|

چالش بزرگ صنعت گردشگری ایران؛ رشد یا توسعه پایدار

سال ۱۴۰۳، وزارت میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی ایران اعلام کرد که بیش از ۷.۳ میلیون گردشگر خارجی به کشور سفر کرده‌اند؛ عددی که نشان‌دهنده جهش محسوس در جذب گردشگر است. پیش‌تر، در سال ۲۰۲۳ میلادی (۱۴۰۲ خورشیدی)، تعداد گردشگران خارجی حدود شش میلیون نفر برآورد شده بود؛ یعنی رشدی چشمگیر در مقایسه با سال‌های گذشته. از طرف دیگر، براساس گزارش World Travel & Tourism Council) WTTC)، سهم صنعت گردشگری از اقتصاد ایران در ۲۰۲۳ به حدود ۴.۷ درصد رسیده؛

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمدحسین تاجیک:  سال ۱۴۰۳، وزارت میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی ایران اعلام کرد که بیش از ۷.۳ میلیون گردشگر خارجی به کشور سفر کرده‌اند؛ عددی که نشان‌دهنده جهش محسوس در جذب گردشگر است. پیش‌تر، در سال ۲۰۲۳ میلادی (۱۴۰۲ خورشیدی)، تعداد گردشگران خارجی حدود شش میلیون نفر برآورد شده بود؛ یعنی رشدی چشمگیر در مقایسه با سال‌های گذشته. از طرف دیگر، براساس گزارش World Travel & Tourism Council) WTTC)، سهم صنعت گردشگری از اقتصاد ایران در ۲۰۲۳ به حدود ۴.۷ درصد رسیده؛ یعنی گردشگری دارد تبدیل به بازیگری جدی در اقتصاد می‌شود. امروز رشد گردشگری به یکی از شاخص‌های مهم عملکرد دولت‌ها تبدیل شده است. افزایش تعداد گردشگران، بالا رفتن ظرفیت اقامتی، گسترش پروازها و رونق بازار سفر، همه نشانه‌هایی از رشد هستند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا رشد به‌تنهایی برای آینده گردشگری ایران کافی است؟

پاسخ روشن است: خیر. رشد بدون توجه به توسعه پایدار، همانند خانه‌ای است که روی آب بنا شده باشد؛ هر موج بحران، هر تغییر اقتصادی و هر بی‌نظمی اجتماعی می‌تواند آن را فرو‌بریزد. تجربه بسیاری از کشورها ثابت کرده که افزایش آمار ورود مسافران اگر با برنامه‌ریزی پایدار همراه نباشد، به تخریب محیط‌ زیست، فرسایش میراث فرهنگی، نارضایتی جامعه محلی و حتی فروپاشی اقتصادی مناطق گردشگری منتهی می‌شود.

رشد چه می‌گوید؟

منطق رشد ساده است: «گردشگر بیشتر، درآمد بیشتر». این نگاه به‌ظاهر جذاب است، اما در عمل گاهی باعث شتاب‌زدگی، ساخت‌وسازهای بی‌رویه، فشار بر منابع و شکل‌گیری مقصدهای شلوغ و کم‌کیفیت می‌شود. رشد، اگر اصولی نباشد، به‌ جای رونق، بحران به همراه می‌آورد. رشد به‌تنهایی کافی نیست. رشد، عددی است که در پایان سال اعلام می‌شود. اما پایداربودن، روایتی است که سال‌ها ادامه می‌یابد. رشد اگر تنها هدف باشد، ممکن است مقصدی زیبا را به انبوهی از ساخت‌وساز، ازدحام، تخریب طبیعت و فرسایش میراث فرهنگی تبدیل کند. نمونه‌های جهانی کم نیستند؛ شهرهایی که برای چند سال درخشیدند و سپس زیر بار فشار گردشگر نابود شدند.

دُبروونیک (کرواسی)

این شهر ساحلی با دیوارهای تاریخی و بافت قدیمی، یکی از مقاصد محبوب دریای آدریاتیک برای گردشگران و به‌ویژه مسافران کشتی‌های کروز است. در سال ۲۰۲۳ بیش از چهار میلیون گردشگر، بسیاری با کشتی به شهر سرازیر شدند؛ موجی که فشار زیاد بر زیرساخت، شلوغی مداوم، آلودگی و تهدید برای بناهای تاریخی ایجاد کرد.

