|

جای دوچرخه در شهرهای ما خالی نیست

جای دوچرخه در شهر ما خالی نیست؛ ما انباری از دوچرخه‌های متروک داریم که سال‌ها زیر آفتاب و باران‌اند. جای دوچرخه در شهرهای ما خالی نیست؛ ما کیلومترها مسیر دوچرخه در شهر داریم که در تصرف خودروها و موتورسیکلت‌هاست.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مرضیه باریکانی-مدیرعامل انجمن حمل‌ونقل پاک و پایدار: جای دوچرخه در شهر ما خالی نیست؛ ما انباری از دوچرخه‌های متروک داریم که سال‌ها زیر آفتاب و باران‌اند. جای دوچرخه در شهرهای ما خالی نیست؛ ما کیلومترها مسیر دوچرخه در شهر داریم که در تصرف خودروها و موتورسیکلت‌هاست. در سال‌های اخیر بارها درباره ضرورت توسعه دوچرخه‌سواری و راه‌اندازی سامانه‌های دوچرخه اشتراکی در شهرها سخن گفته شده‌؛ اما واقعیت آن است که مسئله اصلی شهرهای ما، کمبود دوچرخه یا حتی کمبود زیرساخت فیزیکی نیست. اگر با نگاهی دقیق‌تر به شهر بنگریم، مشاهده می‌کنیم که انباری از دوچرخه‌های متروک در شهرمان وجود دارد؛ دوچرخه‌هایی که سال‌ها زیر آفتاب و باران رها شده‌‌ و از چرخه استفاده خارج شده‌اند. از سوی دیگر، بسیاری از کلان‌شهرهای ما (به‌ویژه تهران) دارای کیلومترها مسیر ویژه دوچرخه هستند، ولی این مسیرها در عمل توسط خودروها و موتورسیکلت‌ها اشغال شده و کارکرد اصلی خود را از دست داده‌اند. بنابراین جای دوچرخه در شهر خالی نیست، بلکه آنچه غایب است، نگرشی صحیح، منسجم و هم‌پیوند نسبت به «نقش دوچرخه در شبکه حمل‌ونقل شهری» است. دوچرخه اشتراکی زمانی می‌تواند موفق باشد که بخشی از یک سیاست جامع برای ارتقای کیفیت زندگی شهری تلقی شود. در چنین رویکردی، دوچرخه نه یک وسیله تفریحی، بلکه ابزاری کارآمد برای جابه‌جایی روزمره شهروندان به شمار می‌رود. تجربه بسیاری از شهرهای موفق جهان نشان داده است ‌توسعه دوچرخه اشتراکی بدون یکپارچگی با سایر مدهای حمل‌ونقل، بدون تأکید بر ضرورت استفاده، بدون تأمین ایمنی مسیرها و بدون حمایت نهادهای شهری و مطالبه اجتماعی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

یکی از مهم‌ترین ابعاد این موضوع، توجه به نیازهای بانوان در شهر است. دوچرخه می‌تواند ابزاری مؤثر برای افزایش دسترسی، استقلال و تحرک زنان در فضاهای شهری باشد‌ (که متأسفانه این نگرش صرفا برای موتورسیکلت حاکم است)؛ اما این امر مستلزم فراهم‌شدن شرایطی ایمن و مناسب است. هنگامی که مسیرهای دوچرخه در تصرف وسایل نقلیه موتوری قرار دارند یا امنیت و آسایش کاربران تأمین نمی‌شود، طبیعی است که بخش بزرگی از جامعه تمایلی به استفاده از این شیوه حمل‌ونقل نداشته باشد. از این‌رو، موفقیت سامانه‌های دوچرخه اشتراکی بیش از هر چیز به ایجاد محیطی امن و قابل اعتماد و سهولت بهره‌برداری برای تمامی شهروندان، به‌ویژه بانوان، وابسته است. در مقابل، در سال‌های گذشته شاهد افزایش گرایش شهروندان به استفاده از موتورسیکلت بوده‌ایم. این روند اگرچه در ظاهر پاسخ‌گوی نیاز به جابه‌جایی سریع در شهرهای پرترافیک است، ولی پیامدهای درخور توجهی از‌جمله افزایش تصادفات، آلودگی هوا، آلودگی صوتی و کاهش ایمنی معابر شهری را به همراه دارد. گسترش استفاده از موتورسیکلت به‌ویژه در سفرهای کوتاه شهری (درون‌محله‌ای)، نشان‌دهنده آن است که دوچرخه هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در نظام حمل‌ونقل شهر پیدا کند. واقعیت این است که بخش درخور توجهی از سفرهای درون‌شهری، به‌خصوص در محلات و برای فواصل کمتر از پنج کیلومتر، به راحتی با دوچرخه قابل انجام است. این مسافت‌ها از نظر زمانی و انرژی کاملا با قابلیت‌های دوچرخه سازگار هستند. با این حال، در بسیاری از محلات شهری، تراکم بالای خودروها و موتورسیکلت‌ها نه‌تنها استفاده از دوچرخه را دشوار کرده، بلکه حضور آن را در معابر به حاشیه رانده است. از سوی دیگر، سهم دوچرخه در سفرهای شهری کشور هنوز نامشخص و در عمل بسیار ناچیز است. نبود آمار دقیق و پایش مستمر، برنامه‌ریزی برای توسعه این شیوه حمل‌ونقل را با دشواری مواجه کرده است. راه‌اندازی سامانه‌های دوچرخه اشتراکی می‌تواند فرصتی برای بازگرداندن دوچرخه به زندگی روزمره شهروندان باشد؛ اما موفقیت این طرح‌ها در گرو تغییر نگرش مدیران شهری، ایجاد مطالبه اجتماعی، تأمین ایمنی و حفاظت از زیرساخت‌ها‌ست. تنها در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت که دوچرخه از یک عنصر حاشیه‌ای به بخشی مؤثر از شبکه حمل‌ونقل پایدار شهری تبدیل شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.