«شرق» آینده کشور را پس از اعتراضات دیماه بررسی میکند
اصلاح شیوه حکمرانی
«چه باید کرد؟»؛ شاید این پرسش اکنون یکی از مهمترین پرسشهایی باشد که پاسخ به آن میتواند تعیینکننده باشد. اما «چه باید کرد؟» زمانی به جواب میرسد که باید دید «چه میشود کرد؟».
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: «چه باید کرد؟»؛ شاید این پرسش اکنون یکی از مهمترین پرسشهایی باشد که پاسخ به آن میتواند تعیینکننده باشد. اما «چه باید کرد؟» زمانی به جواب میرسد که باید دید «چه میشود کرد؟». در این فضای مبهم، میتوان سناریوهای مختلفی را برای شرایط بعد از اعتراضات اخیر در نظر گرفت که یک طیف را شامل میشود؛ از گزاره احتمال شروع دوباره اعتراضات گرفته تا مداخله خارجی و گزینههایی بدتر که میتواند وضعیت را به نقطهای غیرقابل کنترل برساند. اما این سکه روی دیگری هم دارد. شاید «چه میشود»، مقدم بر «چه باید کرد؟» است، ولی لزوما تعیینکننده نیست و در یک حالت میتوان اولویت را به «چه باید کرد؟» داد؛ آنجا که تصمیمات و اقدمات لازم برای عبور از این شرایط آنقدر جدی و عملی باشد که تحولات و اتفاقات آتی را رقم بزند. اکنون سرنوشت یک کشور در گرو «چه باید کرد؟» قرار دارد.
اصلاح حکمرانی که بارها رئیس مجلس از ضرورت آن سخن گفته، هرگز به مرحله بررسی جدی هم نرسیده است؛ بنابراین تغییر شیوه در همه ابعاد از اقتصاد و سیاست تا دیپلماسی، فرهنگ و... باید مسیر گذشته را دگرگون کند و گام اول آن، «پذیرش» است. اگر پذیرفته شود که عملکردها در سالها و دهههای گذشته، فضای سیاسی و اجتماعی را به نقطه فعلی رسانده است، فضای لازم برای تغییر ریل شکل خواهد گرفت. در نتیجه، مقصریابی در این شرایط، نه مفید است و نه راهگشا و فقط توجیهی برای ادامه وضع موجود است که مدتهاست بر همه روشن شده دیگر قابل دوام نیست.
در گام دوم باید «منعطف» بود؛ تا جایی حتی انعطاف در «چه باید کرد؟». پراگماتیسم (عملگرایی)، به یک تعبیر فرصتطلبی هم معنا میشود، اما حتی اگر در تقلیلگرایانهترین حالت ممکن هم این معنا را بپذیریم، باز هم باید از فرصتها استفاده کرد. آفت بزرگ فرصتسوزی به دلیل غلبه ایدئولوژی، بیشترین محدودیت را بر تصمیمگیریهای کشور تحمیل کرده است. گرفتارشدن بین دوگانههای برساخته از ایدئولوژی، دایره عمل را میبندد. رهایی از این وضعیت بستگی به میزان درک از شرایط داخلی کشور، وضعیت منطقه و فضای کنونی جهانی دارد. در گام بعدی باید سراغ عمل فوری رفت. پس از پذیرش و انعطاف، باید در جدیترین و فوریترین حالت سراغ برنامهها عملیاتی رفت؛ چون دیگر نمیتوان تصور کرد که فرصتها دائمیاند.
اسماعیل گرامیمقدم: برای حفظ ایران و امنیت ملی باید شیوهها را تغییر داد
در تحلیل نکات یادشده، اسماعیل گرامیمقدم در گپوگفتی که با «شرق» انجام داد، شرایط امروز را از قبل قابل تصور میدانست و به باور او: «فعالان سیاسی که توأمان شناختی از وضعیت اقتصادی هم داشتند، این روزها را از قبل پیشبینی میکردند و بارها نسبت به وقوع حوادث و اعتراضات هشدار میدادند که این امر کاملا طبیعی بود؛ چون ذات جوامع اینگونه است که در صوت شنیدهنشدن خواستهها و مطالباتشان، سرخورده میشوند و در ادامه به سمت اعتراض خواهند رفت. این در حالی بود که پس از جنگ 12روزه واقعا مردم تصور میکردند شاهد گشایشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهند بود». از دید قائممقام حزب اعتماد: «چون در سالهای اخیر هیچگاه محلی برای اعتراضات در نظر گرفته نشده و گاه اعتراضات هم به رسمیت شناخته نشده است، عملا سبب شد جریانات خارجی روی اعتراضات سوار شوند و شدت خشونتها باعث شد اعتراضات بحق مردم به حاشیه برود».
این فعال سیاسی اصلاحطلب با در نظر گرفتن حضور جدی مردم در راهپیمایی اخیر علیه مداخله خارجی، یک سؤال جدی خطاب به مسئولان و سران سه قوه مطرح میکند ناظر بر اینکه «آیا تصمیمگیران شرمنده مردم نیستند؟ مقامات با چه رویی میتوانند در چشم ملت ایران نگاه کنند و سخن بگویند؟ مردمی که فقط در یک ماه گذشته از یک سو با کاهش ارزش پول ملی با تورم 60درصدی دستبهگریبان شدهاند و همزمان با آزادکردن نرخ ارز، تورم مضاعفی را هم متحمل شده و در این بین فشارها و تنگاهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هم وضعیت را پیچیدهتر کرده است».
