|

در لبه‌ آستانه‌‌ها

مسعود پزشکیان به‌تازگی گفته است: «مردم از ما ناراضی‌ هستند». آیا این جمله به معنای پذیرش واقعیت است؟ کارشناسان معتقدند وقتی در عرصه سیاست، اقتصاد یا آموزش عالی بازخورد اجتماعی نادیده گرفته شود، بحران‌ها نه‌تنها ادامه می‌‌یابند، بلکه زنجیره‌‌ای از پیامدهای علی-معلولی ایجاد می‌‌‌کنند که از محیط زیست تا دانشگاه و سرمایه اجتماعی امتداد می‌‌یابد.

در لبه‌ آستانه‌‌ها

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سعید نبی -   مستندساز

 

مسعود پزشکیان به‌تازگی گفته است: «مردم از ما ناراضی‌ هستند». آیا این جمله به معنای پذیرش واقعیت است؟ کارشناسان معتقدند وقتی در عرصه سیاست، اقتصاد یا آموزش عالی بازخورد اجتماعی نادیده گرفته شود، بحران‌ها نه‌تنها ادامه می‌‌یابند، بلکه زنجیره‌‌ای از پیامدهای علی-معلولی ایجاد می‌‌‌کنند که از محیط زیست تا دانشگاه و سرمایه اجتماعی امتداد می‌‌یابد.

برخی از متخصصان معتقدند ایران امروز بیش از آنکه با کمبود منابع روبه‌رو باشد، با بحران تعریف و تبیین «پیشرفت» و پیامدهای اجتماعی آن مواجه است. مدل «آستانه پیشرفت» نشان می‌‌دهد توسعه واقعی زمانی حاصل می‌‌شود که رشد اقتصادی، اجتماعی و انسانی در چارچوب ظرفیت سرزمین و تاب‌آوری جامعه تعریف شود. از منظر محیط‌زیستی، سرزمینی که زاینده‌‌رودش خشک شده، دریاچه ارومیه‌اش در آستانه فروپاشی است و هوای آلوده کلان‌شهرها تهدیدی مزمن برای سلامت عمومی ایجاد کرده، دیگر مسئله صرفا مدیریت منابع نیست. عبور تدریجی از آستانه‌‌های بوم‌شناختی خود عامل بحران‌های اجتماعی، نهادی و اقتصادی شده و تضعیف سرمایه طبیعی، انسانی و اجتماعی را در پی دارد. همین خطای مفهومی در عرصه دانشگاه نیز رخ می‌‌دهد. 40 روز پس از رخدادهای پرهزینه اخیر، دانشگاه‌های ایران نه‌صرفا صحنه ناآرامی دانشجویی، بلکه بازتاب زنجیره‌‌ای 

پیامدها بوده‌‌اند:

تجربه پرهزینه رخداد، تولید حافظه جمعی نسل جوان، ظهور کنش‌‌های نمادین، واکنش نهادی و در نهایت تضعیف سرمایه اجتماعی، همه در روابط علت و معلولی قرار گرفته‌اند. آیین چهلم‌ در سنت ایرانی، نه‌فقط مراسم سوگواری، بلکه فرایندی است که فقدان را به معنا تبدیل‌ و نسل جوان را حساس‌‌تر و تحلیلگرتر می‌‌کند.

واکنش‌‌های محدودکننده آموزشی یا کنترل‌بخشی، هرچند با هدف مدیریت بحران انجام می‌‌شوند، می‌‌توانند خود معلول بحران قبلی را تقویت کرده و علت بحران بعدی شوند. پارادایم غالب هنوز رشد را مستقل از ظرفیت سرزمین تعریف می‌‌کند. همان نگاه کلاسیک رشد نامحدود که سرمایه طبیعی را قابل جانشینی با فناوری و سرمایه انسانی می‌‌پندارد. تجربه سرزمینی نشان می‌‌دهد برخی آستانه‌ها برگشت‌‌ناپذیرند و مدیریت پس از عبور از آنها هرگز جایگزین پیشگیری نمی‌‌شود. در سطح کلان، مدل «آستانه پیشرفت» در تقاطع چند پارادایم نظری قرار می‌‌گیرد:

1- بوم‌‌شناسی سیاسی و اقتصاد سیاسی نشان می‌‌دهند محدودیت منابع طبیعی پیامدهای اجتماعی و سیاسی مستقیم دارد: کمبود آب و خاک، بحران غذایی، بی‌ثباتی اجتماعی و فشار بر نهادها.

