نگاهی به موج جدید دنباله سازی در تلویزیون
مسکّنهای کوتاه مدت
رسانهای شدن اخبار تولید فصلهای تازه سریالهای سالهای دور تلویزیون از یک استراتژی جدید در سیاستگذاری تصمیم سازان ارشد این رسانه در حوزه سریالسازی حکایت دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مازیار معاونی- رسانهای شدن اخبار تولید فصلهای تازه سریالهای سالهای دور تلویزیون از یک استراتژی جدید در سیاستگذاری تصمیم سازان ارشد این رسانه در حوزه سریالسازی حکایت دارد. مطابق اخبار منتشر شده فصل سوم سریال «کاراگاه علوی» به زودی روی آنتن میرود، فصل سوم مجموعه «مرد هزار چهره» مراحل تولید خود را از سر میگذراند، فصل دوم مجموعه دهه هفتادی «آژانس دوستی» به زودی وارد مرحله تولید خواهد شد و تصمیماتی برای ساخت فصل چهارم سریال «زیر آسمان شهر» آن هم پس از حدود ربع قرن از اتمام پخش فصل سوم وآخر این سریال اتخاذ شده که اخبار آن هرازگاهی به گوش میرسد.
به راهبرد اخیر سیما در بیرون کشیدن سریالهای قدیمی از غبار زمان و نهایتاً کنداکتور پخش شبکه آی فیلم و دمیدن روح تازهای به کالبد آنها میتوان از چند جنبه نگاه کرد، نخست اینکه دنباله سازی بر آثار خاطره انگیز نمایشی بخشی از جذابیت رسانههای تولید کننده آثار نمایشی است از سینما گرفته تا تلویزیون و حتی شبکه نوپاتر نمایش خانگی. به هر حال یک محصول نمایشی در روزگاری، مطلوب بخشهای گستردهای از مخاطبین یک رسانه بوده، از خود ردّی از خاطرات خوشایند را در ذهن و حافظه آنها بر جای گذاشته و عقل سلیم و درک درست رسانهای حکم میکند که این ظرفیتِ بالقوه مجدداً و البته با تعمیق و دقت نظر به کار گرفته شود اما این تمام قضیه نیست و باید از جنبههای دیگر هم در این مقوله تأمل کرد، یکی از این جنبهها در نظر گرفتن فاصله زمانی معقولی است که معمولاً میان دنبالههای مختلف یک محصول نمایشی لحاظ میشود و به این موضوع توجه میشود که شکافهای زمانی میان آنها به گونهای باشد که فراموشی و زدودن خاطرات فصلهای نخست یک اثر نمایشی و یا دست کم کمرنگ شدن بیش از حد و اندازه آن نزد بینندگان آن اثر را در پی نداشته باشد، همانگونه که بسیاری از دنبالههای جهان سینما و یا حتی مجموعههای دنبالهداری نظیر «پایتخت»، «نون خ» ،«زیرخاکی» و «آقای قاضی» با رعایت چنین قاعدهای ساخته و عرضه میشوند، با پذیرفتن این اصل بدیهی که بعید است کسی در پذیرش آن تردیدی داشته باشد چهار سریال «آژانس دوستی»، «زیر آسمان شهر»، «کاراگاه علوی» و«مرد سه هزار چهره» به ترتیب پس از بیست و هشت، بیست و چهار، هجده و هفده سال از پخش فصول قبلی خود در دستور ساخت قرار گرفتهاند، حال این پرسش مطرح است که آیا گذشت مدت زمانی این چنین طولانی که تغییرات بسیار طیف جمعیت بیننده فصول قدیم و جدید را به دنبال خواهد داشت( بسیاری از مخاطبین سالهای دور تلویزیون و فصلهای نخست آثار دنباله دار فوق الذکر در گذشتهاند و در مقابل مخاطبینی از گروههای سنی پایین تر در این بازه زمانی طولانی چشم به جهان گشودهاند که با این آثار خاطرهای ندارند) را میتوان به شکل تامّ و تمام با سیر منطقی و پذیرفته شده دنباله سازی در آثار نمایشی منطبق دانست؟ به عنوان چند مصداق عینی میتوان از تصمیم گیران حوزه نمایش سیما چنین سؤالی را پرسید که کاراکترهایی همچون «خشایر مستوفی» و «بهروز پیرپکاجکی» در سریال «زیر آسمان شهر»، «کاراگاه محمد علوی» در مجموعه «کاراگاه علوی» و نظایر آنها برای بسیاری از متولدین دهه هشتاد به بعد چه جاذبه و چه تداعی خاطرهای را ایجاد میکنند که حالا پس از این بازه زمانی طولانی به بازگشتشان به قاب تلویزیون فکر شده است؟! البته ممکن است در پاسخ گفته شود که فصلهای پیشین همه یا بخشی از این آثار ظرف یک و نیم دههای که از راه اندازی شبکه آی فیلم گذشته از طریق این شبکه روی آنتن رفتهاند که ادعای درستی است ولی در مقابل این وجه را هم باید در نظر گرفت که بخش عمده آثار بازپخشی بنا به تغییر شرایط زمانی و فرمولهای در حال تغییر برنامه سازی برای بینندگانی از گروههای سنی پایینتر جذابیت چندانی ندارند و بنابراین اگرهم طیفی از این گروه سنی مخاطب فصلهای پیشین این سریالها از طریق آی فیلم بوده باشند نمیتوان این موضوع را به تمام بینندگان تازهتر آثار نمایشی تلویزیون بسط داد و انتظار اقبال قابل توجه به این آثار را در سر پرورانید.
جنبه دیگر موضوع، بحث انتخاب آثاری است که در دستور دنباله سازی قرار گرفتهاند، در مقابل چهار سریال متعلق به دهههای هفتاد و هشتاد تلویزیون که به نامشان اشاره شد، آثار دیگری هستند که از آنجا که پخش اولشان در دهه نود خورشیدی اتفاق افتاده است با توجه به ادلّه بر شمرده شده تناسب بیشتری برای دنباله سازی دارند که متأسفانه مورد غفلت واقع شدهاند. شاخصترین این آثار سریال پلیسی دیدنی«هوش سیاه» است که دو فصل آن به ترتیب در سالهای هشتاد و نه و نود و دو خورشیدی پخش شد و با اینکه پایان فصل دوم به گونهای طراحی شده بود که ادامه داستان در فصل جدید را توجیه مینمود اما با گذشت سیزده سال از اتمام پخش و در حالی که بسیاری از مخاطبین فعلی آثار نمایشی، خاطرات خوبی با این سریال قابل اعتناء دارند به نظر میرسد کاملاً به بوته فراموشی سپرده شده و از ساخته شدن فصل تازه آن خبری نیست. علاوه بر این دو مجموعه «نفس» ساخته ساخته جلیل سامان و «پدر»ساخته بهرنگ توفیقی که در اواسط دهه نود روی آنتن رفتند از جمله مجموعههایی هستند که بلاتکلیف رها شدهاند و اگرچه آثاری هستند که نمیتوان آنها را در رسته سریالهای پربیننده و برند تلویزیون رسته بندی کرد اما از آنجا که در بازه زمانی نزدیکتری به زمان فعلی روی آنتن رفتهاند و در حد و اندازههای قابل قبولی بیننده داشتند میتوانستند ولو به هزینه تغییراتی همچون تغییر بازیگر اصلی زن در سریال «پدر» در دستور دنبالهسازی قرار بگیرند که به نظر میرسد تا کنون چنین تصمیمی برایشان اتخاذ نشده است.
اما فارغ از آثاری که برای دنباله سازی انتخاب شدهاند و کلیت این مقوله، آنچه که در ارزیابی وضعیت کلی حوزه سریال سازی تلویزیونی به چشم میخورد لزوم آسیب شناسی دقیق این حوزه و درمان ریشهای علل و عوامل اُفت قابل توجه میزان بینندگان مجموعههای تلویزیونی است وگرنه صرف به راه افتادن موج دنباله سازی، آن هم با شرایطی که بر شمرده شد، ساخت و پخش این آثار در بهترین حالت و در صورتی که تجربه ناموفق فصل چهارم سریال «روزگار جوانی» که بیست و دو سال پس از فصل سوم آن پخش شد و توجه خاصی را به خود جلب نکرد را تکرار نکند از حد و اندازه یک مسکن کوتاه مدت فراتر نخواهد رفت.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.