|

دعوت به اسطوره

«اسطوره‌های موازی» نوشتۀ ج. ف. بیرلین، بازیگران اصلی اسطوره‌های بزرگ جهان را معرفی می‌کند و نه‌تنها دوازده المپی اسطوره‌های یونانی، بلکه مجمع خدایان خشک و خشن اسکاندیناوی، خدایان رازآمیز هند، مجمع خدایان مصر، و خدایان نیرومند بومیان آمریکا، چین، و فرهنگ‌های گوناگون آفریقا و اقیانوسیه را نیز در معرض دید قرار می‌دهد.

دعوت به اسطوره

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌شرق: «اسطوره‌های موازی» نوشتۀ ج. ف. بیرلین، بازیگران اصلی اسطوره‌های بزرگ جهان را معرفی می‌کند و نه‌تنها دوازده المپی اسطوره‌های یونانی، بلکه مجمع خدایان خشک و خشن اسکاندیناوی، خدایان رازآمیز هند، مجمع خدایان مصر، و خدایان نیرومند بومیان آمریکا، چین، و فرهنگ‌های گوناگون آفریقا و اقیانوسیه را نیز در معرض دید قرار می‌دهد. بیرلین با کنار هم قرار دادن قوی‌ترین داستان‌ها و نمادهای هر یک از این سنت‌ها، به بررسی توازی و شباهت عناوین مهمی همچون اسطوره‌های آفرینش، توفان، قصه‌های عشق، اسطوره‌های اخلاق، اسطوره‌های جهان زیرین و مکاشفه‌های آخرالزمانی می‌پردازد.

بیرلین با تکیه بر آثار جوزف کمبل، میرچا الیاده، کارل یونگ، کارل یاسپرس، کلودلوی استراوس و دیگران، در معنای اسطوره، مشخص کردن و تفسیر شباهت‌ها و تأثیر اسطوره بر روان‌شناسی، انسان‌شناسی، فلسفه و مطالعات ادبی قرن بیستم نیز به تأمل می‌نشیند. در کتاب «اسطوره‌های موازی»، بیرلین، اسطوره‌های اصلی سنت‌های مهم جهان را گردآورده، و مضمون‌ها، انگاره‌ها و معانی مشترک آنها را آشکار ساخته است. بیرلین در پیشگفتار کتاب اسطوره را آینه‌ای ازلی می‌خواند که می‌توان خود را در آن دید و معتقد است اسطوره برای هر کسی حرفی برای گفتن دارد. بنابراین اسطوره‌ها همه جا هستند و تنها باید آنها را بازشناسایی کرد. اهمیت کتاب «اسطوره‌های موازی» این است که بر پایه این فرض بنا نهاده شده که شناختن اسطوره گامی مهم در جهت شناخت خودمان است و درواقع دعوتی است برای خواندن اسطوره‌ها و بازشناسی جلوه‌های اسطوره در زندگی روزمره ما.

بیرلین معتقد است از سال‌های دهه 1980 تا به امروز، علاقه عمومی به اسطوره مدام رو به افزایش بوده و نسل جدید اسطوره را دوباره کشف کرده است. او استقبال عمومی از کتاب‌های جوزف کمبل و روایت تلویزیونی حماسه مهابهارت توسط پیتر بروک را شاهدی بر این ادعا می‌داند. همچنین به مطالعات گسترده در زمینه اسطوره و اسطوره‌شناسی اشاره می‌کند که عمده آنها به زبانی نوشته شده که برای همه قابل فهم نیست و ازاین‌رو سعی دارد در این کتاب برای مخاطبی بنویسد که ازقضا چندان به اسطوره فکر نکرده و درباره آن نخوانده است. بیرلین فصل اول کتاب را با عنوان «دعوت به اسطوره» با نقل قولی از رابرت جی. اینگرسول آغاز می‌کند: «زندگی دره‌ای است، میان قله‌های سرد و سترون دو جاودانگی. با صدای بلند فریاد می‌کشیم، و تنها پاسخی که می‌شنویم، انعکاس این فریاد است. از لب‌های بی‌صدای مردگان خاموش، کلامی به گوش نمی‌رسد، اما در شب احتضار، امید، ستاره‌ای رؤیت می‌کند و عشق صدای حرکت دو بال را می‌شنود. این اسطوره‌ها از امید زاده شدند، و از ترس‌ها و اشک‌ها و لبخندها، و درآمیختند با هرآنچه شادی و اندوه است...» و با شعری از گوته ادامه می‌دهد: «فرق خدایان و انسان‌ها چیست؟/ امواجی بی‌شمار در مقابل هریک/ از رودی جاودانه/ این امواج ما را به هوا می‌برند/ بر ما غلبه می‌کنند/ و ما روفته می‌شویم».

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.