وقتی کوری به دیدن میرسد
سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده که هر جمعه از فیلمنت پخش میشود، از آن دست مجموعههایی است که عنوانش را میتوان فراتر از یک نام، بهمثابه کلیدواژهای برای خواندن جهان داستان در نظر گرفت. کوری در اینجا فقط به معنای ازدستدادن بینایی نیست؛ میتواند استعارهای از ندیدن، نخواستن دیدن و حتی عادتکردن به ندیدن باشد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
رضا صائمی: سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده که هر جمعه از فیلمنت پخش میشود، از آن دست مجموعههایی است که عنوانش را میتوان فراتر از یک نام، بهمثابه کلیدواژهای برای خواندن جهان داستان در نظر گرفت. کوری در اینجا فقط به معنای ازدستدادن بینایی نیست؛ میتواند استعارهای از ندیدن، نخواستن دیدن و حتی عادتکردن به ندیدن باشد. ندیدن آسیبهایی که آرامآرام در متن زندگی اجتماعی ریشه میدوانند، ندیدن قربانیانی که معمولا بعد از وقوع فاجعه دیده میشوند و ندیدن مسئولیتهایی که پیش از حادثه باید جدی گرفته میشدند.
سجاد پهلوانزاده در مقام کارگردان، با فیلمنامه امیر ابیلی و تهیهکنندگی کاظم دانشی، سراغ موضوعی رفته که اگرچه در جامعه واقعیتی انکارناپذیر است، در سریالها و فیلمهای ایرانی کمتر به شکل مستقیم و دراماتیک مورد توجه قرار گرفته است؛ پیامدهای مصرف مشروبات الکلی تقلبی و سمی. داستان از یک مراسم عروسی آغاز میشود؛ جایی که مصرف مشروب تقلبی به مسمومیت و نابینایی تعدادی از حاضران میانجامد و از دل همین حادثه، یک پرونده جنایی و اجتماعی شکل میگیرد. اهمیت «کوری» دقیقا در همین نقطه است؛ در اینکه به سراغ آسیب اجتماعیای میرود که معمولا یا در سکوت درباره آن صحبت میشود یا اگر هم به تصویر درمیآید، بیشتر به عنوان یک عنصر فرعی در روایت حضور دارد. اینجا اما الکل صرفا یک «نشانه» برای شخصیتپردازی یا فضاسازی نیست، بلکه خودِ آن به منشأ یک بحران تبدیل میشود. به همین دلیل، سریال میتواند مخاطب را از سطح اخلاقی «مصرف خوب است یا بد؟» فراتر ببرد و با پرسشهای پیچیدهتری مواجه کند: چرا چنین محصولاتی وارد چرخه مصرف میشوند؟ چه کسانی از آن سود میبرند؟ قربانی اصلی چه کسی است؟ و مسئولیت اجتماعی این فاجعه را باید متوجه فرد دانست یا شبکهای از مناسبات اقتصادی، نظارتی و اجتماعی؟ در واقع یکی از نکات مهم «کوری» این است که آسیب اجتماعی را از حالت انتزاعی خارج میکند و به «بدن» انسان پیوند میزند. نابینایی، مسمومیت، اضطراب خانوادهها و فروپاشی نظم یک مراسم، به مخاطب نشان میدهد یک رفتار یا پدیده اجتماعی چگونه میتواند از حوزه انتخاب فردی خارج شده و به مسئلهای جمعی بدل شود. از این منظر، سریال واجد یک نگاه جامعهشناختی بالقوه است؛ به این معنا که آسیب اجتماعی فقط حاصل تصمیم یک فرد نیست، گاهی نتیجه زنجیرهای از انتخابها، بیمسئولیتیها، منافع اقتصادی و خلأهای نظارتی است.
اما اگر «کوری» فقط همین موضوع را داشت، احتمالا نمیتوانست به یک درام جنایی قابل پیگیری تبدیل شود. امتیاز مهم مجموعه جدید فیلمنت این است که فاجعه اجتماعی را با سازوکار یک قصه معمایی و قضائی پیش میبرد. قهرمانان داستان در پی کشف حقیقت هستند و همین «جستوجوی حقیقت»، موتور محرک روایت میشود. شعار «و عدالت برای همه» نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند؛ چون عدالت در «کوری» صرفا یک مفهوم حقوقی نیست، بلکه تبدیل به پرسشی اجتماعی میشود؛ این پرسش که آیا همه قربانیان، فارغ از موقعیت و قدرت و ارتباطات، به یک اندازه امکان رسیدن به عدالت دارند؟
یکی از نقاط قوت سریال فیلمنت، ریتم و ضرباهنگ روایت است. «کوری» برخلاف بسیاری از سریالهای جنایی که برای ایجاد تعلیق، روایت را بیش از اندازه کش میدهند، تلاش میکند اطلاعات را قطرهقطره اما با ریتمی حسابشده در اختیار مخاطب بگذارد. این ضرباهنگ باعث میشود حادثه اولیه صرفا یک شوک افتتاحیه نباشد، بلکه به تدریج تبدیل به زنجیرهای از پرسشها و موقعیتها شود. تغییر مداوم میان فضای شخصی شخصیتها، فضای پلیسی-قضائی و ابعاد اجتماعی پرونده نیز به حفظ انرژی روایت کمک میکند. انتشار هفتگی مجموعه هم این ویژگی را پررنگتر کرده است؛ هر قسمت باید هم به اندازه کافی اطلاعات بدهد و هم بخشی از تعلیق را برای قسمت بعد حفظ کند.