بنابراین، این فعال حزبی تأکید دارد: «دیگر جایی برای کمکاری نیست؛ چون آنچه در اعتراضات اخیر روی داد، نتیجه تلنبار تمام ناکارآمدیهای گذشته است». با این قرائت است که گرامیمقدم در تبیین «چه باید کرد؟» بهصراحت عنوان میکند: «باید دلیل را یافت؛ اگر مشکل سیاست خارجی و تحریمهاست که باید آن را با مذاکره حل کرد و در این بین مذاکره به معنای تسلیم نیست. چرا راهحلی پیدا نمیکنیم و در دیپلماسی فعال نیستیم؟». به باور گرامیمقدم: «در عرصه سیاست خارجی هم میتوان فعال بود و راهی برای خروج از بنبست کنونی پیدا کرد و هم تسلیم نشد».
او با ارجاع به کشورهایی همچون ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم، خاطرنشان کرد: «آمریکا از ژاپنیها تسلیم محض میخواست، اما این اتفاق روی نداد و در عین حال این کشور فعال ظاهر شد و راهحل پیدا کرد». در ادامه تحلیل عضو حزب اعتماد، او به سهم مدیریت غلط داخلی و تصمیمات نادرست اقتصادی نیز میپردازد و تصریح میکند: «ما هر بار با یک اقدام غلط، صرفا بار تورمی به مردم تحمیل میکنیم و بهجای جبران، مسئولان میگویند اگر نرخ حقوق و دستمزد بالا رود، به معنای چاپ پول بیشتر و تورم بالاتر خواهد بود که افزایش حقوق را بلااثر میکند. این کاملا غلط بوده و بر اثر نگاه سطحی به اقصاد است؛ چون زمانی افزایش حقوق به معنی افزایش تورم است که تقاضایی وجود نداشته باشد. وقتی با کاهش ارزش پول ملی و آزادکردن نرخ ارز در یک زمان غلط، قدرت خرید مردم به نصف و حتی یکسوم رسیده، قطعا باید نرخ دستمزد و حقوق را بالا برد که به معنای افزایش قدرت خرید مردم است». با این برداشت است که گرامیمقدم تأکید میکند: «باید به فوریت نسبت به افزایش نرخ دستمزدها و حقوقها متناسب با نرخ تورم گام برداشت تا هم قدرت خرید و هم چرخه تولید در اثر افزایش تقاضا بالاتر رود». در یک بخش مهم از این گفتوگو، قائممقام حزب اعتماد بهصراحت انتقادی جدی نسبت به سیاستهای صداوسیما دارد و معتقد است: «در لایه سوم از «چه باید کردها؟» باید سراغ تغییر نگاه در صداوسیما رفت؛ چون این صداوسیما با این محتواها و مدیریت، خود مخل امنیت ملی و آرامش عمومی جامعه است. اکنون صداوسیما 98 درصد تریبونها را به یک جریان خاص داده که شاید بخشی از جامعه را با خود داشته باشد، اما همه جریانهای دیگر را نادیده میگیرد. این در حالی است که صداوسیما باید برای همه جریانهای سیاسی و غیرسیاسی و برای همه سلایق، آرا و نظرات احترام قائل باشد و به همه آنها تریبون بدهد».
در بخش بعدی تحلیل فعال سیاسی اصلاحطلب، او به این مبحث مهم ورود میکند که «یک بار برای همیشه باید اعتراضات و معترضان را به رسمیت شناخت. باید یک محل مناسب و یک خیابان مشخص برای اعتراضات تعیین کرد. تا کی باید صدای معترضان را نشنید و اعتراضات را به رسمیت نشناخت؟ تداوم این وضع، نتیجهای جز آنچه در این چند روز به وقوع پیوسته است، ندارد. باید وزارت کشور ورودی جدی به این موضوع بکند. باید مجوز اعتراضات قانونی داده شود و وزارت کشور نیز مسئول برقراری امنیت آن باشد.
باید به احزاب هم مجوز داده شود». این چهار لایه از «چه باید کردها؟»، گرامیمقدم را به این جمعبندی میرساند: «مقامات باید دست به اصلاحات عمیق و اصلاح در شیوه حکمرانی بزنند که البته اصلاحات عمیق به معنای اصلاحات ساختاری نیست». او با بازگشت به تجربه و فرصت ازدسترفته جنگ 12روزه متذکر میشود: «این بار جای فرصتسوزی نیست؛ چون شاید تصور شود بعد از اعتراضات اخیر خطر از کشور رفع شده، اما اینگونه نیست و کماکان تهدیدات سر جای خود هستند. بنابراین برای حفظ ایران و امنیت ملی هم که شده، باید شیوه حکمرانی تغییر کند؛ چون در نهایت، هم حکومت و دولت در ایران باید قوی باشد و قوی بماند و هم مردم و ملت ایران باید در اوج قدرت باشند و مشکل، بحران و کموکاستی در زندگی حس نکنند. این دو مکمل هستند و سربلندی و بقای ایران را در میانه بحران تضمین خواهند کرد. اکنون برنامه جدی برای تجزیه ایران مطرح است و نباید فرصتهای محدود پیشرو را از دست داد».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.