|

‌چرا جنگل‌های تهران در حال نابودی هستند؟

با توجه به اهمیت فضای سبز و نیاز به تماس با طبیعت در بهبود کیفیت زندگی شهری و خدمات اکولوژیکی جنگل‌های شهری؛ همواره روشنفکران و دغدغه‌مندان نسبت به نابودی فضای سبز در اثر سوء‌مدیریت و خشک‌شدن جنگل‌های شهری به دلیل تغییرات اقلیمی و کمبود آب معترض بوده و ابراز نگرانی کرده‌اند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بابک عبدی-پژوهشگر دکترای منظر (پژوهشکده نظر):  با توجه به اهمیت فضای سبز و نیاز به تماس با طبیعت در بهبود کیفیت زندگی شهری و خدمات اکولوژیکی جنگل‌های شهری؛ همواره روشنفکران و دغدغه‌مندان نسبت به نابودی فضای سبز در اثر سوء‌مدیریت و خشک‌شدن جنگل‌های شهری به دلیل تغییرات اقلیمی و کمبود آب معترض بوده و ابراز نگرانی کرده‌اند. ازاین‌رو پیشنهادها و توصیه‌هایی در زمینه‌های نحوه مدیریت آب و اصلاح سیستم آبیاری، طرح کاشت و... مطرح می‌شود که در راستای تعویق نابودی این زیرساخت‌های حیاتی شهری ارائه می‌شود. این رویکرد منجر به ترمیم موقت و بهبود وضعیت فضای سبز شهری در کوتاه‌مدت می‌شود اما از علت اصلی این مسئله در سطح راهبردی غفلت می‌شود. علت اصلی وقوع این مسئله را می‌توان در بی‌توجهی به مقوله‌ای به نام «مکان» جست‌وجو کرد، مکان دربردارنده تاریخ و جغرافیا به‌صورت جدایی‌ناپذیر است. مردمان ایران در طول تاریخ همواره به آب و درخت توجه خاصی داشته‌اند و این عناصر در ذهنیت و اعتقادات آنان مقدس شمرده می‌شدند؛ حضور تک‌درختان کهن در نقاط عطف شهری و ابداع پدیده‌ای به نام «باغ ایرانی» از شواهد این رویکرد است. باغ ایرانی و منظر سبز شهری که در تهران و دیگر شهرهای ایرانی احداث شده بودند، سازگار با مکان بوده و با توجه محدودیت‌های اقلیمی و منابع آبی ایجاد می‌شدند. حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا مردمانی که علاقه و توجه این‌چنین به آب و درخت داشته‌اند از سبزشدن کل محیط پیرامون خود خوشحال نمی‌شدند؟ پس چرا تلاشی برای جنگل‌کاری انبوه در سطح وسیع نکردند؟ با توجه به تعدد قنات‌های اطراف شهر تهران و وفور آب، مساحت و جمعیت کمتر تهران نسبت به امروز، رؤیای تهرانِ سبز دور به نظر نمی‌رسید اما هیچ‌گاه در طول تاریخ به اندازه دوران معاصر تلاش‌های فراوان برای جنگل‌کاری انبوه نشده است. باغ‌های اطراف تهران با اهداف مختلف معیشتی در مسیر قنات‌ها و با لحاظ محدودیت‌های اقلیمی و منابع آبی ایجاد شدند. درحالی‌که در دوره معاصر تلاش‌های چندین‌ برابری برای احداث جنگل در مقیاس وسیع و برداشت بی‌رویه از منابع آبی برای حفظ و گسترش جنگل‌های شهری در برنامه‌ریزی شهری تهران مشهود است. اگرچه به چگونگی انتخاب گونه‌های گیاهی، طرح کاشت، نحوه آبیاری و مکان‌یابی جنگل‌های شهری انتقادات فراوانی وارد است، سؤال اصلی این است که آیا اساسا ایجاد جنگل در اقلیم ناسازگار با آن امری صحیح است؟ در واقع با این کار ما به جنگ مکان خواهیم رفت. اگر مکان به‌لحاظ جغرافیایی پذیرای جنگل شهری در سطح انبوه نیست، پس چرا ما به ایجاد جنگل در سطح انبوه در این مکان با محدودیت‌های اقلیمی و منابع آبی اصرار بورزیم که در ادامه با صرف هزینه‌های هنگفت در حفظ این پدیده ناسازگار با مکان نیز ناکام بمانیم؟ از نظر بعد تاریخی مکان نیز این موضوع مطرح است که ایجاد فضایی که دارای ارتباط ادراکی و پیوند ذهنی با تاریخ و فرهنگ و گذشته ساکنان است، مورد توجه و استقبال بیشتر آنان نیز خواهد بود. هنگامی که صحبت از برنامه‌ریزی در سطح وسیع شهری می‌شود، شناسایی ظرفیت‌های مکانی مقدمه ایجاد پدیده‌ای است که پایدار، تاب‌آور و محبوب نزد ساکنان خواهد بود؛ زیرا در رویکرد مکان‌محور نه به اقتضائات محیطی بی‌توجهی و نه از نیازهای جامعه محلی غفلت می‌شود.مسئله این نیست که شهر تهران به فضای سبز نیاز ندارد، بلکه مسئله آن است که میان انواع مختلف فضای سبز تفاوت قائل شویم. باغ، باغستان، دره‌های طبیعی، کریدورهای سبز، فضای سبز محلی و جنگل‌کاری انبوه هرکدام منطق اکولوژیک و اجتماعی متفاوتی دارند. پایداری زمانی حاصل می‌شود که الگوی فضای سبز با ظرفیت‌های مکانی سازگار باشد، نه اینکه یک الگوی واحد به همه نقاط شهر تعمیم داده شود. به‌علاوه هزینه‌های پنهان جنگل‌کاری انبوه در اقلیم ناسازگار نیز قابل تأمل است؛ هر هکتار جنگل مصنوعی در اقلیم نیمه‌خشک تهران نیازمند مصرف مستمر آب، نگهداری و مداخلات مدیریتی است. 

بنابراین مسئله تنها خشک‌شدن درختان نیست؛ بلکه تخصیص منابع مالی و آبی کمیاب به چشم‌اندازی است که بقای آن وابسته به مداخلات دائمی انسان است. شاید به جای تمرکز بر گسترش جنگل‌های مصنوعی، لازم باشد احیای ساختارهای تاریخی سبز-آبی تهران در دستور کار قرار گیرد؛ ساختارهایی همچون دره‌ها، منظر سبز محلات، باغ‌های تاریخی، قنوات و باغستان‌های پیرامونی که طی قرن‌ها در تعامل با اقلیم و فرهنگ محلی شکل گرفته‌اند و ظرفیت بیشتری برای پایداری و تاب‌آوری دارند. تهران تاریخی با باغ‌ها، قنوات، دره‌ها و تک‌درختان شاخص شناخته می‌شد، نه با جنگل‌های گسترده مصنوعی. شاید پایداری آینده فضای سبز تهران بیش از آنکه در کاشت میلیون‌ها درخت جدید باشد، در بازشناسی و احیای منطق تاریخی شکل‌گیری منظر سبز این شهر نهفته باشد؛ منطقی که در آن طبیعت نه در تقابل با مکان، بلکه در هماهنگی با آن شکل می‌گرفت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.