معایب توافق دومرحلهای
یکشنبه گذشته برای ساعاتی به نظر رسید که ایران و آمریکا در آستانه نیل به تفاهمی موقت هستند. تا ساعت تهیه این یادداشت هنوز این احتمال منتفی نشده و همچنان وجود دارد، اما در پی پیام ترامپ در بعدازظهر یکشنبه مبنی بر اینکه «به نمایندگانش گفته که نباید برای رسیدن به توافق عجله کنند، چراکه زمان به سود ماست»، سرعت سیر امور قدری کُند شد. برخی ملاحظات در این مورد به شرح زیر قابل ذکر است:
یکشنبه گذشته برای ساعاتی به نظر رسید که ایران و آمریکا در آستانه نیل به تفاهمی موقت هستند. تا ساعت تهیه این یادداشت هنوز این احتمال منتفی نشده و همچنان وجود دارد، اما در پی پیام ترامپ در بعدازظهر یکشنبه مبنی بر اینکه «به نمایندگانش گفته که نباید برای رسیدن به توافق عجله کنند، چراکه زمان به سود ماست»، سرعت سیر امور قدری کُند شد. برخی ملاحظات در این مورد به شرح زیر قابل ذکر است:
1- درباره محتوای این تفاهم مشکل میتوان سخنی قطعی گفت. از منابع رسمی، اعم از ایرانی و آمریکایی، هنوز چیزی نشنیدهایم. منابع رسانهای و غیررسمی آمریکایی درباره محتوای این تفاهم به مواردی همچون آتشبس کامل و عدم تعرض از سوی طرفین، احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران، تعهد طرفین به رفع انسداد تنگه هرمز و برداشتن محاصره دریایی و موافقت آمریکا با رفع موقت تحریم فروش نفت ایران سخن گفتهاند. ضمنا صحبت از این است که گویا رفع تحریمهای بیشتر و آزادی سپردههای بانکی ایران قطعی نیست و انجام آن فقط به صورت تدریجی و متناسب با اقدامات ایران ممکن خواهد بود. صحبتی از خروج نیروهای آمریکا از منطقه هم نیست. آنچه مهم است، این است که مذاکره درباره موضوع اصلی مورد نظر آمریکا، یعنی برنامه هستهای و اورانیوم 60 درصد، به مرحله دوم یعنی طی یک دوره 60روزه قابل تمدید بعد از نهاییشدن تفاهم اولیه موکول میشود.
2- بلافاصله بعد از اعلام این خبرها، موجی از انتقادها علیه ترامپ عمدتا از سوی جمهوریخواهان و اندیشکدههای همسو شروع شد. سناتورها لیندزی گراهام، تد کروز، روجر ویکر، تام تیلیس و مایک پمپئو، رئیس سیا در دولت قبلی ترامپ، شدیدا توافق با ایران را مورد انتقاد قرار دادند و طیفی از ادعاها مانند «کابوس برای اسرائیل»، افزایش سلطه ایران بر منطقه، اشتباه فاجعهبار، پرداخت میلیاردها دلار به ایران بهرغم ادامه غنیسازی، از میان بردن «دستاوردهای حمله آمریکا» و... را مطرح کردند. با توجه به نیاز روانی ترامپ به اینکه حداقل از سوی خودیها همیشه مورد تمجید باشد و اینکه او هیچ فکر منسجم و راهبردی ندارد و در لحظه زندگی میکند و شخصی تصمیم میگیرد، محتمل است که این انتقادها و پیشبینی موجهای بعدی، دلیل اصلی تردید او بوده باشد. اشاره مجدد ترامپ به اینکه توافق او با ایران مشابه توافق اوباما نخواهد بود، گویای واهمه شدید او از مقایسهشدن با اوباماست؛ خاصه آنکه صحبت از رفع تحریم نفتی بدون توافقی در مورد هستهای هم در میان است. دموکراتها هنوز واکنش چندانی نشان ندادهاند، اما محتمل است که آنها و رسانههای جریان اصلی منتظر اعلام رسمی چنین توافقی هستند تا بهاصطلاح پوست ترامپ را بکنند. در این میان، بعضی اعلام پیروزیهای زودرس از سوی برخی در ایران نیز ممکن است مزید بر علت بوده باشد.
3- تا آنجا که به ایران مربوط میشود، تفاهمی با چنین محتوایی اگر نهایی شود، بردی برای ایران است؛ خاصه اگر قرار به رفع تحریم نفتی، هرچند موقت، بدون دادن امتیاز هستهای باشد. اما اگر نگاهی کلینگر داشته باشیم، به نظر میرسد استراتژی عمومی مقامات ما دارای ابهاماتی است. سؤال اصلی به دومرحلهای بودن توافق برمیگردد. اینکه چرا بهناگاه بعد از مذاکرات اسلامآباد چنین تصمیمی گرفته شد، خیلی روشن نیست یا اگر روشن باشد، منطق آن نامعلوم است. مدتهاست مشکل اصلی کشور ما تعلیق و بلاتکلیفی است که برای شرایط اقتصادی و اجتماعی خسارتبار است. توافق دومرحلهای قادر به رفع این مشکل اصلی نیست. این فرض احتمالی که با خاتمه کامل جنگ در مرحله اول تعلیق رفع میشود، فرض درستی نیست؛ چون اولا طرف مقابل هر لحظه که اراده کند، میتواند تفاهم حاصله را نقض کند. ثانیا مسئله این است که تثبیت تفاهم اولیه مشروط و موکول به تحقق توافق دوم و بهویژه در مورد مسائل هستهای خواهد بود. با چنین پیششرطی تفاهم اولیه نمیتواند نتیجه مطلوبی از جهت رفع بلاتکلیفی داشته باشد. به باور نگارنده، اقدام مناسبتر این بود که از ابتدا طرفین میپذیرفتند که همه امور را طی یک دوره زمانی لازم و در قالب یک بسته کامل مذاکره کنند و به توافقی جامع و فیصلهبخش برسند و تکلیف کشور و مردم را بعد از نزدیک به 25 سال بلاتکلیفی روشن کنند.
4- این چارچوب تفاهم صرفنظر از اینکه به نتیجه برسد یا نرسد، روشن میکند حداکثر انتظار ترامپ دریافت امتیازی در حوزه غنیسازی است که بیشتر از برجام باشد. اکنون روشن است همانطور که از ابتدا معلوم بود، ترامپ نهتنها دنبال موشک و محور مقاومت نیست، بلکه به طریق اولی «جنگ وجودی» و «جنگ تسلط» با ما را هم در دستور کار ندارد.