قربانگاه منافع ملی
خطیبی در هفته گذشته گفته است ما برای انتقام امام شهیدمان حاضریم منافع ملی خود را قربانی کنیم (نقل به مضمون).
خطیبی در هفته گذشته گفته است ما برای انتقام امام شهیدمان حاضریم منافع ملی خود را قربانی کنیم (نقل به مضمون).
در نگاه نخست به نظر میرسد این عبارت اوج عشق و فداکاری به رهبر شهیدمان باشد اما اگر کمی درنگ شود و گویندگانی اینچنین مورد تحلیل قرار گیرند، میبینیم که موضوع صرفا یک مسابقه کلامی در میان صاحبان صدا برای پیشیجستن از دیگران است و نه عشق و ارادت خاص. از سویی کلمات برای خود بار معانی مختلف دارند و آنان که از درک این معانی غافلاند، طبعا سخنانشان فاقد معنی عمیق است و در گذر زمان فقط به سخن سطحی و پیشدستانه اکتفا کردهاند.
بد نیست اندکی به دو واژه انتقام و منافع ملی بیندیشیم. در اینکه باید از عاملان و آمران جنایت انتقام گرفت حرفی نیست، اما اگر به سطح انتقام در کف آن بیندیشیم، بلافاصله انتقام فردی مطرح میشود که از آن باکی نیست و حداقلی است که میتواند عملی شود و اگر به دست انسان صورت نگیرد، در قاموس خلقت بههرحال گریزی از آن نیست. مگر دیگر جنایتکاران تاریخ بهسادگی از دست انتقام فرار کردهاند؟ به همه آنان بیندیشیم، چه آنانی که مثل آریل شارون قصاب صبرا و شتیلا در مجمعی از نرمتنان دست و پا زد و به درک واصل شد و چه اسحق رابین که به دست خودیها ترور شد و چه شامیر و گلدامایر و در آینده دیگران که به فنا میروند اما آیا این نوع انتقام پاسخ به خون شهیدانمان است. اگر سطح انتقام را در این حد ببینیم، این امری است که خواهی نخواهی وقوع خواهد یافت. حال میخواهیم منافع ملیمان را در این امر بدیهی قربانی کنیم. این نوع نگرش هم حاکی از سبقت در کلام از دیگران است و هم ناشی از عدم درک منافع ملی که رهبر شهیدمان به خاطر آن شهید شدند. شاید باید گفته شود که به خاطر منافع ملی باید انتقام بگیریم و نه آنکه منافع ملی را برای انتقام قربانی کنیم.
آیا گوینده به منافع ملی اندیشیده است؟ در رأس منافع ملی ما فرهنگ اسلامی- ایرانی قرار دارد. منافع ملی ما وجود، استمرار و تقویت این فرهنگ است. آیا میخواهیم برای آنچه کف انتقام مینامیم، این بخش از منافع ملیمان را قربانی کنیم.
بخش عظیمی از این مجاهدتها و تلاشهای رهبر شهیدمان بر ارتقای این نفع ملی استوار بود و در این راه تلاشهای فراوانی را به منصه ظهور رساندند.
از جمله منافع ملیمان سرزمین ایران است که صدها هزار شهید به خاطر وجب به وجب این خاک شربت شهادت نوشیدند. اگر سرزمین ایران قربانی شود، آیا از جمهوری اسلامی که رهبر شهیدمان بر تناورشدن این درخت پایمردی کردند، چیزی باقی میماند.
