|

امنیت انرژی و توهم مسیرهای جایگزین

بازخوانی ریسک در شریان‌های تجارت جهانی انرژی

یکی از دیرپاترین مفروضات ژئوپلیتیک انرژی آن بوده است که تنوع‌بخشی به مسیرهای انتقال، ضامن ارتقای امنیت انرژی است. بر همین مبنا، کشورها در دهه‌های گذشته میلیاردها دلار برای احداث خطوط لوله، توسعه بنادر صادراتی و خلق کریدورهای جایگزین سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا وابستگی خود را به گلوگاه‌های راهبردی مهار کنند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سیدرضا حسینی -  کارشناس انرژی

 

یکی از دیرپاترین مفروضات ژئوپلیتیک انرژی آن بوده است که تنوع‌بخشی به مسیرهای انتقال، ضامن ارتقای امنیت انرژی است. بر همین مبنا، کشورها در دهه‌های گذشته میلیاردها دلار برای احداث خطوط لوله، توسعه بنادر صادراتی و خلق کریدورهای جایگزین سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا وابستگی خود را به گلوگاه‌های راهبردی مهار کنند. اما تحولات اخیر، از تنگه هرمز تا باب‌المندب، نشان می‌دهد که این گزاره، دست‌کم در صورت‌بندی کلاسیک خود، دیگر به‌تنهایی تاب‌آوری در برابر واقعیت‌های ژئوپلیتیک را ندارد. مسیرهای جایگزین، لزوما امنیتی جایگزین نمی‌آفرینند؛ گاه تنها جغرافیای ریسک را جابه‌جا می‌کنند. این همان چیزی است که می‌توان آن را «توهم مسیر جایگزین» نامید؛ این تصور که احداث یک خط لوله، بندر یا کریدور جدید، به‌تنهایی می‌تواند آسیب‌پذیری ژئوپلیتیکی تجارت انرژی را برطرف کند. حال آنکه در شبکه درهم‌تنیده تجارت جهانی انرژی، ریسک نه لزوما حذف، بلکه از گلوگاهی به گلوگاهی دیگر منتقل و میان اجزای شبکه بازتوزیع می‌شود. از این منظر، امنیت انرژی در جهان امروز دیگر صرفا در حجم ذخایر، ظرفیت تولید یا شمار مسیرهای صادراتی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توان یک شبکه برای جذب شوک، تغییر مسیر، مهار اختلال و تداوم جریان انرژی در متن بحران معنا می‌یابد.

از هرمز تا باب‌المندب؛ وقتی مسیر جایگزین، ریسک را جابه‌جا می‌کند

عربستان سعودی نمونه‌ای روشن از محدودیت نگاه کلاسیک به مفهوم مسیر جایگزین است. این کشور پس از جنگ نفتکش‌ها در دهه ۱۹۸۰، با هدف کاهش وابستگی صادرات نفت به تنگه هرمز، خط لوله شرق-غرب را توسعه داد تا نفت مناطق شرقی را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند. این زیرساخت برای سال‌ها نمادی از مدیریت موفق ریسک ژئوپلیتیکی تلقی می‌شد؛ زیرا امکان تداوم صادرات را در صورت اختلال در هرمز فراهم می‌کرد. اما تشدید ناامنی در دریای سرخ و حملات به کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها در محدوده باب‌المندب، آسیب‌پذیری پنهان این راهبرد را آشکار کرد. نفتی که از طریق خط لوله شرق-غرب از هرمز فاصله گرفته بود، برای رسیدن به بسیاری از بازارهای جهانی همچنان به دریای سرخ، باب‌المندب و کانال سوئز وابسته می‌ماند؛ مسیرهایی که خود به کانون‌های تازه‌ای از ریسک ژئوپلیتیکی بدل شدند. به بیان دیگر، عربستان توانست وابستگی خود به هرمز را کاهش دهد، اما از منطق گلوگاه‌ها رهایی نیافت؛ ریسک حذف نشد، بلکه جغرافیای ظهور آن تغییر کرد.

پایان نگاه نقطه‌ای؛ امنیت انرژی در عصر پیوستگی

برای دهه‌ها، هرمز، باب‌المندب و کانال سوئز گلوگاه‌هایی مستقل تلقی می‌شدند؛ اما امروز حلقه‌های یک زنجیره جهانی‌اند و اختلال در هر یک، پیامدهایی در سراسر شبکه ایجاد می‌کند. بحران دریای سرخ این واقعیت را آشکار کرد. تغییر مسیر کشتی‌ها از سوئز به دماغه امیدنیک، تجارت را متوقف نکرد، اما زمان حمل، مصرف سوخت، بیمه و هزینه حمل‌ونقل را افزایش داد. از این منظر، ریسک انرژی تنها کاهش عرضه نیست؛ گاه انرژی موجود است، اما رساندن آن به مقصد پرهزینه‌تر و شکننده‌تر می‌شود. به این‌ ترتیب، ژئوپلیتیک به متن اقتصاد انرژی راه یافته و امنیت دریایی، بیمه، زمان انتقال و انعطاف‌پذیری لجستیکی به مؤلفه‌های امنیت انرژی بدل شده‌اند. از همین رو، جهان انرژی از «منطق مسیر» به «منطق شبکه» گذر می‌کند؛ جایی که ارزش یک زیرساخت نه در وجود منفرد آن، بلکه در میزان اتصال، انعطاف‌پذیری و توان آن برای حفظ تداوم کل زنجیره معنا می‌یابد.

فراتر از مسیر جایگزین؛ حرکت به سوی تاب‌آوری انرژی

مسیرهای جایگزین خطا نیستند؛ خطا، تلقی آنها به‌عنوان راه‌حل نهایی است. خطوط لوله، بنادر و کریدورهای متنوع همچنان ابزارهای مهم امنیت انرژی‌اند، اما ابزار کاهش آسیب‌پذیری هستند، نه تضمین مصونیت در برابر بحران. امنیت واقعی آنگاه شکل می‌گیرد که این مسیرها در معماری فراگیرتری از خطوط لوله، بنادر، ناوگان حمل‌ونقل، ذخایر راهبردی، پوشش بیمه‌ای، فناوری‌های پایش و دیپلماسی فعال انرژی به یکدیگر پیوند بخورند. هدف نیز حذف کامل ریسک نیست؛ بلکه ساختن ظرفیتی برای جذب شوک، مهار اختلال و استمرار جریان انرژی است. اگر در گذشته رقابت انرژی بر سر منابع بود و سپس به رقابت بر سر مسیرها کشیده شد، اکنون میدان اصلی رقابت، تاب‌آوری شبکه‌های انرژی خواهد بود. تحولات هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که امنیت انرژی محصول یک مسیر نیست؛ محصول یک شبکه است. در عصر جدید انرژی، مزیت راهبردی نه در داشتن یک «مسیر جایگزین»، بلکه در توانایی طراحی و استقرار شبکه‌ای تاب‌آور برای جذب، توزیع و مدیریت ریسک نهفته است.


 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.