اختلافات مصر و اسرائیل و قرارداد گازی 35 میلیارد دلاری
تقابل تجارت و سیاست
توافق مصر و اسرائیل که ارزشی حدود ۳۵ میلیارد دلار دارد، صادرات گاز طبیعی از میدان لویاتان اسرائیل به مصر را تا سال ۲۰۴۰ تضمین میکند. امضای این قرارداد در بحبوحه جنگ غزه و انتقادات عمومی در مصر از سیاستهای اسرائیل، نشاندهنده پیچیدگی رابطه میان منافع اقتصادی بلندمدت و اختلافات سیاسی فوری است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
توافق مصر و اسرائیل که ارزشی حدود ۳۵ میلیارد دلار دارد، صادرات گاز طبیعی از میدان لویاتان اسرائیل به مصر را تا سال ۲۰۴۰ تضمین میکند. امضای این قرارداد در بحبوحه جنگ غزه و انتقادات عمومی در مصر از سیاستهای اسرائیل، نشاندهنده پیچیدگی رابطه میان منافع اقتصادی بلندمدت و اختلافات سیاسی فوری است. این توافق، قراردادی برای صادرات گاز طبیعی از میدان لویاتان اسرائیل به مصر است که در دسامبر ۲۰۲۵ به مرحله نهایی رسید.
این معامله که بزرگترین قرارداد صادراتی در تاریخ اسرائیل محسوب میشود، نهتنها از نظر اقتصادی درخور توجه است، بلکه از نظر سیاسی نیز حاوی پیامهای مهمی است. از یک سو، اسرائیل آن را دستاوردی بزرگ برای اقتصاد و امنیت انرژی خود میداند و از سوی دیگر، مصر که به عنوان مدافع حقوق فلسطینیان شناخته میشود و افکار عمومی آن بهشدت از حملات اسرائیل به غزه متأثر است، بر جنبههای صرفا تجاری این توافق تأکید کرده و آن را جدا از مواضع سیاسی خود تعریف میکند. این وضعیت پارادوکسیکال، پرسشهای مهمی را مطرح میکند: چگونه کشورها میتوانند همزمان در جبهههای سیاسی در تقابل باشند و درعینحال همکاری اقتصادی استراتژیک خود را حفظ کنند؟ نقش قدرتهای خارجی مانند ایالات متحده در تسهیل چنین معاملاتی چیست؟ و آیا این نوع همکاریهای اقتصادی میتوانند در نهایت به کاهش تنشهای سیاسی کمک کنند، یا صرفا باعث عادیسازی روابط بدون حل مسائل بنیادین خواهند شد؟
مقیاس، اعداد و چشمانداز
این در حالی است که توافق نهاییشده، توسعهای بر یک همکاری انرژی است که از سال ۲۰۱۸ آغاز شده بود. این قرارداد تأمین حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از میدان لویاتان اسرائیل را تا سال ۲۰۴۰ پیشبینی میکند. میدان لویاتان، یکی از بزرگترین میادین گازی کشفشده در دریای مدیترانه در دو دهه اخیر است و ذخایر عظیمی دارد. درآمد حاصل از این قرارداد برای اسرائیل رقم درخور توجهی، در حدود ۳۵ میلیارد دلار برآورد میشود که میتواند تأثیر چشمگیری بر اقتصاد این کشور داشته باشد. برای مصر نیز این قرارداد اهمیت استراتژیک دارد. مصر نهتنها به گاز وارداتی برای مصرف داخلی خود نیاز دارد، بلکه آرزوی تبدیلشدن به یک «مرکز منطقهای» برای گاز مایع (الانجی) را در سر میپروراند. مصر دارای زیرساختهای گسترده الانجی (تبدیل گاز به مایع برای حمل دریایی) است. با دریافت گاز از اسرائیل (و احتمالا از دیگر منابع مانند قبرس)، مصر میتواند ظرفیت صادرات الانجی خود به اروپا و دیگر بازارها را افزایش دهد و سود تجاری و نفوذ ژئوپلیتیک خود را تقویت کند. این همکاری، یک رابطه برد-برد اقتصادی را نشان میدهد.