منافع ملیمان مردم ایران هستند که نمونه ایثار و فرهیختگی و شعور آنان چه در انقلاب، چه در دفاع مقدس و چه در جریان تجاوزات اخیر آمریکایی-صهیونی و آخرین آن در بدرقه بینظیر رهبر شهیدمان تجلی یافت. آیا این منافع ملی قابل قربانیشدن است؟ مگر نه اینکه حفظ دماء مسلمین بر همگان و از جمله حاکمیت واجب است؟ منافع ملیمان ذخایر طبیعی خداداد کشورمان اعم از زیرزمینی یا روزمینی هستند؛ آیا میخواهیم آنها را به خاطر کف انتقام از دست بدهیم. میماند اینکه افراد چرا چنین صلاحیتی را در خود میبینند که از جانب ملت صحبت میکنند. چه کسی این صلاحیت را به ایشان داده که در همه مسائل بزرگ کشور نظر بدهند و جرئت به حراج گذاردن منافع ملی را با توهم به خود بدهند؛ به علاوه مگر کشور فاقد رهبر است که خود را مافوق رهبری میدانند. آری، ما باید به خاطر منافع ملی به انتقام بپردازیم. حاصل انقلاب، تمدن اسلامی است که شبهتمدنهای پوسیده و متجاوز را بر جای مینشاند. انتقام ما باید ایران قوی و سرافرازی و الگوبودن باشد، والا تنها دنبال کف انتقام رفتن که خواهی نخواهی پس از چندی خودبهخود نیز اتفاق میافتد. رفتن، بیاعتنایی به انقلاب، تمدن اسلامی، سیره ائمه (ع)، پایداری چند هزار سال ایران و آموزههای اسلامی است. میماند یک حرف که آنها که منافع ایران را به قربانگاه میبرند، آیا از منافع خود یعنی جیفهای که به لطف انقلاب برای خود دست و پا کردهاند میتوانند بگریزند.
اگر خیلی بر حرف خود پافشاری دارند، مایملک خود را به انقلاب و در راه انتقام تقدیم کنند به شرط آنکه نگویند در اسلام داشتن مسکن وسیع و مرکب راهوار مستحب است و برای خانواده فداکاری کرده و آنها را نمیتوانیم ببخشیم. همین انقلابیون منتقم سازشناپذیر همواره بر این پافشاری میکنند که دولت باید معیشت مردم را ارتقا داده و سفرههای آنان را رنگین کند. اگر یک روز گاز قطع شود یا برق از دست برود یا قطعی آب اتفاق افتد یا فلان پل مواصلاتی تخریب شود، بلافاصله دولت را هدف قرار میدهند. گویی دولت (به معنی دولت و نه حاکمیت) چراغ جادویی دارد که بلافاصله هر آنچه از جنگ حاصل میشود را یکباره میتواند بهجای خود برگرداند. ایشان و دوستانشان رفاه در عین جنگ را میخواهند. هرگز در مورد عواقب جنگ نظری نمیدهند و شاید اصلا چرخه تولید-مصرف و بدیهیات اقتصاد زندگی مردم را نمیدانند یا نمیخواهند بدانند. صحبتها و رهنمودهای رهبر شهیدمان مقاومت و خط مقاومت است و در آن تردیدی وجود ندارد اما همگان باید به این امر واقف باشند که ادامه مقاومت و درگیری با جرثومههای فساد آمریکایی-صهیونی تخریب و محرومیت و کمبود و مشکلات اقتصادی و اجتماعی را در بر دارد. ایشان و آقایان همفکر باید مردم را برای این محرومیتها و مشکلات و کمبودها و نارساییها چه در زمینه زیربناها مثل آب و برق و گاز و انرژی و چه در مورد کالاهای عینی چون خوراک و نان و محصولات کشاورزی و کالای صنعتی و تورمهای سهرقمی و کاهش ارزش پول آماده کنند.
حقیقتا سبک زندگی در کشورمان و اسراف و تبذیر در ابعاد مختلف و وابستگیهایی مثل وجود اینترنت در ابعاد زندگی مانند بانکها، ادارات با جنگ و درگیری تناسبی ندارد و اگر واقعا معتقد به مقاومت (و نه تهاجم) هستیم، هم دولت، هم حکمرانی، هم خطبا و هم افرادی مانند مداحان میکروفنبهدست در تغییر سبک زندگی مردم و عادت به زندگی ریاضتوار همراه محرومیت تلاش خود را انجام دهند و آیه شریفه و اعدو لهم مااستطَعتم را آویزه گوش قرار دهند و نه آنکه شعار جنگ و انتقام سر دهند و آیه را چنین بخوانند و اسرفولهم مااستطَعتم. خیلی واضح است که تداوم فرهنگ جنگخواهانه مشکلات اجتماعی و اقتصادی فراوانی فراروی مردم قرار میدهد و حتی اگر این دوست گرامی از خانه و مرکوب مستحبی نگذرد، بالمآل از دستان او فرار خواهد کرد. فراموش نکنیم انتقام را برای منافع ملی انجام میدهیم و نه آنکه منافع ملی را قربانی انتقام کنیم.