در کنار کارگردانی، بازیها نیز از نقاط اتکای «کوری» هستند. امیر جعفری در نقش بازپرس، تلاش میکند شخصیت را از تیپ آشنای «مأمور قانون» فاصله و وجه انسانی و فرسوده او را هم نشان دهد. سارا بهرامی نیز در کنار او از ظرفیتهای عاطفی نقش استفاده میکند، بیآنکه بازی به سمت اغراق ملودراماتیک برود. امیر نوروزی در نقش سرگرد ضرابی، از دیگر بازیهایی است که به فضای پلیسی سریال انرژی میدهد و حضورش در کنار جعفری، نوعی تنوع در مناسبات قدرت و نگاه به پرونده ایجاد میکند که در نهایت موجب میشود تصویری رئالیستی و واقعگراتر از پلیس ایرانی ترسیم شود.
نکته جالبتر اما در بازیهای مکمل است. در سریالی که موضوع آن یک فاجعه جمعی است، شخصیتهای فرعی نباید صرفا کارکرد ابزاری برای جلوبردن قصه داشته باشند؛ باید بخشی از «جامعه» را نمایندگی کنند. حضور عباس جمشیدیفر، شهرام قائدی، پرویز فلاحیپور، حدیث میرامینی، غزاله اکرمی، مجید نوروزی، سحر لطفی و دیگر بازیگران مکمل، به همین دلیل اهمیت پیدا میکند. «کوری» از طریق این چهرهها میتواند جامعهای را بسازد که پرونده جنایی در دل آن اتفاق افتاده است، نه اینکه فقط چند شخصیت اصلی را در یک بازی پلیسی محصور کند.
البته همینجا باید به یک مرز مهم اشاره کرد؛ بازنمایی آسیب اجتماعی با عادیسازی آن یکی نیست. وقتی اثری درباره مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر یا خشونت صحبت میکند، همیشه این خطر وجود دارد که نمایش مکرر این عناصر، بهجای نقد آنها، به عادیشدنشان کمک کند. درباره «کوری» نیز چنین بحثی شکل گرفته است. منتقدان، نمایش مصرف مشروبات الکلی را از منظر احتمال عادیسازی ناهنجاریها مورد پرسش قرار دادهاند. اما تفاوت مهمی میان «نمایش آسیب» و «ترویج آسیب» وجود دارد و قضاوت درباره «کوری» باید براساس مسیر کلی روایت انجام شود، نه صرفا حضور یک بطری یا یک صحنه. اگر نمایش الکل در نهایت به آشکارشدن پیامدهای واقعی و انسانی آن منجر شود، میتواند کارکردی انتقادی پیدا کند. اتفاقا یکی از ارزشهای سریال این است که مصرف مشروبات تقلبی را از یک کنش پنهان و حاشیهای به مسئلهای اجتماعی و قابل گفتوگو تبدیل میکند.
«کوری» در نهایت درباره نابینایی نیست، درباره دیدن است؛ دیدن چیزی که ترجیح میدهیم نبینیم، دیدن قربانی پیش از آنکه به آمار تبدیل شود، دیدن مسئولیت پیش از آنکه فاجعه رخ دهد و شاید مهمتر از همه دیدن این واقعیت که بسیاری از آسیبهای اجتماعی زمانی خطرناکتر میشوند که جامعه به آنها عادت کند. ارزش اصلی سریال نیز در همین است که یک پرونده جنایی را بهانهای برای طرح یک پرسش اجتماعی میکند؛ آیا عدالت فقط زمانی معنا دارد که فاجعه رخ داده باشد یا جامعه باید پیش از فاجعه نیز مسئولیت خود را بپذیرد؟ «کوری» هنوز در مسیر پاسخدادن به این پرسش است، اما تا همینجا توانسته با ریتم مناسب، بازیهای قابل اتکا و انتخاب سوژهای کمتر دیدهشده، مخاطب را وادار کند نهفقط به یک پرونده، بلکه به بخشی از واقعیت اجتماعی اطراف خود نگاه کند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.