|

تفاهم‌نامه در رقابت نابرابر رسانه‌ای

این روزها به‌خوبی آثار از بین‌ رفتن مرجعیت رسانه‌ای کشور قابل مشاهده است. کسانی که در تمام این سال‌ها از دولت روحانی تا دولت پزشکیان به بهبود وضعیت رسانه‌های کشور بی‌اعتنایی کردند و کمترین سیاست و برنامه و عملی برای درمان دردهای مطبوعات و رسانه‌ها داشتند، امروز باید نتیجه‌اش را ببینند و مسئولیتش را بپذیرند که چگونه تیزی این بومرنگ به سوی خودشان و کشور برگشته است.

این روزها به‌خوبی آثار از بین‌ رفتن مرجعیت رسانه‌ای کشور قابل مشاهده است. کسانی که در تمام این سال‌ها از دولت روحانی تا دولت پزشکیان به بهبود وضعیت رسانه‌های کشور بی‌اعتنایی کردند و کمترین سیاست و برنامه و عملی برای درمان دردهای مطبوعات و رسانه‌ها داشتند، امروز باید نتیجه‌اش را ببینند و مسئولیتش را بپذیرند که چگونه تیزی این بومرنگ به سوی خودشان و کشور برگشته است.

شمارگان مطبوعات ایران با 90 میلیون نفر جمعیت، حدود 400 هزار نسخه در روز است. از این تعداد میانگین 50 درصد برگشتی است. آمار مشاهده روزنامه‌ها در محیط وب نیز چندان درخور توجه نیست. همچنین مطبوعات و خبرگزاری‌ها مجبور به رعایت ملاحظات بسیاری هستند که مانع از تهیه و انتشار مطالب حرفه‌ای و مورد نیاز مخاطب است. مطبوعات و خبرگزاری‌ها نقش خود را در گردش اطلاعات در ایران تا حد زیادی از دست داده‌اند. از سوی دیگر، صدا‌و‌سیما در سال‌های اخیر که به‌طور انحصاری در اختیار یک جریان فکری خاص قرار گرفته است، در اجرای تفکرات و ایده‌های همان جریان برقراری ارتباط با مخاطبان ایرانی را از دست داده و فقط بخشی از جامعه را هدف قرار می‌دهد که همسوی همان جریان هستند. به همین دلیل تلویزیون ایران نیز نمی‌تواند در سطح ملی جریان بسازد، اما قادر است سیاست خود را در همان بخش مخاطبان خاص پیش ببرد و چیره کند. در جریان جنگ رمضان و بعد از امضای تفاهم‌نامه بین ایران و آمریکا، دو جریان مختلف در کشور پدیدار شد؛ گروه اول موافق تفاهم‌نامه و روند توافق و توقف جنگ بود و گروه دوم مخالفان سرسخت تفاهم‌نامه و توافق بین ایران و ایالات متحده. اما در این موضوع یک رقابت رسانه‌ای کاملا ناعادلانه و نابرابر شکل گرفت. گروه دوم رسانه‌ای به نام تلویزیون ایران را در اختیار داشتند. برنامه‌های خبری و تحلیلی صدا‌و‌سیما کاملا در اختیار این گروه قرار گرفت که در برنامه‌های خبری و تحلیلی و تبلیغی موضعی مخالف تفاهم‌نامه و روند توافق ارائه می‌کند. اصرار صدا‌و‌سیما بر این موضع تا جایی پیش رفته است که حتی مصاحبه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره را در میانه گفت‌وگو قطع می‌کند. کسی از بین تحلیلگران یا مقاماتی که موافق تفاهم‌نامه و روند توافق و پایان جنگ هستند، به آنتن تلویزیون ایران راهی ندارد. امکانات محیط وب مانند تلویزیون‌های اینترنتی یا صفحات اینستاگرامی و تلگرامی و شبکه ایکس به دلایلی که مجال گفتنش نیست، قادر به تولید جریان نیستند. موافقان سیاست رسمی کشور‌ که ایستادن پای تفاهم و به‌کارگیری سیاست برای پیشگیری از ادامه جنگ بوده است، فقط می‌توانند در مطبوعات و خبرگزاری‌ها چیزی بگویند یا بنویسند؛ آن‌هم مطبوعاتی که تیراژ کاغذی آنها در این مملکت 90 میلیونی 400 هزار و برگشتی آنها نصف این رقم است. محدودیت‌های شدید بر کار مطبوعات و خبرگزاری‌ها هم موجب شده است مراجعه به صفحات اینترنتی آنها رقم قابل ملاحظه‌ای نباشد. اگرچه تعداد مخاطبان تلویزیون نیز بسیار پایین آمده ولی باز هم بسیار بسیار بیشتر از تعدد مخاطبان و خوانندگان مطبوعات است. در چنین وضعیتی موافقان تفاهم‌نامه و رفتن به سمت پایان جنگ از مقامات رسمی تا تحلیلگران و کارشناسان نمی‌توانند در سطح افکار عمومی به جریان اصلی بدل شوند و در عرصه عمومی با رقیب رقابت کنند. در این رقابت نابرابر و ناعادلانه، صدای کسانی شنیده می‌شود و قدرت و نفوذ می‌یابد که در رقابت رسانه‌ای دست بالاتر را دارند؛ یعنی صدا‌و‌سیما. این نیست که مطبوعات ذاتا در برابر تلویزیون ضعیف هستند. در تجربه نیمه دوم دهه ۷۰ مطبوعات کشور به جریان اصلی بدل شدند و تلویزیون از رقابت با آنها بازماند و حتی مجبور به افزایش فعالیت‌های خود و ایجاد شبکه‌ها و برنامه‌های تازه‌تر شد. مطبوعات و خبرگزاری‌ها اگر بتوانند بر اساس قانون اساسی و قانون مطبوعات در استقلال و امنیت و آزادی فعالیت کنند، به سادگی قادر خواهند بود با رسانه‌ای مانند تلویزیون رقابت کنند و حتی از آن پیشی بگیرند. با این حال، سال‌هاست که با انواع فشارها بر روزنامه‌نگاران مطبوعات و خبرگزاری‌ها و بحران اقتصادی، کارآمدی مطبوعات به پایین‌ترین حد خود رسیده است.  در چنین روزهای داغی که کشور دوباره در آستانه جنگی سخت قرار گرفته است‌ و تلویزیون کشور هم که با بودجه ملت اداره می‌شود همین سیاست را ترویج می‌کند، آنها که می‌کوشند از افتادن ایران در آتش جنگی دیگر پیشگیری کنند، جایی برای سخن ندارند. وقتی با بی‌اعتنایی فراوان خوانده و شنیده نشد صدای کسانی که بارها و بارها نوشتند و گفتند که استقلال، امنیت و آزادی مطبوعات غیر از آنکه حق اساسی ملت است، از موارد امنیت ملی است، حاصل همین می‌شود که صدای جنگ بسی بلندتر به گوش می‌رسد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.