پس از اعتراضات محلی، مسئولان شروع به محدود‌کردن ورود کشتی‌ها و تنظیم تعداد بازدیدکنندگان کردند؛ یعنی سیاست «محدودیت» به‌عنوان ابزاری برای حفاظت از میراث و کیفیت زندگی مردم انتخاب شد. دُبروونیک نمونه‌ای است که نشان می‌دهد بدون چارچوب و مدیریت، گردشگری حتی می‌تواند تهدیدی برای تاریخ و فرهنگ باشد، نه فرصت.

توسعه پایدار چه می‌گوید؟

در توسعه پایدار، سؤال اصلی این نیست که «چقدر گردشگر جذب کردیم؟»، بلکه این است که: «این گردشگری چه اثری بر محیط، فرهنگ و اقتصاد محلی گذاشته است؟». توسعه پایدار به حفظ طبیعت، احترام به جوامع میزبان، کیفیت تجربه گردشگران و درآمد منصفانه برای کسب‌وکارها اهمیت می‌دهد. این مدل به ما کمک می‌کند مقصد گردشگری ما سال‌ها و دهه‌ها سر پا بماند، نه‌فقط یک فصل یا یک سال.

توسعه پایدار؛ آرامشِ بلندمدت مقصد

توسعه پایدار یعنی هر گردشگر که وارد شهر یا روستایی می‌شود، ارزش به جا بگذارد؛ نه فشار. یعنی مردم محلی سهم واقعی داشته باشند، طبیعت نفس بکشد، میراث فرهنگی احترام ببیند، و کیفیت تجربه سفر افزایش یابد. حفاظت از محیط‌ زیست، تقویت جوامع محلی، و ارتقای استاندارد خدمات. اینها ستون‌های یک توسعه پایدار هستند؛ ستون‌هایی که اگر متزلزل شوند، هیچ رشد عددی نمی‌تواند مقصد را نجات دهد.

حقیقت گردشگری در یک نگاه

گردشگری اگر خوب مدیریت شود، «پیوند آرامش مسافر» با «آواز سرزمین» است. اما اگر بی‌برنامه باشد، «گامی شتاب‌زده است که بر گلوی طبیعت می‌نشیند». سرزمین ما میراث هزارساله‌ای دارد که با دست‌های زمان ساخته شده، نه با پیمانکاران شتاب‌زده. این میراث را نمی‌توان دوباره ساخت؛ فقط می‌توان هوشمندانه حفظ کرد و با گردشگری پایدار جان تازه‌ای به آن بخشید.

راه‌حل: رشد در چارچوب توسعه پایدار

در حقیقت، رشد و توسعه پایدار در تضاد با هم نیستند. آنچه ایران به آن نیاز دارد، رشد پایدار است: رشد با برنامه‌ریزی، با احترام به ظرفیت محیطی، با مدیریت درست مقصدها، با توزیع عادلانه منافع بین مردم محلی و با حفاظت از میراث فرهنگی. رشد به‌تنهایی معنا دارد و نه توسعه بدون رشد. مدل مطلوب، رشد پایدار است؛ یعنی ترکیبی از افزایش گردشگران با:

  مدیریت علمی مقصدها

  ظرفیت‌سنجی محیطی و اجتماعی

  جلوگیری از ساخت‌وسازهای بی‌رویه

  آموزش نیروی انسانی

  مشارکت واقعی جامعه محلی

  حفاظت از طبیعت و میراث فرهنگی

چنین مدلی است که می‌تواند گردشگری را به پیشران بلندمدت اقتصاد ایران تبدیل کند.

چرا توسعه پایدار برای ایران مهم‌تر است؟

ایران سرزمینی است که سرمایه اصلی‌اش نه صنعت سنگین است و نه فناوری‌های پیچیده؛ سرمایه ایران طبیعت، فرهنگ، تاریخ و مردم است. این دارایی‌ها قابل جایگزینی نیستند. اگر آنها را مدیریت نکنیم، رشد گردشگری می‌تواند به تهدید تبدیل شود. برای کشوری با این سطح از تنوع طبیعی و فرهنگی، توسعه پایدار نه یک انتخاب، بلکه یک استراتژی بقا است.

سخن پایانی

اگر گردشگری را موتور توسعه ایران می‌دانیم، باید سوخت این موتور را درست انتخاب کنیم. رشد لازم است؛ اما رشد تنها، مقصد را نابود می‌کند. توسعه پایدار ضروری است؛ اما بدون رشد، اقتصاد را متوقف می‌کند. رشد گردشگری باید با حفظ فرهنگ، هویت و منافع جامعه میزبان همراه باشد. راه صحیح این است: رشد گردشگری در چارچوب توسعه پایدار.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.