تاتولوژیهای ترامپ
«تاتولوژی» اصطلاحی است با ریشه یونانی، متشکل از دو واژه «تاتو» به معنی یکشکل و یکسانبودن و «لوژی» به معنی کلمه و حرف، و به معنی کلمات و حرفهای شبیه به هم و کلیشهای است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اشکان نوآور - مدرس اصول و فنون مذاکرات
«تاتولوژی» اصطلاحی است با ریشه یونانی، متشکل از دو واژه «تاتو» به معنی یکشکل و یکسانبودن و «لوژی» به معنی کلمه و حرف، و به معنی کلمات و حرفهای شبیه به هم و کلیشهای است.
تاتولوژی که از تکنیکهای مورد استفاده سوفسطاییها و فیلسوفان یونان باستان بوده، در مواقعی که استدلالات و استقرائات فلسفی به سفسطه منجر میشد و مباحثات دیالکتیک طولانیمدتشان به بنبست میرسید، برای خالینکردن عریضه و عدم پذیرش نظرات طرف مقابل به این تکنیک متوسل شده و مفاهیم و جملاتی کلیشهوار را بهصورت مکرر بهکار میبردند تا بازنده از میدان آتن خارج نشوند و با دستاویز این ترفند، باعث جلوگیری از ایراد خدشه به آبرو و اعتبارشان میشدند.
در واقع تاتولوژی حرفهایی است با ساختار معنایی درست اما بدون خاصیت. جملاتی که طرف مقابل مستقل از اینکه با ما مخالف باشد یا موافق، نتواند درستی آنها را زیر سؤال ببرد. گزارههایی که بهتنهایی قابل انکار نبوده و درست هستند اما تکراری و بیفایدهاند.
این تکنیک در مذاکرات حرفهای دارای کاربرد بوده و متخصصان فن و هنر مذاکره در مواقع متعددی از آن استفاده میکنند تا در دام تکنیکها و ترفندهای طرف مقابل گرفتار نشوند. به قول استاد روانشادم پروفسور مسعود حیدری که بحق پدر دانش مذاکره در ایران بود: «در واقع مدتی حرف میزنیم بدون اینکه حرف خاصی زده باشیم!».
به عنوان مثال در مواجهه با تهدید، مذاکرهکننده حرفهای بهجای اینکه دچار ترس و انفعال شده و سکوت کند یا عصبی شده و به مقابله و تهدید متقابل بپردازد -که هر دو عکسالعمل مردود بوده و به تسلیم یا تشدید تنش منجر میشود- ضمن حفظ خونسردی و با استفاده از تکنیک تاتولوژی، تریبون را به دست گرفته و هم تسلط خود را بر شرایط بحرانی نشان میدهد و هم جو سنگین و رعبانگیز ایجادشده را به هم میریزد.
تاتولوژی در موارد زیادی کاربرد دارد؛ مثلا در مواقعی که میخواهیم به هر دلیلی از پاسخگویی طفره برویم. زمانی که پاسخ یک سؤال را نمیدانیم، یا نمیخواهیم پاسخ دروغ بدهیم، یا اختیار پاسخگویی نداریم و باید با مافوقمان هماهنگ کنیم. در تمام این موارد بهجای سکوتکردن توصیه میشود که از این تکنیک استفاده کنیم.
یا سازمانهایی که با اربابرجوع سر و کار دارند، در مقابله با افراد ناراضی و شاکی از این روش بهره میجویند. مثلا میگویند: «هیچ شرکتی دوست ندارد مشتریانش را ناراضی کند» یا «ما همه سعی خودمان را میکنیم که بهترین عملکردمان را به شما ارائه دهیم». این جملات گرچه گزارههایی انکارناپذیر هستند اما بیخاصیت است و مشکل مشتری را حل نمیکند و فقط باعث آرامشدن و کاهش التهاب فضا میشوند (مانند پخش میانپردههای تلویزیونی در زمان بروز تنش در پخش زنده).
کاربرد دیگر تاتولوژی در سخنرانیهاست. برخی جملات زیبا و شیک کلیشهای که معمولا مدیران در سمینارها و همایشها به کار میبرند و در پایان اگر از حاضران بپرسیم که حاصل این سخنرانی چه بود، میگویند: «هیچی! همان حرفهای همیشگی».
اما واضح است که تاتولوژی صرفا مُسکّن بوده و بههیچعنوان راهکار حل مشکلات نیست و تکرار آن باعث میشود در ذهن مخاطبان تلقی فریبکاری و دغلبازی شکل گرفته و فضای بیاعتمادی ایجاد شود.
این تکنیک در ایام جنگ 40روزه بارها از سوی ترامپ به کار گرفته شد. کافیست نوشتارها و گفتارهای تکراری او را در ذهن مرور کنیم:
جمله معروف او که به طنز در میان مردم رایج شد: «خواهیم دید چه خواهد شد».
یا این گزاره بدیهی که «ببینیم چه میشود. شاید آنها توافق کنند، شاید هم نکنند».
برخی از این جملات آنقدر خستهکننده میشوند که مخاطب ناخودآگاه از آنها عبور کرده و به پاراگراف بعدی میرود. مانند این مصاحبه: «شما نمیدانید که نکات چیست. من میدانم که آنها چیست. آنها نکات بسیار خوبی هستند و اکثر آنها کاملا به نتیجه رسیدهاند. اگر نتیجه خوب نباشد، بهراحتی و سریع به آن باز خواهیم گشت».
این جملات همگی مصداق تاتولوژی هستند. جملاتی بیاثر و بیفایده اما درست و دارای معنی. یا تهدیدهایی که شاید در ابتدا هراسآور جلوه میکرد اما بس که به ورطه تکرار افتاد بیاثر و بیاهمیت شد و دیگر توجه مخاطبان را به خود جلب نکرد مانند اینکه: ما قویترین ارتش دنیا هستیم، ما مجهزترین ناوها و سلاحها را داریم، بمبافکنهای ما در دنیا بینظیرند، ما به تمام خواستههایمان رسیدیم، ما نیروی هوایی و دریایی آنها را نابود کردیم و... . در واقع ترامپ خاصیت تاتولوژی را درک کرده اما به این نکته که تکرار مکرر آن باعث بیتوجهی و بیاعتمادی مخاطب میشود اهمیت نداده و البته این رفتار از موجود خودشیفته و نارسیسیستی چون او عجیب نیست. هر سیاستمداری چنان که از عنوانش پیداست باید دارای سیاست و فراست بوده و از اینکه دیگران او را فریبکار تلقی کنند گریزان باشد، اما این موجود همهچیزش غیرمعمول است. موجودی که تاکنون جهان سیاست به خود ندیده است.