2- نظریه بحران و تغییر اجتماعی، روند بازتولید چرخه بی‌اعتمادی را توضیح می‌‌دهد.

3- توسعه پایدار و اقتصاد سبز هشدار می‌‌دهند رشد بدون ملاحظات محیط‌زیستی و اجتماعی، سرمایه طبیعی و انسانی را تحلیل می‌‌برد، اما مصالحه کوتاه‌‌مدت غالبا به سود رشد انجام می‌‌شود.

مدل «آستانه پیشرفت» نشان می‌‌دهد پایش شفاف داده‌های محیط‌زیستی و اجتماعی، اصلاح فرایندها و بازچرخانی منابع، بازآرایی الگوی تولید و مصرف، همه در یک زنجیره علت و معلولی عمل می‌‌کنند و تاب‌آوری اجتماعی و نهادی و تعریف تازه‌ای از پیشرفت را شکل می‌‌دهند. این مدل همچنین اهمیت تعامل میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی و جامعه مدنی را برجسته می‌‌کند.

بدون این تعامل، ظرفیت برد سرزمین فراتر رفته و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی تشدید می‌‌شوند. علاوه بر این، مدل «آستانه پیشرفت» یادآوری می‌‌کند پیشرفت واقعی نه‌فقط نتیجه سیاست‌‌های کلان، بلکه محصول تصمیمات خرد، برنامه‌‌ریزی شهری و مدیریت منابع در سطح محلی نیز هست. نادیده‌گرفتن این سطوح، فشار بر نظام‌های اجتماعی و نهادی را افزایش می‌‌دهد و نابرابری‌‌های منطقه‌ای و اجتماعی را تشدید می‌‌کند. تجربه‌های جهانی نشان می‌‌دهند جوامعی که هم‌زمان سرمایه طبیعی، انسانی و اجتماعی خود را مد نظر قرار داده‌اند، توانسته‌‌اند تاب‌‌آوری و توسعه پایدار را بهتر تضمین کنند. ایران نیز برای دستیابی به این مسیر، نیازمند بازنگری در فرایندهای تصمیم‌‌گیری، شفاف‌‌سازی اطلاعات و ایجاد اعتماد اجتماعی است.

به ‌طور خلاصه، همان‌طور که مسعود پزشکیان هم اذعان می‌کند، مسئولان نمی‌‌توانند نارضایتی مردم را انکار کنند یا بر زخم‌‌های اجتماعی نمک بپاشند، پیشرفت پایدار زمانی ممکن است که مرزهای طبیعت و ظرفیت اجتماعی رعایت شود. چراکه پیشرفت بدون تاب‌‌آوری نهادی و اجتماعی ناپایدار است و هیچ فناوری یا سیاست مقطعی نمی‌‌تواند خلأ حاصل از عبور از آستانه‌ها را جبران کند. هر سیاستی که مرزهای طبیعت و ظرفیت اجتماعی را نادیده بگیرد، نه‌فقط محیط زیست و دانشگاه، بلکه کل دستگاه اجرایی را با بحران مواجه می‌‌کند. پیشرفت پایدار فقط زمانی ممکن است که مرزهای طبیعت و ظرفیت اجتماعی رعایت شود.

هر تصمیم اقتصادی یا توسعه‌ای، پیامد سیاسی مستقیم دارد و آینده ایران به توانایی تصمیم‌‌گیران برای درک و رعایت آستانه‌های بوم‌‌شناختی، اجتماعی و نهادی وابسته است.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.