آثارشناسی توصیفی شمس تبریزی
چنین گشت و چنان شد
«ورق یار» تألیفِ مجید رنجبر، آثارشناسی توصیفی شمس تبریزی است که در آن 77 اثر چاپی شنیداری و دیداری با موضوع زندگی و آثار شمستبریزی و مقالات معرفیشده و فهرستِ 42 کتاب، 48 پایاننامه و رساله دانشگاهی و 290 مقاله درباره شمس و مقالات او که تا پایان سال 1401 چاپ شدهاند، آمده است. این کتاب در سه فصل تدوین شده: در فصل اول آثار چاپی، تصحیح، گزیده و شرح مقالات شمس تبریزی، پژوهش، داستان و رمان و ترجمه مقالات شمس تبریزی آمده، در فصل دوم آثار شنیداری، درسگفتار و سخنرانی، آلبوم موسیقی و کتاب صوتی؛ و در فصل سوم آثار دیداری و تئاتر و نقاشی فهرست شده.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: «ورق یار» تألیفِ مجید رنجبر، آثارشناسی توصیفی شمس تبریزی است که در آن 77 اثر چاپی شنیداری و دیداری با موضوع زندگی و آثار شمستبریزی و مقالات معرفیشده و فهرستِ 42 کتاب، 48 پایاننامه و رساله دانشگاهی و 290 مقاله درباره شمس و مقالات او که تا پایان سال 1401 چاپ شدهاند، آمده است. این کتاب در سه فصل تدوین شده: در فصل اول آثار چاپی، تصحیح، گزیده و شرح مقالات شمس تبریزی، پژوهش، داستان و رمان و ترجمه مقالات شمس تبریزی آمده، در فصل دوم آثار شنیداری، درسگفتار و سخنرانی، آلبوم موسیقی و کتاب صوتی؛ و در فصل سوم آثار دیداری و تئاتر و نقاشی فهرست شده. علاوه بر اینها، گاهشماری از زندگی شمس تدارک دیده شده و پیوستها نیز کتابهای دیگر، پایاننامهها و رسالهها و نشریات و همایشها و کنگرهها نیز ارائه شده است. این کتاب «به شادی و شکرانه یکصدمین سال تولد استاد محمدعلی موحد در سال 1402 منتشر شده است. در مقدمه کتاب میخوانیم: «شمس تبریزی سرّ مبهم و سرفصل تاریخِ زندگانیِ مولانا است، مولانایی که عارفترین شاعر و شاعرترین عارف در آسمان ادب فارسی است. زندگی مولانا پس از دیدار با شمس، که همچون مِهبانگی در ادب فارسی است، به دو دوره کاملا متفاوت تقسیم شد. به همین خاطر است که افکار و اندیشه مولانا را بیش از همه در سایه اندیشه شمس در مقالات میتوان بازشناخت: بی دولتِ مخدومیِ شمسُالحقِ تبریز/ نی ماه توان دید و نی بحر توان شد». چنانکه رنجبر اشاره میکند «مقالات» مستندترین و معتبرترین منبع حقایق زندگی و اندیشه شمس و ارتباط او با مولاناست که اگرچه نوشته خود شمس نیست، قطعا تقریرات اوست که توسط مولانا و برخی اطرافیانش، احتمالا با دخل و تصرفاتی جزئی و گونهگون، تحریر شده است. همچنین مقالات کلید فهم آثار شریف مولاناست و گوهری است که با همه شکستگی به صد هزار درست میارزد: آنچه از دریا به دریا میرود/ از همانجا کآمد آنجا میرود». رنجبر به «کلیات شمس تبریزی» (دیوان کبیر) و «مثنوی معنوی» و «فیه ما فیه» نیز اشاره میکند که پس از مقالات، اصلیترین منبع شناخت ما از شمس تبریزی است. در کنار اینها منابع دیگری هم هست که همچون «ابتدانامه» سلطان ولد (تألیف 690 ق)، «رساله در مناقب خداوندگار» از فریدون احمد سپهسالار (تألیف احتمالا میان 690-712) و «مناقبالعارفینِ» شمسالدین احمد افلاکی (تألیف میان 718-754 ق) کهنترین منابع در شناخت زندگی و اندیشه شمس هستند که به زمان حیات او نزدیکاند. آثار دیگری از جمله «نفحاتالانس» عبدالرحمن جامی (تألیف 881-883 ق)، «تذکرهالشعرای» دولتشاه سمرقندی (تألیف 892 ق)، «هفت اقلیمِ» احمد امین رازی (تألیف 996-1002 ق)، از جمله دیگر منابع کلاسیکاند که درباره شمس اطلاعاتی دارند و چهره شمس در آینه آنها بیشتر پدیدار میشود. مؤلفِ «ورق یار» مینویسد: «این وجیزه دفتری تازهگشوده در گرامیداشت جایگاه و مقام آفتاب تابان شمسپژوهی معاصر است» که همزمان با یکصدمین سال زندگی دکتر موحد منتشر شده، پژوهشگری که «چشم تیزبین، چراغ روشن، و ذهن وقاّد تحقیق و تتبع درباره شمس و مقالات او» است. چنانکه رنجبر تأکید میکند، دکتر محمدعلی موحد و آثار محققانه او در حوزه شمس و مولاناپژوهی حامل نکات ریز و دقیق، بدیع و تأملبرانگیز است که در هر اثر پژوهشی مورد استفاده و متابعت قرار میگیرند.
دیدار شمس و مولانا، جهانی جدید در اندیشه این دو عارف و شاعر بزرگ پدید آورد که کتاب «ورق یار» نیز با اشارتی به این دیدار آغاز میشود: «کمی بیش از هفتصدوهفتادوهفت سال شمسی، برابر با هشتصد سال قمری، از آن دیدارِ شگرف و شگفت در بامداد روز بیستوششم جمادیالآخر 642 قمری در میانه بازار قونیه میگذرد که مرغ جان جلالالدین محمد بلخیِ رومی به صید عقاب اندیشه شمسالدین محمد تبریزی درآمد. مولانا خود در غزلی این دیدار را توصیف کرده است: بر چرخ، سحرگاه، یکی ماه عیان شد/ از چرخ فرود آمد و در ما نگران شد/ چون باز که بِرْباید مرغی به گَهِ صید/ بِربود مرا آن مه و بر چرخ دوان شد/ در خود چو نظر کردم، خود را بِنَدیدم/ زیرا که در آن مه تنم از لطف چو جان شد/ در جان چو سفر کردم، جز ماه ندیدم/ تا سرِّ تجلیِ ازل جمله بیان شد/ نُه چرخِ فلک، جمله، در آن ماه فرو شد/ کَشتیِ وجودم، همه، در بحر نهان شد/ آن بحر بزد موج و خرد باز برآمد/ و آوازه درافکند: چنین گشت و چنان شد...».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.