اما منطق اقتصادی این قرارداد انکارناپذیر است. هر دو کشور از مزیتهای نسبی خود استفاده میکنند: اسرائیل از ذخایر گاز، و مصر از موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای پردازشی بهرهبرداری میکند. این امر نشان میدهد حتی در متلاطمترین روابط سیاسی، محاسبات سود و زیان اقتصادی میتواند مسیر خود را باز کند. واکنش دو طرف به امضای قرارداد به طور درخورتوجهی متفاوت بود. در سمت اسرائیل، این توافق به عنوان یک دستاورد بزرگ ملی و نشانهای از پذیرش و عادیسازی روابط در منطقه ارائه شد. نخستوزیر، بنیامین نتانیاهو، آن را «لحظهای تاریخی» خواند و بر منافع اقتصادی آن برای اسرائیل تأکید کرد. به نوشته خبرآنلاین، نحوه برخورد مقامات مصری بسیار محتاطانه و حسابشده بود. منابع رسمی مصر بلافاصله پس از اعلام خبر بر این موضوع تأکید کردند که این یک «قرارداد کاملا تجاری» بین شرکتهای خصوصی (ازجمله شرکت آمریکایی شورون است که در میدان لویاتان شریک است) و «هیچ بُعد سیاسی» ندارد. آنها تصریح کردند این توافق به معنای تغییر در مواضع ثابت مصر در حمایت از حقوق فلسطینیان و راهحل دو دولت نیست.
این چارچوببندی دقیق نشاندهنده آگاهی دولت از حساسیت افکار عمومی مصری است. در طول جنگ غزه، احساسات ضداسرائیلی در مصر، که از زمان انقلاب ۲۰۱۱ و سرنگونی حسنی مبارک افزایش یافته، به اوج جدیدی رسیده است، بنابراین دولت عبدالفتاح السیسی نیاز داشت بین حفظ یک منبع انرژی مهم و مدیریت خشم داخلی تعادل برقرار کند. در نتیجه، اعلام «تجاری محض» بودن یک قرارداد، اغلب یک راهبرد سیاسی برای دورزدن موانع ایدئولوژیک یا عاطفی است. این کار به دولتها اجازه میدهد تا منافع مادی را دنبال کنند درحالیکه از نظر سیاسی از پیامدهای آن فاصله بگیرند. موفقیت این راهبرد به توانایی دولت در کنترل روایت و جلوگیری از اتصال این دو حوزه در اذهان عمومی بستگی دارد. از سوی دیگر، ایالات متحده به عنوان یک بازیگر کلیدی در پسزمینه این توافق حضور دارد. شرکت آمریکایی شورون یکی از شرکای اصلی در میدان لویاتان است، بنابراین منافع اقتصادی مستقیمی در این معامله دارد. فراتر از آن، واشنگتن به طور استراتژیک از پروژههای انرژی در شرق مدیترانه که اسرائیل را به همسایگانش متصل میکند، حمایت کرده است. این پروژهها نهتنها به ایجاد وابستگیهای متقابل اقتصادی کمک میکنند، بلکه ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی گستردهتر، مانند تحکیم توافقهای عادیسازی موسوم به «توافقهای آبراهام» و ایجاد یک جبهه منطقهای در برابر نفوذ رقبایی مانند ایران و روسیه هستند. این در حالی است که دولت ترامپ برای نهاییکردن این قرارداد در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ فشار آورده است.
«صلح سرد» یا پلی برای گفتوگو؟
این در شرایطی است که آینده این همکاری و تأثیر آن بر روابط کلی مصر و اسرائیل نامشخص است. برخی تحلیلگران از عبارت «صلح سرد» برای توصیف وضعیت کنونی روابط استفاده میکنند: همکاری در حوزههای امنیتی و انرژی که زیر سطح ادامه دارد، درحالیکه روابط سیاسی در سطح رسمی سرد و تحت تأثیر موضوع فلسطین باقی میماند. قرارداد گاز نمونه کلاسیک این پویایی است. اما سؤال بزرگ این است که آیا این نوع همکاریهای اقتصادی میتوانند در بلندمدت به کاهش تنشهای سیاسی کمک کنند؟ طرفداران «نظریه وابستگی متقابل» معتقدند ایجاد شبکههای پیچیده از منافع مشترک اقتصادی، هزینه درگیری را افزایش داده و انگیزهای برای حل مسالمتآمیز اختلافات ایجاد میکند. اما منتقدان اشاره میکنند این همکاریها ممکن است به عادیسازی روابط بدون عدالت منجر شود، به این معنا که فشار بینالمللی بر اسرائیل برای حل مسئله فلسطین کاهش یابد، زیرا همسایگان عرب آن درگیر معاملات سودآور هستند. درباره مصر و اسرائیل، به نظر میرسد الگوی «صلح سرد» حداقل در آینده نزدیک ادامه خواهد یافت. دولت مصر به دلایل امنیتی (مانند مبارزه با تروریسم در سینا) و اقتصادی به حفظ خطوط ارتباطی با اسرائیل نیاز دارد. اما افکار عمومی و نقش مصر بهعنوان رهبر اعراب، مانع از گرمی روابط در سطح سیاسی میشود تا زمانی که پیشرفتی در موضوع فلسطین حاصل شود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.