطبان در اثر قطع اینترنت چه میزان بوده و بازسازی این اعتماد چقدر زمان خواهد برد؛ پرسشی که به باور او، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و تاکنون جدی گرفته نشده است. او وضعیت امروز اهالی رسانه را به شرایطی تشبیه می‌کند که فردی را با دست‌های بسته به داخل دریا بیندازند و از او بخواهند شنا کند؛ وضعیتی که عملا امکان‌پذیر نیست. اما به اعتقاد رحمانیان، آنچه از این هم مهم‌تر است، پیامی است که در عمل و بدون هیچ اعلام رسمی به رسانه‌های خارج از کشور ارسال شده است: واگذاری مرجعیت رسانه‌ای. به گفته او، بدون آنکه جمله‌ای گفته شود، قلمی بر کاغذ برود یا کلیکی انجام شود، این پیام منتقل شده که تولید محتوا و هدایت افکار عمومی به رسانه‌های بیرون از کشور سپرده شده و مخاطبان داخلی به آن سمت سوق داده شده‌اند. رحمانیان معتقد است مرجعیت رسانه‌ای، خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه، از داخل به خارج منتقل شده بود و اگر پیش‌تر این انتقال به‌ صورت جویبارهای کوچک و پراکنده جریان داشت، با قطع کامل اینترنت این روند به شکلی کامل و آشکار تثبیت شد. نتیجه چنین وضعیتی، از نگاه او، مواجهه مخاطبان با سیلی از اخبار درست و نادرست در کنار یکدیگر است؛ اخباری که بدون وجود سازوکار راستی‌آزمایی، مستقیم در ذهن مخاطب می‌نشیند. او به نمونه آمارهای متفاوت درباره شمار کشته‌شدگان اشاره می‌کند؛ اعدادی که از چند هزار تا ده‌ها هزار نفر در روایت‌های مختلف مطرح شده و فارغ از درستی و نادرستی، در ذهن مخاطب تثبیت می‌شود. رحمانیان تأکید می‌کند که پاک‌کردن چنین تصویری از ذهن مخاطب، حتی با ارائه آمار رسمی در آینده، به‌سادگی ممکن نیست و این اثر ماندگار، یکی از جدی‌ترین تبعات قطع اینترنت است. به باور مدیرمسئول روزنامه شرق، نخستین خطای بزرگ در مواجهه با بحران، قطع اینترنت و شبکه‌های ارتباطی بوده است؛ تصمیمی که نه‌فقط فضای مجازی، بلکه تلفن و پیامک را نیز دربر گرفت. رحمانیان هم‌زمان به شکاف فزاینده میان مردم و مسئولان اشاره می‌کند و معتقد است فاصله‌ای که در حوزه اعتماد و باور عمومی ایجاد شده، به این سادگی قابل ترمیم نیست. او در عین حال، به مسئله سانسور و محدودیت‌های محتوایی رسانه‌های داخلی نیز می‌پردازد و می‌پذیرد که در شرایط بحران، اخبار بسیاری از رسانه‌های داخلی به‌طور کامل منتشر نمی‌شود؛ امری که باعث می‌شود بخشی از مخاطبان به سمت روایت‌هایی بروند که عریان‌تر و به‌ظاهر واقع‌گرایانه‌تر به نظر می‌رسند.

به مخاطب دروغ نمی‌گوییم

با این حال، رحمانیان بر یک تمایز اساسی تأکید می‌کند: «رسانه‌ای مانند «شرق» حتی اگر نتواند همه واقعیت‌ها را منتشر کند، به مخاطب خود دروغ نمی‌گوید». از نگاه او، طی سال‌های گذشته این اعتماد میان «شرق» و مخاطبانش شکل گرفته که هرگاه این رسانه خبری را منتشر می‌کند، خبر نادرست نیست و اگر امکان انتشار موضوعی وجود نداشته باشد، از بیان خلاف واقع پرهیز می‌شود. او معتقد است اگر اجازه داده شود این رابطه طبیعی میان رسانه و مخاطب مسیر خود را طی کند، آثار مثبت آن به‌تدریج نمایان خواهد شد. رحمانیان در پایان، یکی از ریشه‌های اصلی بحران را در شیوه تصمیم‌گیری‌ها می‌داند؛ تصمیم‌هایی که به گفته او، بدون حضور اهالی رسانه اتخاذ می‌شود. او با اشاره به ترکیب کمیته تصمیم‌گیر درباره قطعی اینترنت، می‌گوید در این جمع حتی یک نفر از جنس رسانه حضور نداشته است؛ نه نماینده‌ای از معاونت مطبوعاتی، نه از نهاد ریاست‌جمهوری و نه از شورای اطلاع‌رسانی. به باور او، وقتی هیچ‌کس برای دفاع از حقوق رسانه‌ها در چنین فرایندهایی حضور ندارد، نتیجه طبیعی آن، نادیده گرفته‌شدن جایگاه رسانه و تشدید بحران اعتماد است.

از پاسخ معذوریم!

«شرق» در راستای تکمیل این گزارش، برای دریافت توضیحات و دیدگاه وزارت ارتباطات درباره پیامدهای قطع اینترنت و اثرات آن بر اعتماد عمومی و فضای رسانه‌ای کشور، با این وزارتخانه تماس گرفت. با این حال، بنا بر اعلام مسئولان مربوطه، وزارت ارتباطات در مقطع کنونی از انجام مصاحبه و اظهارنظر دراین‌باره معذور است.

تنبیه جمعی

در همین چارچوب، حسن نمکدوست، استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری، در گفت‌وگو با خبرآنلاین توصیف متفاوتی از قطع گسترده اخیر امکانات ارتباطی و رسانه‌ای ارائه می‌دهد. به‌گفته او، آنچه رخ داده صرفا با هدف «قطع جریان اطلاع‌رسانی آسیب‌رسان از داخل به خارج و از خارج به داخل» قابل توضیح نیست، بلکه بیش از هر چیز واجد معنای «تنبیه جمعی با هدف نقره‌داغ‌کردن جامعه» است. او در توضیح چرایی این برداشت تأکید می‌کند که نظام حکمرانی در پی آن است تا نشان دهد در صورت آسیب‌دیدن خود، جامعه با چه پیامدهای سنگینی روبه‌رو  خواهد شد.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.