بازخوانی پیام اربعین؛ از اصلاح تاریخی تا مسئولیت امروز
اربعین فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ آینهای است که عاشورا را در آن میتوان بارها دید. اما اگر کربلا، عاشورا و اربعین را در حصار یک واقعه تاریخی زندانی کنیم، چه ستمی بر سیدالشهدا روا داشتهایم؟
اربعین فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ آینهای است که عاشورا را در آن میتوان بارها دید. اما اگر کربلا، عاشورا و اربعین را در حصار یک واقعه تاریخی زندانی کنیم، چه ستمی بر سیدالشهدا روا داشتهایم؟
هدف او «اصلاح امت» بود؛ امتی که از شاهراه فطرت به بیراهه رفته بود. ظلم و فساد، نشانههای همیشگی این انحرافاند و مبارزه با آنها نه یک احساس زودگذر، که رسالتی عقلانی و وجدانی برای هر پیرو حسین است. او به ما آموخت جامعه برای رهایی از آفت روزمرگی، نیازمند خودارزیابی مستمر با معیارهایی فراتاریخی است؛ معیارهایی که نه از عرف زمان، که از نور وحی و فطرت میتابد.
اما کربلا در یک روز تمام نشد. ادامهاش را زینب(س) رقم زد؛ در شام اسارت، در بازگشت به خرابههای کربلا، در مدینه و حتی در تبعیدگاههای شام یا مصر. او درسی بزرگ داد: پاسداشت کرامت انسانی و زندهداشتن امید در تاریکترین ساعات. ندای زینب در دل اسارت این بود که تحت هیچ شرایطی کرامت انسانی خود را مفروشید.
و نیز رسالت او، رسانهبودن در برابر توفان تحریف بود؛ وقتی همهچیز در ابهام قدرت غرق میشد، او حقیقت را از ورای زنجیرها فریاد زد. هر عصری اسارتهای خاص خود را دارد: اسارت در شایعهها، اخبار جهتدار، و فضای مجازی پرآشوب که گاه واقعیت را در نقاب توهم میپوشاند. جامعه امروز ما که به دو قطبیهای کاذب دچار شده، از انعکاس کاریکاتوری وقایع رنج میبرد؛ جایی که توهم جای واقعیت مینشیند و صدای حقیقت در میان هیاهوی شایعهها گم میشود. در این شرایط، آنگاه که برخی رسانهها و از جمله رسانه ملی، انعکاس تمامنمای مردم نیستند و خود به یکی از قطبهای متوهم بدل شدهاند، وظیفه پیروان زینب، تشخیص درست از نادرست، شایعهزدایی و حفظ صداقت در عرصه مجازی و حقیقی است. برملاکردن کژفهمیها و اخبار ناصواب، امروز یکی از مصداقهای روشن رسالت زینبی است.
از دیگر درسهای پس از عاشورا، مقاومت در برابر یأس است. زینب در اوج مصیبت گفت: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ جز زیبایی ندیدم. این سخن نه انکار تلخی فاجعه، که انتخاب نگاه امیدوارانه است؛ درسی برای انسان امروز که گاه در گرداب اخبار سیاه، چراغ فردا را گم میکند. او و امام سجاد نشان دادند حتی در تنگنای اسارت، میتوان کنشگر آگاه بود و از انفعال رهایی یافت و امیدی فعال آفرید.
این پیامها، از مرزهای مذهب و آیین عبور میکنند. عدالت، کرامت، آزادگی و امید، زبان مشترک همه انسانهاست. اگر اربعین را فقط در میان مسلمانان یا شیعیان محصور کنیم، بهراستی بر سیدالشهدا ستم کردهایم؛ چه رسد به آنکه زائران شیعه اسماعیلی یا هر گروهی که نگاهی دیگر دارد را خطابی تند کنیم. توهین به جریانهای فکری مختلف، جز تحقیر پیام جهانی حسین نیست.
تعبیر دلنشین «حُبّ الْحُسَیْنِ یَجْمَعُنَا» آنگاه معنا مییابد که از هرگونه انحصار فرقهای بپرهیزیم و اربعین را به میدان عقدهگشایی تبدیل نکنیم. اما آیا کوبیدن بر طبل تفرقه -با هر برچسبی- با روح حسین سازگار است؟ این پرسش ما را به نقد خودخوانی همیشگی فرامیخواند؛ پرسشی که پاسخ آن در عمل ماست، نه در شعار.
سخن آخر آنکه اربعین را چون پلی به سوی جهان بگشاییم. از عدالت، کرامت و مبارزه با فقر و تبعیض سخن گوییم و در زیست روزمرهمان به آنها عمل کنیم. برای نمونه، حمایت از مظلومان بیپناه یا پاسداشت کرامت کارگر و معلم در جامعه خود، میتواند تجلی عملی این پیام باشد. مگر نه آنکه خطبههای سیدالشهدا، حضرت زینب و امام سجاد، همگی بر این محورها استوار است و هر راهی جز این، کژراهه؟ اربعین، یادآور ارزشهای جاودانی است که هم با شعائر دینی پیوند دارد و هم با نیازهای مبرم انسان امروز؛ پاسخی که هم دل را آرامش میبخشد و هم اراده را برای ساختن جهانی عادلانهتر، استوار میکند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.